L

LORD AMIR

@امیراخمش · ۱۹ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۴۸ رأی)

L
LORD AMIR ۱۱ سال پیش
جوک

واسه دخترعموم خواستگار اومد، منو فرستادن تحقیق
رفتم محلشون راجع به پسره سوال کردم، خلاصه فهمیدم این
پسره به همه سپرده ازش تعریف کنن:/ منم عمدا به یکی از رهگذرای محل طعنه زد�
گفت چته دیوونه؟؟! گفتم به من میگی دیوونه؟؟ من دوست فرهادما( خواستگاره)
گفت فرهاد خرکیه خودش با وساطت اهالی محل تازه از بازداشگاه دراومده، اون همه مواد
از جیبش پیدا کردن اون شبی ما براش رسیدیم،،، هیچی دیگه فهمیدم راسته تو دعوا اطلاعات
خوبی بدست میاری :)

(
(:امیراخمش:) ۱۱ سال پیش
جوک

$$$ علامت اختصاصی LORD AMIR$$$
هوای سرد زمستون به صورتم میخورد
دیگه طاقت حرفاشو نداشتم با اعصابی خورد دستمو به میز کوبیدم از جام بلند شد�
چشم تو چشم معلم ریاضیمون نگاه کردم گفتم ببین فکر کردی چی هستی
من زندگیمو باختم نمره ی توکه چیزی نیست برو از خدا بترس بیچاره
جلوی همه گفت خفه شو بشین سرجات
واقعا خشم وجودمو گرفته بود دستمو مشت کردم رفتم طرفش
که یهویی بابام کوبید تو شکمم گفت پاشو کره بز مدرست دیرشد :|

(
(:امیراخمش:) ۱۱ سال پیش
جوک

ساعت دوازده شب خونه ما:
من :بابا تشنمه یه لیوان آب برام بیار
بابام:خفه شو توله سگ خودت پاشو بخور
من: بابا بیار دیگه اذیت نکن
بابام:میام مثل سگ میزنمتا....
دقایقی بعد
من:بابا وقتی میای منو بزنی یه لیوان آب برام میاری :|
سلامتی هرچی تنبله بکوب لایکو...

(
(:امیراخمش:) ۱۱ سال پیش
پیام

معلم وارد کلاس شد
گفت چه کسی آماده پرسش است؟؟؟
کلاس ساکت شد...که ناگهان پسری با پیراهن کهنه و ژنده با
کفشهایی داغون از ته کلاس داد زد: من!!!
همه در بهت بودند که پسری فریاد زد : بخور ععن :|
خب این طبیعیه که از منم توقع پست آموزنده نداشته باشید :)

(
(:امیراخمش:) ۱۱ سال پیش
پیام

مجری: فامیل دور چرا ببعی رو گذاشتی رو سرت!؟
فامیل: آقای مجری امروز یه دکتره تو ماهواره میگفت اگه پشکل گوسفند بمالین رو سرتون موهاتون دوباره درمیاد
ببعی: دَدی انقد حرف نزن تمرکزم بهم میریزه!
فامیل: سیرداغ ببینم! 2ساعته داری تلاش میکنی هنوز موفق نشدی! من از بچگی آرزوم بوده مو داشته باشم،تو آخرش گند میزنی به آرمانهای من!
ببعی: دستشوییم نمیاد...
فامیل: به آبشار فکر کن...نه نه اون مال یه چیز دیگه س...به وضعیت اقتصادیمون فکر کن! ولی فقط به وضع ده یازده سال پیش فکر کنی ها،میترسم اگه به جلوتر فکر کنی کل هیکلم مو دربیاره!
مجری: آخه آدم واس خوشگلی هر کاری میکنه؟ واقعاٌ عقل هم چیز به درد بخوریه!
فامیل: نه آقای مجری...تو این دوره زمونه ای که مردم عقلشون به چشمشونه پشکل بیشتر به درد آدم میخوره!

(
(:امیراخمش:) ۱۱ سال پیش
جوک

آقا دیشب داشتیم فیلم نابودی زمین رو میدیدیم
طرفای ساعت دو نصفه شب تموم شد
ماهم مسواک زدیم که بخوابیم
همین که دراز کشیدم یهو صدای اسمس گوشیم اومد
منم از ترس یه متر پریدم هوا و داد زدم کمک که همسایه ها از ترس ریختن تو کوچه( فکر کردم دنیا داره نابود میشه )
من :]
خانواده 0_0
نوستر آداموس :)

(
(:امیراخمش:) ۱۱ سال پیش
جوک

داشتم به محرم فکر میکردم که یاد یه خاطره افتادم :|
ما همیشه وسطای محرم واسه عذا داری یه شبو میریم مسجد محل بابابزرگم
خلاصه ما هم رفتیم ومداح گفت که برقا رو خاموش کنین عذا داری رو شروع کنی�
خلاصه همین که برقارو خاموش کردن گوشی من شروع کرد به زنگ خوردن ( زنگ گوشیم مداحی بود )
خلاصه همین که صدای زنگ من اومد مردم فکر کردن مداحه داره میخونه؛شرو ع کردن عذاداری :/
مردم گریه میکردن؛ یکی خودشو میزد ؛ اصلا یه وعضی ها :|
قیافه ی ما :|
قیافه مداح :|

(
(:امیراخمش:) ۱۱ سال پیش
پیام

سلام بچه ها!! یه خبر!! من میخوام دیگه از فورجوک و کلا از اینترنت جداشم و همرو فراموش کنم
شاید یکی از دلایل رفتنم تایید نشدن پستام و یا کمبود لایک باشه!! شایدم مشکلات خود�
لحظات خوبی رو باهم گذروندیم ببخشید اگه تو این ایام اذیتتون کردم و یا سر کارتوت گذاشتم دقیقا مثل همین الان :)
چیه چرا اونجوری نگاه می کنی؟ مگه جای تو رو تنگ کردم :)

(
(:امیراخمش:) ۱۱ سال پیش
جوک

داییم داشت تو جمع تعریف میکرد:
بچه که بودم، یه روز مامانم( مامان اون یعنی مادربزرگ من) به خیال اینکه مچ منو گرفته یهو اومد تو اتاق وگفت که تو چرا درس نمیخوندی؟
منم گفتم خوندم بیا بپرس بعد انگلیسی رو بهش دادم :) اینم که نمیتونسته انگلیسی بخونه گفته نه پسرم وقتی میگی خوندم ینی خوندم من بهت اعتماد دار�
من :|
دایی:)
مامان بزرگه :(
آموزش و پرورش :/