زن:غذا خوردی ؟
مرد:غذا خوردی ؟
زن:دارم از تو میپرس�
مرد:دارم از تو میپرس�
زن:ادای منو در میاری ؟
مرد:ادای منو درمیاری ؟
زن:بریم خرید ؟
مرد:غذا خوردم
@maryamiiiii · ۶۵۷ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۹۶ رأی)
زن:غذا خوردی ؟
مرد:غذا خوردی ؟
زن:دارم از تو میپرس�
مرد:دارم از تو میپرس�
زن:ادای منو در میاری ؟
مرد:ادای منو درمیاری ؟
زن:بریم خرید ؟
مرد:غذا خوردم
در زندگي ات سه چيز را تجربه كن دوست داشتن را براي تجربه عاشق شدن را براي هدف فراموش كردن را براي قبول واقعيت . . .
اگر کسی به تو لبخند نمی زند، علت را در لبان بسته ی خود جست وجو کن
و وقتی می توانی با سکوت حرف بزنی، بر پایه های لغزان واژه ها تکیه نکن
***
از زشت رویی پرسیدند:"آن وقت که جمال پخش می کردند، کجابودی؟"
پاسخ داد: "درصف کمال."
اگر همه ثروت داشتند؛
دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند
و یکنفر در کنار خیابان خواب گندم نمیدید ؛
تا دیگران از سر جوانمردی ؛
بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند
اما بی گمان صفا و سادگی میمرد ....
اگر همه ثروت داشتند
دكتر علي شريعتي
دوستي داشتم كه چاي را آنقدر كم رنگ مي نوشيد كه به سختي مي توانستيم بفهميم كه اب جوش نيست. چربی و نمک هم اصلا نمیخورد! ورزش میکرد و وقتی از او علت این کارهایش را میپرسیدیم، میگفت که اینها برای سلامتی بد است و سکته میآورد. او در چهل و پنج سالگی در اثر سکته قلبی درگذشت!
دوست دیگری داشتم که همیشه از بدشانسی مینالید و میگفت که من خیلی بدشانسم، به دریا میرسم خشک میشود. و به راستی همین گونه بود!
چندی پیش یک زندانی در امریکا از زندان گریخت. به ایستگاه راه آهن می رود و سوار یک واگن باری می شود. در واگن به صورت خودکار بسته می شود و قطار به راه می افتد. او متوجه می شود که سوار فریزر قطار شده است. روی تکه کاغذی می نویسد که این مجازات رفتار های بد من است, که باید منجمد شوم. وقتی قطار به ایستگاه می رسد, مامورین با جسد منجمد شده او روبرو می شوند. در حالی که فریزر قطار خاموش بوده است.
حقیقت این است که منتظر هرچه باشیم، همان برایمان پیش میآید. منتظر شادی باشیم، شادی پیش میآید. منتظر غم باشیم، غم پیش میآید. پس چرا منتظر شادی نباشیم؟
اثار و بركات سوره قدر : وسعت رزق و روزی
الف: هر روز 10 مرتبه بعد از نماز صبح بخواند و قدرت خدا را مشاهده نماید.
ب: همچنین به نیت برآورده شدن حاجات 360 بار این سوره مبارکه را قرائت نماید.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (۱)
وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ (۲)
لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (۳)
تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (۴)
سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ (۵)
با توجه به آیات سوره قدر میتوان به فضیلتهای شب قدر پی برد:
۱. قرآن در آن نازل شده است.
۲. عبادت و احیای آن معادل بیش از هزار ماه است.
۳. خیرات و برکات الهی در آن شب نازل میشود.
۴. رحمت خاص خدا شام
تَنَظَّفُوا بِالماءِ مِنَ النَّتِنِ الرِّيحِ الَّذي يُتَأذّى مِنهُ ؛ حديث
امام على عليه السلام :خود را با آب از بوى ناخوشايند ، كه ديگران را مى آزارد ، پاك كنيد .
حضرت علی علیه السلام فرموده اند:
قُوتُ الأجسام الطَّعامُ وقوتُ الأرواحِ الإطعامُ
نیروی تن آدمیان به غذا خوردن است و نیروی جانشان به غذا دادن
اگر مانده بودی تو را تا به عرش خدا می رساند�
اگر مانده بودی تو را تا دل قصه ها می کشاند�
اگر با تو بودم به شب های غربت که تنها نبود�
اگر مانده بودی ز تو می نوشتم تو را می سرود�
مانده بودی اگر نازنینم زندگی رنگ و بوی دگر داشت
این شب سرد و غمگین غربت با وجود تو رنگ سحر داشت
با تو این مرغک پرشکسته، مانده بودی اگر بال و پر داشت
با تو بیمی نبودش زطوفان مانده بودی اگر، همسفر داشت
رنگ تفسير مس بود.
مثل اندوه تفهيم بالا مي آمد.
سرو
شيهه بارز خاك بود.
كاج نزديك
مثل انبوه فه�
صفحه ساده فصل را سايه ميزد.
كوفي خشك تيغال ها خوانده مي شد.
از زمين هاي تاريك
بوي تشكيل ادراك مي آمد.
دوست
توري هوش را روي اشيا
سهراب سپهري
هشدار :
مصرف بیش از حد احترام باعث اختلالات روانی طرف مقابل
و اختلالات عصبی شما میگردد ! لطفا در میزان مصرف دقت کنید !
آقاي اسميت كه به تازگي مديرعامل يك شركت بزرگ شده بود مديرعامل قبلي يك جلسه خصوصي با او ترتيب داد و در آن جلسه سه پاكت نامه دربسته كه شماره هاي 1 و 2 و 3 روي آنها نوشته شده بود به او داد و گفت: «هر وقت با مشكلي مواجه شدي كه نمي توانستي آن را حل كني، يكي از اين پاكت ها را به ترتيب شماره باز كن.»چند ماه اول همه چيز خوب پيش مي رفت تا اينكه ميزان فروش شركت كاهش يافت و آقاي اسميت بد جوري به درد سر افتاده بود. در نااميدي كامل، آقاي اسميت به ياد پاكت نامه ها افتاد. سراغ گاوصندوق رفت و نامه شماره 1 را باز كرد. كاغذي در پاكت بود كه روي آن نوشته شده بود: «همه تقصيرها را به گردن مديرعامل قبلي بينداز.»آقاي اسميت يك نشست خبري با حضور سهامداران برگزار كرد و همه مشكلات فعلي شركت را ناشي از سوء مديريت مديرعامل قبلي اعلام كرد. اين نشست در رسانه ها بازتاب مثبتي داشت و باعث شد كه ميزان فروش افزايش يابد و اين مشكل پشت سر گذاشته شد.يك سال بعد، شركت دوباره با مشكلات توليد توأم با كاهش فروش مواجه شد. با تجربه خوشايندي كه از پاكت اول داشت، آقاي اسميت بي درنگ سراغ پاكت دوم رفت. پيغام اين بود: «تغيير ساختار بده.»آقاي اسميت به سرعت طرحي براي تغيير ساختار اجرا كرد و باعث شد كه مشكلات فروكش كند. بعد از چند ماه شركت دوباره با مشكلات روبرو شد. آقاي اسميت به دفتر خود رفت و پاكت سوم را باز كرد. پيغام اين بود: «سه پاكت نامه با شماره هاي 1و 2و 3 آماده كن.»
چرا رفتی؟ چرا من بیقرار�
به سر سودای آغوش تو دار�
نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم ناشکیباست
چرا رفتی؟ چرا من بیقرار�
به سر سودای آغوش تو دار�
دل دیوانه را دیوانه تر کن
مرا از هر دو عالم بی خبر کن
طالع بينى ماه تولد بر اساس وسايل آشپزخانه
فرودين: گوشتکوب, جذاب و اصيل
ارديبهشت: رنده, با وقار و تند زبان
خرداد: دم کنى, نرم و دوست داشتنى
تير: دستمال سفره, تميز و ايثارگر
مرداد: نمکپاش, خوشتيپ و اجتماعى
شهريور: چنگال, تو دل برو و ماندگار
مهر: لوستر آشپزخانه, گيرا و نکته سنج
آبان: کابينت, زيبا و جادار
آذر: قورى, مهربان و گر�
دى: ماهىتابه, نچسب و غمگين
بهمن: صافى چاى, مهربان و زيبا
اسفند: ماشين ظرفشويى, مدرن و مفيد
ایا میدانید خانمها بیشتر از آقایان تحمل شنیدن خبر های بد را دارند
ایا میدانید بهارات نام قدیمی هندوستان بود
ایا میدانید سال 2000 م، در جهان، 194 کشور مستقل و 3 غیر مستقل و 66 جزیره مستعمره بود
ایا میدانید آرامگاه مولوى در شهر قونیه در ترکیه قرار دارد
عشق اول هیــــــچ وقت فرامـــــــوش نمیشه …
چون اولین حســــــه که تنهاییــــــــتو پر کرده …
چون قــــــــــلبت اولین تلنـــــــــگر رو خورده …
مثه روز اول مــــــدرسه …
هیچ کـــــس اولین روز مدرسشو فراموش نمیکنه …!
پس خودتـــــــــونو اذیــــــت نکنین …!!
_______________________________-
هرچيزي اولش يه حال و هواي ديگه داره....
اولين غروب رمضان،
لحظه اول ربنا،
اولين چاي و خرما،
اولين افطار،
اولين دعا....
التماس دعا
ماه رمضان مبارك
الهي يك ذهن آرام
يك تن سال�
يك خواب شيرين
يك خيال راحت
يك خوشي از ته دل
نصيب دوستاي چهارجوكي گردان
الهي آمــــــــــــــــــــــــــــــــين
چه بگویم ؟
خودم هم خسته شدم ..
شاید همه حرفهای من
در این واژه خلاصه شود
" بیا "