ز

زهرا مهدوی

@مهدوی 73 · ۲۷ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۸ رأی)

ز
زهرا 1373 ۱۰ سال پیش
پیام

@andishepuia
✍✍✍✍✍✍
#داستان_کوتاه
امتحان پايانى درس فلسفه بود. استاد فقط یک سؤال مطرح كرده بود! سؤال اين بود:
شما چگونه مى‌توانيد مرا متقاعد كنيد كه صندلى جلوى شما نامرئى است؟
تقريباً یک ساعت زمان برد تا دانشجويان توانستند پاسخ‌هاى خود را در برگه امتحانى‌شان بنويسند، به غير از يك دانشجوى تنبل كه تنها 10 ثانيه طول كشيد تا جواب را بنويسد!
چند روز بعد كه استاد نمره‌هاى دانشجويان را اعلام كرد، آن دانشجوى تنبل بالاترين نمره كلاس را گرفته بود...او در جواب فقط نوشته بود:
كدام صندلى؟!
#گابریل_گارسیا_مارکز

ز
زهرا 1373 ۱۰ سال پیش
پیام

كوتاه ترین داستان فلسفی دنیا
برنده جایزه داستان كوتاه نیویورك تایمز
جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند و دید که زاهد در اتاقی ساده زندگی می کند.
اتاق پر از کتاب بود و غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده می شد.
جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟
زاهد گفت: مال تو کجاست؟
جهانگرد گفت: من اینجا مسافرم.
زاهد گفت: من هم.

ز
زهرا 1373 ۱۰ سال پیش
پیام

خدایا! 
آدم‌های خوب سر راهم بگذار ... .
حس بسیار خوبیست هنگامی که در لحظه‌ هجوم غم یا ناامیدی یا پریشانی؛ 
بی هوا کسی سر راه آدم سبز بشود... 
کلامش؛ نگاهش؛ حتی نوشته‌اش آرامش و شادی و امید بپاشد به زندگی. 
فقط از دستِ خودِ خدا برمی‌آمده که آن آدم را،
یا کلام و نگاه و نوشته‌اش را برای آن لحظه‌ خاص‌ سرِ راه زندگی ما بگذارد.
شاید یکی دیگر از دعاهای روزانه هم بتواند این باشد که خدایا:
من را هم از واسطه‌ها‌ی خوب‌کردنِ حالِ بنده‌هایت قرار بده...