من ساده بودم :) اون پیاز جعفری دوس داشت :(
@رها دختر تبریزی · ۶۵ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۶۴ رأی)
من ساده بودم :) اون پیاز جعفری دوس داشت :(
من هنوز گاهی تو خلوت خودم به اون 28 نفری که بازی آلمان و برزیل رو درست پیش بینی کرده بودن فکر میکنم:|
نمیدونم چرا:|
چرا صدای کلیک راست ماوس بیشتر از صدای کلیک چپه؟
ها؟
آزمون استخدامی الان اینجوریه که هزار نفر باید نفری سی هزار تومن پول آزمون بدن تا پسرخاله رییس شرکت استخدام بشه|:
کاش یه روز صب بیدار شیم ببینیم هر چی دیدیم خواب بوده و همه مون دایناسوریم|:
من و آنجلینا جولی مثل یه سیب می مونیم که از وسط نصفش کرده باشن ، با پا |:
انقدر با خودم حرف زدم این چندوقته، که دیگه جلسه ای بیست تومن از خودم میگیرم |:
یه ناظم داریم؛خیلی خسته س.
نهایت خشونتش اینه که سرشو به معنی تاسف تکون بده :|
الان دقیقن طوری شده کِ هر وخ برگردی بگی "قانون دنیا قانون جنگله" جنگل و تمام حیواناتش یک دقیقه سکوت میکنن و به لنز دوربین خیره میشن!!
دوستم که داشته باشی
مـَن حتی
از مرگ ه�
میـتوانم جانِ سالم به در ببرم ...
این زن کیست
که در من نفس می کِشد...؟!
من سالها پیش، مُرده ام!
همان روزهایی که روزنامه ها
خبرِ سقوط زنی
از بلندترین نقطه ی عشق را
تیتر کردند ؛
وَ تو با همان روزنامه ها
شیشه های خانه ی "عشقت" را
برای بهار
برق می انداختی...! :)
طرف ﻣﯿﺮﻩ ﺛﺒﺖ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﻭﺍﺳﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪ ﺑﮕﯿﺮﻩ
ﻣﯿﮕﻪ ﺍﺳﻤﺶ ﺷﯿﺮﻋﻠﯽ ﺗﻔﻨﮕﭽﯽ ﺑﺎﺷﻪ.
ﻣﯿﮕﻦ ﻧﻤﯿﺸﻪ.
ﻣﯿﮕﻪ ﻣﻤﺪﻗﻠﯿﺨﺎﻥ ﯾﮑﻪ ﺳﻮﺍﺭ.
ﻣﯿﮕﻦ : ﻧﻤﯿﺸﻪ.
ﻣﯿﮕﻪ ﻃﻐﺮﻝ ﺳﮓ ﺳﯿﺒﯿﻞ.
ﻣﯿﮕﻦ ﻧﻤﯿﺸﻪ.
ﻣﯿﮕﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﺬﺍﺭﯾﻦ ﺭﺍﻣﺘﯿﻦ، ﺗﺎ ابرو برداره ﺧﯿﺎﻝ ﺷﻤﺎﻫﻢ ﺭﺍﺣﺖ بشه :|
دانشمندا بتونن یه کاری بکنن این بسته های چیپس و پفک کمتر سر و صدا تولید کنن ممنون می شیم:|
بابا میخوام تنهایی بخورم:|
مشمای پر از مشما است دیگر...
.
.
.
.
.
.
.
وقتی دنبال مشمای کوچیکی ،همشون قد 18 چرخ می شن؛حالا بیا دنبال مشمای بزرگ بگرد! همشون میشن قد ویروس کزاز:|
نمیدونــــــمـــ چرا:|
فرانك: میدونی دكترا به موتورسواری كه كلاه ایمنی سرش نمیذاره چی میگن؟
بادی: چی میگن؟
فرانك: اهدا كننده عضو
chaos theory
توصیه می کنم یه صفحه هایی از نت باز کنین که وقتی مامانتون اومد تو اتاقتون دست به موس نزنید
.
.
.
.
.
.
.
.
.
همون با انگشت بزرگه ی پا خاموش کنین بهتره!
-یک سال پیش یه عاشق پیشه ی احمق بودم...
-حالا چی هستی؟
-یه احمق عاشق پیشه....
(دیالوگ ماندگار رمان در دَم)
معرفت را از اسب آموخت�
.
.
.
.
.
.
.
.
.
نمیدونمم چرا!
شما مرامی لایک کنید!
عروسیتون جبران می کنم!
خوک روزی به گاو گفت: مردم از تو به نیکی سخن می گویند و تصور می کنند تو خیلی بخشنده هستی. زیرا هر روز برایشان شیر و سرشیر می دهی.
اما در مورد من چی؟...
من همه چیز خودم را به آنها می دهم از گوشت ران گرفته تا سینه ام را. حتی از موی بدن من برس کفش و ماهوت پاک کن درست می کنند. با وجود این کسی از من خوشش نمی آید. علتش چیست؟
می دانی جواب گاو چه بود؟
جوابش این بود:
.
.
.
.
.
.
ماع ..ماع..
خدا شاهده فحش بدی ناراحت می شم!
انتظار داشتی گاو برات چَه چَه بزنه؟
تازه خوک هم حرف زد باید کلاهتو بندازی بالا!
انصافا من تا سال پیش فکر می کردم نون شیرمال همون سنگک خودمونه که روش شیر ریختن!
.
.
.
.
.
.
هنوزم البته همین فکرو می کنم!