میگن دعوا نمک زندگیه,ولی نمک زیادی فشار خون میاره,مراقب باشید:)))
@mojtaba.yousefian · ۱۳ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۳ رأی)
میگن دعوا نمک زندگیه,ولی نمک زیادی فشار خون میاره,مراقب باشید:)))
تا حالا فکر میکرم مقصر بر خورد پام با وسائیل خونه منم ولی دیروز فهمیدم مقصر وسائل خونست.تو آشپز خونه دارم آب میخورم نمیدونم از کجا یه قابلمه به صورت عمد افتاد روی انگشت کوچیکه پام رفتم دکتر دم در مطب یه یارو با120کیلو وزن رقت رو همون انگشتموهیچی دیگه فهمیدم چقدر بدشانسم.کم مونده بود دماغ پینوکیو بره تو چش�
من:((((
شانس:(((((
یارو:)))))))
دقت کردین تا یه ساعت جدید میخری به هرکی نشون میدی همه دکمه هاش رو شروع میکنه به زدن
دمبل افتاده روی ناخون پام همین جوری داشت خون میرفت.یه داد زدم سریع خواهرم اومد تا من رو دید یه جیغ زد گفت مامان آب قند بده.گفتم آب قند نمبخوام.گفت برای خودم میخوام.مامانم که داشت با تلفن صحبت میکرد.بابام هم داشت نفس عمیق میکشید و موهاشو سونه میکرد بعد گفت آدم باید در این شرایط خون سردی خودشو حفظ کنه.چند دقیقه همونجوری با پای خون آلود وایسادم تا یکی اومد.خوانوادست ما داریما؟
انقدر که تو تلوزیون دوربین مخفی پخش کردن آدم هر اتفاقی که تو خیابون براش میوفته فکر میکنه دوربین مخفیه.یه روز داشتم از خیابونی رد میشدم یه دفعه یه پسر بچه اومد گفت عمو بهم پول میدی برم گوجه بخرم،منم فکر کردم دوربین مخفیه یه ده هزارتومنی بهش دادم،وقتی رفت هرچی صبر کردم کسی نیومد بگه شما در مقابل دوربین مخفی هستید.تازه فهمیدم واقعی بود دویدم هرجوری بود پیداش کردم و پولم رو گرفتم.داشتم سکته میکردم :|
فهمیدم چینی ها هم گودزیلا دارن.یه بچه ده ساله چینی طناب کارگر ساختمونشونو میبره که کارگره40دقیقه با یک طناب از طبقه هفتم آویزون بوده.بعد از بچه پرسیدن چرا این کار رو کردی،گفته داشتم کارتون میدیدم کارگره خیلی سر وصدا میکرد من هیچی نمیشنیدم
اعتراف می کنم یکی از تفریحات من اینکه میرم تو سایت آپارات بعد میگردم ببینم کدوم فیلم خیلی لایک خورده.بعد سریع یه گزارش تخلف میدم فرداش فیلمه نیست.روانی هم نیستم
دقت کرده بودین در مبحث سلاح شیمیای، مخفف گاز اعصاب میشهGF
چه قدر شباهت وجود داره بینشون !
یه روز از طرف مدرسه مارو. بردن کوه.پایین کوه یه اتاقک بود که چند نفر جمع شده بودن برای حمایت از محیط زیست.اول برای ما صحبت کردن بعد به همه یه کیسه زباله دادن و گفتن اگه هرکسی این کیسه هارو پر کنه،قرعه کشی می کنیم و یه نیم سکه میدیم.ما همه ذوق زده،کل آشغال های کوه به همراه سطل زباله ها و آشغال های سی سال پیش رو جمع کردیم.آخر وقتی رسیدیم دیدیم در اتاقکه بستس وهیچ کس نیست بعد یه نامه نوشتن بودن:ممنون که محیط زیست خود را تمیز کردید.آقا همه عصبانی بودن که یکی از بچه یه پنجره رو باز کرد،همه بچه ها کیسه هاشونو خالی کردن تو،تا کمر پر شده بود :|
آغو یه روز فامیلای شیرازیمون اومدن تهران خونه مادر بزرگم(فامیل مادر بزرگم که تا حالا ندیده بودمشون)،سه تا دختر بودن،بعد. سر سفره بابابزرگم که گوشاش سنگینه و بلند حرف میزنه بلند سر سفره به من گفت هر کدوم رو که میخوای بگو شمارشونو برات بگیرم، آغا مامانم جوری من رو نگاه کرد که نزدیک بود با کلیپس دخترا من رو بزنه، بابا مگه من گفتم :|
دقت کردین همین که ناخون هاتون رو کوتاه میکنین کل بدنتون شروع به خارش میکنه
یه بار داشتم تواینترنت می چرخیدم یه دفه مامانم پرید تو اتاقم گفت به هیچ دکمه ای دست نزن بعد اومد گفت بزن صفحه قبلی.بعد در کمد پشت سرم رو بازکرد دیدم خواهر کوچیکم از کمد اومد بیرون گفت مامان نگران نباش تو سایت های بد نرفت.یعنی اینقدر اعتماد؟
دقت کردین توی فیلم ها یکی زنگ میزنه به یکی دیگه یه بوق میخوره یارو برمیداره.تازه بعضی وقتا هم میگن ما خواب بودیم. هرچی تمرین میکنم بالای ده ثانیه میشه