ح

حمید

@غم فروش دورگرد · ۳ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

ح
حمید ۱۱ سال پیش
جوک

با سلام به جون ای فیل 4جوک با اون چشای باباقوریش راس میگم یادش به خیر زمان سربازی یه تانکر اب شیرین داشتیم بالای اسایشگاه بود که هر روز اب نوبت یه نفر بود ابش میکرد یه روز که نوبت من بود که برم ابش کنم دیدمیه درش بازه چیز سیاه داخلشه اگه گفتین چی بودوای حالم بد شد یه گربه سیاه پشمالو که داخل اب مرده بود یه شبانه روز کامل از اب تانکر اشامیده بودیم خدا نسیب گرگ بیابون نکنه

ح
حمید ۱۱ سال پیش
جوک

با سلام صلام ثلام فک کنم اولی درست باشه اقا اگه دروغ بگم بع بعی 4جوک منو بخوره یه پسر عموی گودزیلا دارم ما فوق گودزیلاس عاشق پول پس انداز کردن پوله یه شب خونشون دعوت بودیم به باباش میگه کی میمیری خونه رو بفروشم پولشو بزارم تو حسابم چی بگم قیافه نمود که نشون بدم هیییییییییییییی وای من