قسمتی از نامه شهید قواص:
مادرم مرا ببخش که در سی سال انتظار برایت نامه ای ننوشت�
چراکه دستانم بسته بود و زیر " خــــــــــاک "
@Mar mary · ۱۱ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۵ رأی)
قسمتی از نامه شهید قواص:
مادرم مرا ببخش که در سی سال انتظار برایت نامه ای ننوشت�
چراکه دستانم بسته بود و زیر " خــــــــــاک "
پدرای قدیم:دختر چند روز دیگه عروسیته ، آماده شو.
دختر: امابابا من که ندیدمش
پدر:اما واگر نداریم همین که گفت�
دخترای جدید:پدرجون من و سامی فردا عروسیمونه
پدر:اما دخترم من که نمیشناسمش
دختر:دیگه حرف نباشه ، خواستید بیاین نخواستید نیاین ، همین که گفتم
تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
بزرگواراست آنكه فرمانروايى به دست اوست و او بر هر چيزى تواناست
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ
همانكه مرگ و زندگى را پديد آورد تا شما را "بيازمايد" كه كدامتان نيكوكارتريد و اوست ارجمند آمرزنده(آیه1و2ملک)
میکشد...
میکشی...
میکشم....
او ناز تو را....
تو دست از من....
و من....
آه فندکم کجاست...؟!!
یــه نـــــفرم نـــداریـم ســر بــــــه سـرش بـــذاریــم و اون حـرص بـخـوره!
بــعدش بـگـیم:
«وقتی حـــرص میخوری خـــــوشگلتر میـــــــــــشی...!»
مهم نیست نوشته های درهم و برهم مرا بخوانی یا نه؟
من برای دل خسته ام مینویسم؛
میخواهی بخوان...میخواهی نخوان...!
فقط خواهش میکنم اگر خواندی عاشقانه هایم را تقدیم به او نکن!
من این ها را برای تو سروده ام نه برای او...
چه زیبا نقش بازی می کنیم...
و چه آسان پشت نقاب هایمان پنهان می شویم...
حتی "خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا"ه�
از آفرینش چنین بازیگرانی در حیرت است...
مورد داشتیم یه ترم بوقی از یه ترم بوقی دیگه روز اول دانشگاه پرسیده:
"راستی اسم خانم شما چی بود"
چه خدای مهربانی داریم ...
می تواند مچ ما را بگیرد ...
ولی همیشه دست مارا می گیرد.
تو به افتادن من خندیدی
و تمام حواس من به مردم بود
که عاشق"لبخندت" نشوند...
با تموم وجود گناه کردیم؛
نه نعمت هایش را از ما گرفت
و نه گناهانمان را فاش کرد...
اگر بندگی اش را میکردیم چه میکرد...؟
"ایت الله بهجت «ره»"