آغا من یه پسر عمه دارم از اون گودزیلاهاس
میگفت: امتحان داشتیم رفتم برگمو دادم به معلم
گفت چرا هیچی ننوشتی گفتم حوصله ندارم بنویسم
معلمه: حیف اون شیری که تو خوردی
گودزیلا: مگه پولشو تو دادی؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
@shotordar · ۱۴ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۲ رأی)
آغا من یه پسر عمه دارم از اون گودزیلاهاس
میگفت: امتحان داشتیم رفتم برگمو دادم به معلم
گفت چرا هیچی ننوشتی گفتم حوصله ندارم بنویسم
معلمه: حیف اون شیری که تو خوردی
گودزیلا: مگه پولشو تو دادی؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
دختره تو فیس بوک پست گذاشته چجوری حالیت کنم دوست دارم
حالا کامت ها:
خخخخ نمیفهمه مگه ؟؟؟؟؟
میدونم سخته خیلی
با کتک
همینجوری بگی هم میفهمم
به همین dvd درایور کیس قس�
دیروز رفتم توی یه خدمات کامپیوتری نرم افزاغر بگیر�
یکی کیس اورد مهندسه در کیس رو که باز کرد توش جوازاب بچه گونه پیدا کرد فک کنم بچهه جورابشو انداخته تا گردو خاکای کیس با چرخیدن فن تمیز شن
دختره اسم وبلاگشو گذاشته "عشق گوشی لمسی"
اونوقت میگن چرا علم الکترونیک تو ایران پیشرفت نمیکنه
معلممون دوربینامون رو آورده بود (رشتم گرافیکه) بعد یکی از دوستام گفت: خانوم از این به بعد منو در سطح شهر می بینید
معلمم گفته بود با این دوربین هرجایی نرید میبرنتون کلانتری
دوستمم گفت پس از این به بعد منو در سطح کانتریای شهر می بینید
معللمم کوتاه نیومده گفته: اشکال نداره تو برو ما سند میاریم آزادت می کنیم!
آبجیم رفته بودن تهران تو ترافیک نامزدش بش گفته شیشتو ببن این بچه ها نیان سمت ماٰٰٰ؛ بعدش یکی از این دست فروشا اومده بود از کنارشون رد شده بود بدووون هیچ توجهی
مدیونین اگه فک کنین تو بالا شهر بودن و ماشینشونم 206 بوده
یعنی شوهر خواهرم تا دو روز از آسفالت کنده نمی شد.
تا حالا دقت کردین وقتی wi fi رایگان گیر میاری لحظه اول هنگ میکنی نمیدونی بری چه سایتی و چی دانلود کنی
یعنی آدم دقیقا عین کامپیوتری میشه که همه برنامه هاش میخوان با هم باز شن!
یعنی اگه مامانه من 100 کیلو سیب زمینی هم سرخ کنه تا من بخوام یکی شو ور دارم میگه دست نزن کمه!
پسره تو فیس بوک یکی از طراحیاشو گذاشته (گرافیسته مثلا) بعد زیرش نوشته اگه کسی کارگر خواست من و دوستم هستیم یکی جواب داده کارگر میخوام ولی سوسول نباشن بعد پسره با ذوق نوشته پس ما میایم اونم جواب داده منظورم این بود که شما نیاید!
تو حال نشسته بودم مگسا اذیتم میکردن
رفتم تو راه رو سوسک بود
تو اتاقمم موش
کلا به این نتیجه رسیدم تو باغ وحش دارم زندگی میکنم
اعتراف میکن�
دیروز کیسمو بغل گرفتم رفتم جلو کولر که گرد و خاکاش بره بیرون :|
تا حالا دقت کردین سخت ترین مدیریت مدیریت جورابه
آدم نمیدونه کدوما تمیزن کدوما کثیف اصن یه وضعیه
اعتراف میکنم من جورابای کثیفمو یکی دو روز میذارم پشت پنجره هم بوشون بیرون میره هم عرقش خشک می شه
درست عین روز اولش نیازیم به شستن نداره
راستی چندشم خودتی
دیروز داشتم میرفتم مدرسه امتحان ادبیاتم با خودم مرور میکردم در حال رد شدن از در یه خونه بودم که یه پسره که دانشجو بود عین موشک اومد بیرون
بنده هم سه متر پریدم بالا خیییلیضایع شدم اونم کصافط انگار نه انگار سرشو عین گاو انداخت پایین رفت