م

محمدرضا

@mohammadrezash · ۹ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۲ رأی)

م
مداد سیاهـ ۱۱ سال پیش
جوک

باو تلویزیون داره سرمونو قول(گول، غول و ...) میماله
داشتم غذا میخوردم و هی نمک میریختم اما اصن هیچ جا تاریک نشد
ینی هی ریختم اصن تاثیری نداش ی خورده هم تاریک نشد :(
هیچی دیگه غذام شور شد نمیشه خوردش :|
الانم دارم نون خشک میخورم
آی لاو یو شبکه سه ی سیما ^__^

م
مداد سیاهـ ۱۱ سال پیش
جوک

روی صحبتم با ساعت منزلمونه که وقتی باتریش تموم میشه در خلاف جهت
حرکت میکنه :|
یکی نیس بگه خپ تو که کار میکنی همون در جهت کار کن دیگه
انقد باتری گرفتم واسش، خسته شد�
دیگه با سیم کشی به برق شهری وصلش کردم فقط نمیدونم چرا با
سرعت بیشتری میچرخه ^___^

م
مداد سیاهـ ۱۱ سال پیش
پیام

وصیت نامه ی مرتضی:
من رفتم و همه شما عزیزان دلمو به بزرگیه خودش سپردم واسم دعا کنید و منو حلال کنید به جان تک تکتون با اینکه خدا جونم بهم دستور رفتنو از خیلی قبلترها داده بود ازش خواستم گردن خودم با هر درد و رنجو عذابی که باشه با جون دل قبول میکنم فقط یکذره بیشتر بهم زمان بده تا با شما عشقبازی کنم بخدا جسم خستم امانمو بریده و نتونستم بیشتر از این کنارتون بمونم اما مطمئن باشید یکذره که استراحت کردمو خستگیم در رفت از خودش اجازه میگیرم که زود زود مهمون قلب تک تکتون باشم. دلم واستون تنگ میشه اما تورو خدا برای آرامش روحم دعام کنید و هیچ وقت بخاطر بردنم از خدا گله نکنید و منو جلوش سر افراز کنید مطمئن باشید من پیش خودش آسوده و راحتم و ملالی نیست جز دوری از شما عزیزانم