هرچی داشتم فروختم...
شیش ماهه دارم آبمیه ی تکدانه میخرم تا لکسوس برنده شم...
تازه فهمیدم لکسوس جایزه ی سان استاره.....
@Romeo · ۳ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۲ رأی)
هرچی داشتم فروختم...
شیش ماهه دارم آبمیه ی تکدانه میخرم تا لکسوس برنده شم...
تازه فهمیدم لکسوس جایزه ی سان استاره.....
امتحان ریاضی داشتیم خیلی سخت بود کل کلاس مثل چیز مونده بودیم تو گل.بعد پسره دستشو گرفت بالا گفت:ببخشید اقا این کسره رو باید صورتشو به مخرج تقصیم کنیم یا مخرجش رو به صورت؟کل کلاس محو تماشای این مرگ مغزی بودیم که یکی از بچه ها از ته کلاس بلندشد برگش رو ببره بده سر راهش یدونه خوابوند پس کله ی اون مرگ مغزی
ما فکر کردیم این بلده دیگه،برگشت گفت:اخه حاصل ازدواج فامیلی،اخه کم توان ذهنی خب چه فرقی میکنه مخرج رو به صورت تقسیم کنیم یا صورت رو به مخرج؟؟؟
اونجا بود که با دیدن چهره ی مظلوم دبیرمون فهمیدم چه شغل سختی دارن...
عشق را از هر سمتی که بخوانی میشود عشق...
..
قشع
.
اه نشد که..
حالا اگه همین رو شکسپیر میگفت میشد!!
چه وضعشه؟؟مگه من چیم از شکسپیر کمتره؟؟؟