a

atiyeh

@3point · ۲۰ امتیاز

★★☆☆☆ ۲ از ۵ (۳ رأی)

3
3point ۱۱ سال پیش
پیام

ننه ننه ننه ننه... یه پسری عاشق منه
اسم پسره هوشنگه... دل من واسش میشنگه
ننه ننه ننه ننه... صبحا که میرم به مدرسه
کیفمو واسم میاره... سربه سرم میذاره
ننه ننه ننه ننه... خودت شوهر داری ننه
آقا بالاسر داری ننه
چرا شوهرم نمیدی؟
مگه از بابام چی دیدی؟
.
.
.
.
.
.
لطفا با ریتم بخونید... خـــــــــــــــعـــــــــــلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی حال میده:)))))
گرچه نصفتون با ریتم و قر و بشکن خوندین:))))

3
3point ۱۱ سال پیش
پیام

زنی بود با لباسهای کهنه و مندرس وارد خواربار فروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خواروبار به او بدهد. به نرمی گفت شوهرش بیمار است و نمی‌تواند کار کند و شش بچه‌شان بی غذا مانده‌اند صاحب مغازه با بی‌اعتنایی محلش نگذاشت و با حالت بدی خواست او را بیرون کند...
زن نیازمند در حالی که اصرار می‌کرد گفت : آقا شما را به خدا به محض اینکه بتوانم پولتان را می‌آورم...
مغازه دار گفت نسیه نمی‌دهد...
مشتری دیگری که کنار پیشخوان ایستاده بود و گفت و گوی آن دو را می‌شنید به مغازه دار گفت : ببین این خانم چه می‌خواهد؟ خرید این خانم با من...
خواربار فروش گفت : لازم نیست خودم می‌دهم لیست خریدت کو ؟ زن گفت : اینجاست.
مغازه دار با طعنه گفت: لیست ‌ات را بگذار روی ترازو به اندازه ی وزنش هر چه خواستی ببر!
زن با خجالت یک لحظه مکث کرد از کیفش تکه کاغذی درآورد و چیزی رویش نوشت و آن را روی کفه ترازو گذاشت. همه با تعجب دیدند کفه ی ترازو پایین رفت.
خواربارفروش باورش نمی‌شد. مشتری از سر رضایت خندید .
مغازه‌دار با ناباوری شروع به گذاشتن جنس در کفه ی دیگر ترازو کرد کفه ی ترازو برابر نشد، آن قدر چیز گذاشت تا کفه‌ها برابر شدند.
در این وقت، خواربار فروش با تعجب و دل‌خوری تکه کاغذ را برداشت ببیند روی آن چه نوشته است.
کاغذ لیست خرید نبود، دعای زن بود که نوشته بود ” ای خدای عزیزم! تو از نیاز من باخبری خودت آن را برآورده کن “
مغازه ‌دار با بهت جنس ها را به زن داد و همان جا ساکت و متحیر خشکش زد. زن خداحافظی کرد و رفت.
مشتری یک اسکناس با ارزش به مغازه ‌دار داد و گفت: فقط خداست که می‌‌داند وزن دعای پاک و خالص چقدر است ؟

3
3point ۱۱ سال پیش
جوک

اندر حکایت دختران این روزااااااااااااااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!
دختر1: یه خواستگار گوجه فروش داشتم... رد کردم!
دختر2: منم یه خواستگار نونوا داشتم رد کردم... نامردا دیر اطلاع رسانی کردن نون داره گرون میشه! تو چرا ردش کردی!؟
دختر1: نامرد، وقتی جواب نه ازم شنید گفت: میدونی گوجه کیلویی 8000 تومنه!؟ و منو تو اتاقم تنها گذاشت و رفت!!!!!!!!منم اشک تو چشام حلقه زد ولی راهی واسه برگشت نداشتم!
.
.
.
نتیجه اخلاقی
.
.
.
چیه لابد انتظار داری اینم من بگم.... خودتون بگین خووووووووووووووو.... همه چیو نباید من بگم که...... لابد دانشجو هم هستین!!!! والاااااااااااا:)

3
3point ۱۱ سال پیش
جوک

یه سوال از آقا پسرا؟
.
.
.
اگه دوست دختر سابقتون رفیق فابریک خانومتون بشه، چه خاکی تو سرتون میریزید؟
.
.
.
این سوال در جواب سوال اون آقا پسره بود که بالعکسشو پرسیده بودند...
و اما جواب 2 سوال مطرح شده به شرح زیر می باشد;)
دوست دختر سابق، رفیق فابریک خانم: تک تک دونه های موهای پسر کنده شده و درخواست طلاق بابت این خیانت الزامی است...
دوست پسر سابق، رفیق فابریک شوهر: بادمجانی زیر چشم دختر و درخواست طلاق بابت این خیانت الزامی است...
اصن چه کاریه؟ نکنین خووو؟ مگه من دوست پسر نداشتم، مردم!؟ تازشم... یه زندگی شیک و بی دغدغه دارم... خیلی هم حال می کنم...
پیام این آقا یه تلنگری بود واسه هممون...
والا بوخودا...

3
3point ۱۱ سال پیش
جوک

استقلالی هااااااااااااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1
انقده تیممو تیممو تیمم میکردی این بود تیمت؟؟؟؟؟؟
واااااااااااااااااااااااااااایییی بچه بودم عاشق این جمله بودم... یه جور حس قدرت و کاردانیه مفرطی بهم دست میداد... این حالو با آدامس خرسی عوض نمی کردم...

3
3point ۱۱ سال پیش
پیام

تنها صداست که می ماند...
مرتضی جان روحت شاد...
بچه ها من اینو واسه لایک کردن نذاشتم، اگه میشه بجای اینکه لایک رو فشار بدی، یه صلوات واسه آرامش روح مهربون مرتضی عزیز بدید... اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجه�
با این شعرش خاطره دارم واسه از دست دادن یه عزیزی، حالا خود صاحب صدا رو از دست دادیم!
"دل دنیا رو خون کردی، که اینجوری تو رفتی/ تموم دلخوشی هامو، تو با رفتن گرفتی/ مثل حس یه عشق تازه بودی/ مثل افسانه بی اندازه بودی"