یه بارم اعصاب مصاب نداشتم که رفیقم بهم گف:
داداش همیشه یه راهی برا لذت بردن هس...
منم گفتم:باهات موافقم... عمتو بگو بیاد.
@hossein78y · ۸۰ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۱ رأی)
یه بارم اعصاب مصاب نداشتم که رفیقم بهم گف:
داداش همیشه یه راهی برا لذت بردن هس...
منم گفتم:باهات موافقم... عمتو بگو بیاد.
چه زیبا فرمود شاعر:
اگــر قـانـون بــرای جــملگــان اســت
چرا قا از من است و نونش از توست
"هالو"
یه بارم یک شبانه روز با خواهرم تو خونه تنها بودیم، غذا مذا هم دست خودمونو میبوسید.
قبل ناهار گلاب به روتون یه قضای حاجتی میکردم که خواهرم از پشت در موال گفت: من که اینهمه غذا پختم...
خدا سر گرگ بیابونم این بالا رو نیاره...
یه بارم سر کلاس خوابیدم که تو خواب حالی به حولی شدم و نیاز به غسل پیدا کردم...
حالا ایناش مهم نی...
مهم اینجاس که دبیر چندتا زد رو شونم گفت بلند شو مرد بلند شو برو خودتو تمیز کن!
خلاصه میخوام بگه اگه سر کلاس میخوابین لباسشو تنش کنین!
بالا رفتن سطح آدرنالین خون در اثر هیجاناتی نظیر ترس واسه باکلاساس،
ما معمولیا مثل سگ میشاشیم به خودمون!
ریسک میکنید و خونتون رو میفروشید که تو بورس سهام بخرید؟
من بزرگترین ریسک زندگیم گوزیدن تو سالن امتحانات بود که اونم صداش اکو شد هیچیکی نفهمید من بودم، به خیر گذشت.
پسرخالم به نامزدش پیام داده :
"نوامیس کی بودی تو؟"
خدایی عاشق میشید عن قضیه رو در نیارید!
پشمای طرفو باس با ماشین چمن زنی کوتاه کرد، بعد اومده میگه:
نگاه پرتمنایت را از تن من بردار
این تن تنها برای اوست که تنها من میدانم و خدای من
خواهر شما لختم بیای بیرون همه فک میکن پلیور مدل پشم گوسفند مد شده.
نگران این موارد جزئی نباش.
به این فکر میکنم که اگه نظریه لامارک درست بود بزرگترین عضو بدن یه پسر 15 ساله چی بود؟
گل سرخی به او دادم، گل زردی به من داد
برای یک لحظه ی ناتمام، قلبم از تپش افتاد
با تعجب پرسیدم: مگر از من متنفری؟
گفت: نه باور کن،نه! ولی چون تو را واقعا دوست دار�
نمیخواهم پس از آنکه کام از من گرفتی، برای پیدا کردن گل زرد
زحمتی به خود هموار کنی
"کاراپت دردریان"،"کارو"
بزرگی میگفت: همسرم مدتی ناخوش بود و از این بابت بسیار ناراحت بودم. روزی از شدت ناراحتی و غم از خانه بیرون رفتم. بیخودانه میرفتم تا به بازار رسیدم. در آن هنگام مردی را دیدم که همسر او سالم بود و داشت دهنش را سرویس میکرد و خوار مادرش را به هم جوش داده بود، لذا خدا را شکر گفتم و از زنم مراقبت نکردم تا مرد و هم اکنون زندگی شاد و خرمی دارم.
یکی از باگ های دخترا اینه که تو دعوا یا طرف به نکبت گفتنشون میخنده یا اینکه باید از داداششون مایه بزارن.
خودشون امکانات لازم رو ندارن.
یه بارم شام پلو با مرغ دعوت بودیم به صاب خونه گفتم شب با مرغ حال میکنم.
پسرش برگشت گفت اتفاقا خروسا هم.
جاداره با چاپ نکردن عکس یوزپلنگ بر روی پیراهن تیم ملی، آبروی این گونه در حال انقراض را بخریم.
والا ریدن با قرعه کشی!
همچنین تبریکات خودم رو به رونالدو بابت مقدیر متنابهی خواهر، برادر و خواهرزاده جدید به یمن همت ملت غیور و همشه در صحنه عرض میکنم.
والا ریدین به آبرومون!
سر کلاس ادبیات معلم داشت تعریف میکرد که یه نگینی بوده که لیلی خیلی دوس داشته. مجنون پیداش میکنه میره جوری که لیلی ببینه میشکندش. لیلی شروع میکنه به فحش دادن. به مجنون میگن این کارو کردی لیلی نارحت شد که داره بهت فحش میده، مجنونم میگه خب دیگه 《لیلی》داره فحش میده.
اینجا که رسید گفتم آقا لیلی ابزار و لوازم به منصه ظهور رسوندن فحشاشو نداره. مجنون اگه جرئت داره با من اینکارو بکنه.
خلاصه اینکه بالاخره یه جا دیگه ثبت نامم کردن.
آقا خداوکیلی تو تعزیه از اسب نر و ماده با هم استفاده نکنین. حیوونن اینا نمیفهمن... ما که میفهمیم وسط گریه خندمون میگیره.
پ.ن: وسط گریه خندم گرفته که میگم. الکی نیس...
جیمی:تو به خاطر اینکه مشت زدی توی صورت اون بچه لوس آب زیرکاه تو دردسر نیفتادی... تو توی دردسر افتادی چون جلوی بقیه زدی توی صورت اون بچه لوس آب زیرکاه. ... پس درسی که باید یاد بگیری اینه... مهم نیست چیکار میخوای بکنی، مهم اینه که کی و کجا انجامش بدی، و با کی و به همراه کی انجامش بدی. فهمیدی؟
پسرش: آره فهمیدم وقتی هیچ کس نگاه نمی کنه مردم رو بزنم.
Black mass (عشاء ربانی سیاه)
چارلی:چرا آدم ها زوج های اشتباهیو انتخاب میکنن؟
آقای اندرسون:خب... ما عشقی رو می پذیریم که فکر میکنیم لایقش هستیم.
چارلی:میتونیم کاری کنیم بفهمن لایق عشق بیشترین؟
آقای اندرسون: میتونیم تلاش کنیم.
The perks of being a wallflower(مزایا سر به زیر بودن)
یه جا نوشته بود:
ویژگی متولدان ماه های مختلف:
فروردین:گل
اردیبهشت: صبور
خرداد: باحال
تیر: مشتی
مرداد:دل پاک
شهریور: خاص
مهر: مهربون
آبان: صادق
آذر: خوشرو
دی: پایه
بهمن: خوش خنده
اسفند: متواضع
یکی به من بگه این همه د.ی.و.ث پس متولد چه ماهین؟
عشق یعنی:
لبش میبوسم و در می کشم می بــه آب زنــدگـــانــی بــــرده ام پـــی
حسادت یعنی:
نه رازش می توانـم گـفـت بـا کـس نـــه کـس را مـی تــوانـم دیــد بـا وی
بیخیالش شدن یعنی:
بخــور جـام می و از جـم مکـن یــاد که میداند که جم کی بود و کی کی
شاعرم یعنی:
حافظ