<p>
چو‎پان قصه ما دروغگو نبود‎,او تنها بود و از فرط تنهايي فرياد "گرگ‎ آمد" ‎ سر مي داد,افسوس كسي تنهايي اش را درك نكرد و همه در پي گرگ بودند.در اين ميان فقط گرگ فهميد كه چو‎پان تنهاست‎ ‎!</p>
@Marshall · ۹۶ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)
<p>
چو‎پان قصه ما دروغگو نبود‎,او تنها بود و از فرط تنهايي فرياد "گرگ‎ آمد" ‎ سر مي داد,افسوس كسي تنهايي اش را درك نكرد و همه در پي گرگ بودند.در اين ميان فقط گرگ فهميد كه چو‎پان تنهاست‎ ‎!</p>
<p>
غضنفر ميره امتحان گواهينامه،افسر ازش ميپرسه اگه سر يه چهارراه 1دوچرخه سوار،1آمبولانس،1ماشين آتش نشاني و 1لندرور باشه،به ترتيب كدومشون بايد برن؟غضنفر ميگه:اول آمبولانس،بعد ماشين آتش نشاني،بعدشم دوچرخه.افسر ميپرسه پس لندروور چي شد؟!غضنفر ميگه:همون اول رفت...</p>
<p>
ابرها به آسمان تكيه ميكنند, درختان به زمين و انسانها به مهرباني هم...</p>
<p>
محققان دريافتند علت پرتاب شهاب سنگ در آسمان،وجود حيف نون در كرات ديگر است.</p>
<p>
غضنفر با خرش سوار وانت ميشه.موقع حساب راننده ميگه شما 100تومان،خرت 50تومان.غضنفر ميگه:آقاي راننده،ميشه 2تامونو خر حساب كني؟</p>
<p>
هروقت ديدي غضنفر بهت زل زده،ازش نپرس چته.چون خرابكاري كرده،ميخواد ببينه فهميدي يا نه!</p>
<p>
غضنفر اينا سفينه ميسازن كه برن خورشيد.بهشون ميگن:آخه خرها...كي ميره اونجا؟!ذوب ميشين...!ميگن:حساب اونجاش هم كرديم،طوري تنظيم كرديم كه شب برسيم اونجا.</p>
<p>
پليسه به غضنفر ميگه اينجا ماهيگيري ممنوعه.
غضنفر:ولي اينجا كه تابلو نزدين؟!
پليس:نزديم كه نزديم...گمشو از بالاي آكواريوم بيا پايين!</p>
<p>
غضنفر روز اول نماز ميخونه،خرش ميميره.روز دوم نماز ميخونه،گاوش ميميره.روز سوم زنش ميگه برو پياز بخر نداريم.غضنفر عصباني ميشه ميگه:خدا شاهده پا ميشم 2ركعت هم خرج تو ميكنما...</p>
<p>
غضنفر و حيف نون جلو مسجد رد ميشدن،ميبينن مردم هي صلوات ميفرستن.حيف نون ميپرسه چرا اينجا هي صلوات ميفرستن؟غضنفر ميگه:احتمالاً هي برق ميره،هي مياد.هي ميره،هي مياد...</p>
<p>
به غضنفر ميگن چرا داري با خر فوتبال بازي ميكني؟ميگه:همچين هم خر نيست،3 به 1 جلوئه.</p>
<p>
سلام.اینجا شیراز هست،انجمن داروسازی استان،در حال خوندن 4jok
and
his is my 4jok</p>
<p>
غضنفر دل پيچه داشته ميره دكتر،دكتر ازش ميپرسه اسهال هم داري؟غضنفر ميگه:تا دلت بخواد...</p>
<p>
دو نفر به اسم "نعمت" و "كافي" سوار يه خر شده بودن و ميرفتن.نعمت ميگه:اگه يه خر ديگه داشتيم كافي بود.كافي ميگه:همينم كه داريم نعمته...!</p>
<p>
غضنفر ليوان آزمايش ادرارش دستش بوده،به پرستار ميگه چكارش كنم؟پرستار ميگه برو بالا.غضنفر ميگه:فقط به سلامتي خودت...</p>
<p>
به غضنفر ميگن اينجا چكار ميكني؟!ميگه:پس كجا چكار كنم...؟!!</p>
<p>
غضنفر ميره دكتر ميگه:آقاي دكتر...اصلاً حالم خوب نيست،هيچ كس به من اهميت نميده،اصلاً انگار نه انگار...
دكتر ميگه:نفر بعدي...</p>
<p>
به غضنفر ميگن حج چطور بود؟ميگه:خيابونا تميز،برج ها بلند،ماشين ها آخرين مدل،... البته يه جاي زيارتي هم داشت كه شلوغ بود نرفتم.</p>
<p>
مگسه دور سر غضنفر پر ميخورده،غضنفر بهش ميگه:جان مادرت ول كن برو الان واسمون جك ميسازن.</p>
<p>
غضنفر ميميره،شب اول قبر62تافرشته ميان بالاي سرش.2نفر سوال ميپرسيدن،60نفر حاليش ميكردن.</p>