بر اساس یک داستان واقعی:
اقا تازه گواهی نامه گرفته بودمو اساسی جو گیر بودم ماشینو پیچوندیم و رفتیم بیرون
حال بشنوید از انچه بر ما گذشت....
هنوز ۲۰۰ متر نرفته بودم سمت راست ماشینو خیلی تخیلی و فضایی زدم به بلوار... گفتیم اشکال نداره پیش میاد
بعد رفتیم بنزین بزنیم سمت چپ ماشینو زدم به بلوار.درو باز کردم زدم به جایگاه اومدم بشینم نشسم رو کارت سوخت تیکه تیکش کردم.همونجا زدم زیر گریه.سریع متـواری شدم.رفتم خونه خالم یکم دلداریم بدن.سوییچو گذاشتم تو جیبم،جیبم سوراخ بود افتاد گم شد.به بدبختی پیداش کردیم خواستم برم خونه دنده عقب اومدم زدم به دیوار.اون موقع بود که معنی واقعی کمرم شکستو درک کردم.در اخر هم قهوه ای برگشتم خونه بقیشم که بهتره نگم چه بلایی سرم اوردن (>_<)
در ضمن مدیونین اگه فک کنین دخترم ^_^