زن و شوهر باس حداقل هر ماه يه بار ،
.
با بالشت بيوفتن به جون هم ؛ همو سير بزنن
خدا شاهده سر همين بالشت بازيه که شوق ازدواج دارم:-)
@mary1374 · ۱۱ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۸ رأی)
زن و شوهر باس حداقل هر ماه يه بار ،
.
با بالشت بيوفتن به جون هم ؛ همو سير بزنن
خدا شاهده سر همين بالشت بازيه که شوق ازدواج دارم:-)
اصن دخدرشیطون نباشه بدرد زندگی نمیخوره :)
هر دخدری باس یه رژقرمز داشته باشه
وقتی آقاش خوابه
بالبای رژ زده بیاد بوسش کنه
جای بوسشم روصورت آقاش بمونه
تاوقتی آقاش ازخواب بیدارشد
تو آینه خودشو دید ازترس جابخوره
دادبزنه: کجایی که میخوام تلافی کنم:-)
مادرم، پيامبرى بود
با زنبيلى پر از معجزه...
يادم نميرود...
در اولين سوز زمستانى النگويش را به بخارى تبديل كرد...
یادم باشد
حرفی نزنم که به کسی بر بخورد.
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد.
راهی نروم که بی راه باشد.
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را.
یادم باشد که روز و روزگار خوش است.
همه چیـز رو به راه و بر وفق مراد است و خوب!
تنها ... دل ما٬ دل نیست.
اعتراف كنيد كه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
همتون تو دوران ابتدايى حداقل ي دفه معلماتون رو مامان صدا كرديد
يادمه موقع كارورزى رفته بودم اداره آموزش و پرورش،سرپرستمون هم اونروز سرش شلوغ بود رفت بيرون بعد يهو تلفن زنگ خورد منم خواستم شبيه منشى باكلاسا تلفن رو جواب بدم تلفن و برداشتم ،طرف هنو حرفى نزده
من:سلام مرسى خيلى ممنون
اون: (بعد از كمى سكوت)سلا�
دوباره من:سلام مرسى
باكى كار داشتين؟
.
.
يه جمله اي هست ميگن آدمو سگ بگيره، جو نگيره.واسه همين موقع هاست
بسلامتی استادا كه بين دانشجوها فرق نميذارن و برگه هارو تصحيح ميكنن و عادلانه نمره ميدن
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
"برگرفته از كتاب تخيلى گاوها تخم ميگذارند"
ي بار با يكى از دوستام نشسته بوديم حياط دانشگاه يه پسره اومد از دوستم پرسيد: رضا رو ديدين؟
حالا دوسته من دوتا پونصدى از كيف پولش درآورده ميده پسره ميگه: شرمنده
هزارى ندارم دوتا پونصديه
قيافه پسره(⊙.๏)
پسره چند دقيقه مكث كرد گفت: نه منظورم اينه رضا رو ديدين؟
ديگه قيافه من و دوستم درحال ريسه رفتن قابل توصيف نى
تا حالا دقت كرديد
وقتى دوستامون تو كارشون يا درساشون موفق نميشن ناراحت ميشيم ولى وقتى موفق ميشن ناراحتتر ميشيم.
اعتراف ميكنم من تا دوم ابتدايى فكر ميكردم اسمم "مرگم"هست.(مريم) هميشه هم بالاى دفترو كتابام مينوشتم مرگم!
حالا جالب اينجاست وقتى تو فيلما ميگفتن خدا مرگم بده فكر ميكردم مرگم اسم ي شخصيه با خودم ميگفتم مرگم كيه كه اين همه ميخانش. نابغه اى بودما
مكالمه من و دختر خال�
من:من عادت دارم هر روز صورتمو با شامپو بشور�
دخترخالم (اومد كلاس بذاره):هر روز؟نه بابا من فقط تو روزهاي مجازى ميزنم...
الان رفتم دندون مصنوعى گذاشتم اصلا باهاش راحت نيست�
يعنى به نظر شما منظورش از روزهاي مجازى چي بوده!!!