خودشم ک نباشه، به آهنگ های مورد علاقش گوش میدم...
شاید اونم تو اون ثانیه ها و لحظه ها اونارو گوش میده!!!
همین خیال ها هم آدمو آروم میکنه...
(دلنوشته های یک جراح مغز عاشق)
@afsoonzsh · ۶۳ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۰ رأی)
خودشم ک نباشه، به آهنگ های مورد علاقش گوش میدم...
شاید اونم تو اون ثانیه ها و لحظه ها اونارو گوش میده!!!
همین خیال ها هم آدمو آروم میکنه...
(دلنوشته های یک جراح مغز عاشق)
چقدر سخته ک عاشق ی نفر باشی از ته ته قلبت و از عمق وجودت...
اونم بگه ک عاشقته و دوستت داره...
ولی بعدش بفهمی ک تو رو واسه خودت دوست نداشته!!!
(به عبارتی، دلسوزیی بیش نبوده!!!)
ولی تو عاشق خودش بودی!!! نه چیزه دیگه :(((((((((
کسی را دارم که اینقدر برایم کسی هست که نگاهم دنبال کسی نیست...
و هزاران بار فریاد میزنم که دیگر کسی به چشمانم نمی آید...
و هیچ نگاهی دلم را نمی لرزاند...
همانند گنجینه ای گرانبها در دلم جای گرفته است...
انسان که سهل است...وجودش را به دنیا هم نمیدهم...!
کلاً “اعتیاد” خانمان سوزه …
چه به مواد مخدّر … چه به یه دوست خووووووب !
چقدر سخته که حرفی رو بی منظور به کسی که خیییییییلی دوستش داری بزنی و هزاران برداشت غلط بکنه ازت!!! و جالب این جاست که با هزاران دلیل منطقی هم توجیه نشه!!! بله... خیلی سخته... آدم رو از درون آب میکنه!!!
قابل توجه بعضیااااااااا......
هر چقدر كه سرتو گرم كني،
هر چقدر كه حواستو پرت كني ،
هر چقدر كه دور و برتو شلوغ كني،
باز تو يه لحظه مياد و مچتو ميگيره ...
دلتنگـيو مي گم..!
به یاد نیلو جون
ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻃﺮﻑ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﮔﻨﺎﻩ ﮐﺒﯿﺮﻩ ﻣﯿﮕﻪ ﻟﻌﻨﺖ
ﺑﺮ ﺷﯿﻄﻮﻥ .
.
ﯾﯿﻬﻮ ﺷﯿﻄﻮﻥ ﻇﺎﻫﺮ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﯿﮕﻪ :
.
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﺮ ﺧﻮﺩﺕ ﻟﻌﻨﺖ ﺑﺮ ﺟﺪ ﻭ ﺁﺑﺎﺩﺕ ﻣﻦ ﻋﻤﺮﺍً ﺍﮔﺮ
ﻋﻘﻠﻢ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺗﻮ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﺮﺳﻪ ﺑﯽ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎدر!!!
7 حقیقت در مورد خانوم ها:
1- اعتقاد به پس انداز دارند
2- اعتقاد به پس انداز دارند ولی لباس های گرون میخرن
3- لباس های گرون میخرن، ولی هیچوقت لباس مناسب ندارن
4- هیچوقت لباس مناسب ندارن، ولی همیشه لباس های زیبا میپوشند
5- همیشه لباس های زیبا میپوشند، ولی هیچوقت راضی نیستن
6- هیچوقت راضی نیستن، ولی انتظار دارند که آقایون ازشون تعریف کنند
7- انتظار دارند که آقایون ازشون تعریف کنند، ولی وقتی که ازشون تعریف میشه، باور نمیکنند
و هنوز دانشمندان در حال تلاش برای پیدا کردن راه حلی برای شناخت این موجودات پیچیده، دوست داشتنی و خاص هستند !
آقا با اهل منزل داشتیم میرفتیم بیرون... مامانم عقب ما بود، یهو یه صدای مهیبی شنیدیم اول فکر کردیم که یه دبه یا شیشه نوشابه زیر پای مامانم رفته... منتظر واستادیم که بیاد دیدیم آقا مامانم کله اش را گرفته... چی شده؟ با کله رفته تو آینه بابای علی جوبی(همسایمون) !!! جالب اینجاست که پس از وقوع حادثه اومده میگه ای خفه نشی افسون!!!
من O-o
آیینه :(((((((((
مامان ^-^
انگار من آینه رو کوبوندم تو سرش...
آقا کیف پول من مثل پیازه ، بازش که میکنی گریت میگیره!!!!!