امروز یک سطل برداشتم رفتم شیر بگیرم
به مغازه دار گفتم:
یک کیلو شیر گاو بدید
گفتش: جا نمیشه!
گفتم:پس یک کیلو شیر گوسفند بدید!!!!
@skyrim · ۶۲ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۷ رأی)
امروز یک سطل برداشتم رفتم شیر بگیرم
به مغازه دار گفتم:
یک کیلو شیر گاو بدید
گفتش: جا نمیشه!
گفتم:پس یک کیلو شیر گوسفند بدید!!!!
اقا امروز رفته بودیم مدرسه.
یکی از بچه درس نخون ها خوابیده بود معلمم میخواست امتحان بگیر 10 دیقه وقت خوندن داد اونم سرش گزاشت رو میز خوابید.
با بچه ها به بچه درس نخونه گفتیم:
معلم گفت بیا یه مشت بزن به گردن من رگش گرفته!
اینم که نفهمید داریم شوخی میکنی�
اقا چشتون روز بد نبینه!
یک سنگ از تو کیفش در اورد زد تو سر معلم!!!D:
تا یک خنده دیگه بای
این نامردی است
این متن را بخونین
مدرس شروع شد حیف شد
تابستان رفت حیف شد
مهر امد بد شد
دوباره دردسرهای عظیم!!!
دیگه حرفی ندارم خدافظ کاربران 4jok
دعا های ما
خدایا پدر مادر ما سلامت باشند
خدایا معلم های ما سلامت باشند
خدایا امام زمان سرور من را زود تر پیش ما بفرست
همگی به ایشالا
خدایا من فقط دو ارزو دار�
واون این هست که دوست دارم امام زمان زود تر پیش همه مردم بیاد
و کاری کن ما به حرف های امام زمان عمل کنی�
همه بچه های 4جوک بیاین با هم دعا کنیم
خدا امام زمان رو زود تر پیش ما بیاره
داریم به پایان سال نزدیک میشیم
همه مثل چی در حال درس خواندنیم
چیکار کنیم از این درس
که همش روی هم جمع شده
معلم ها بدانید 1 هفته مانده
پس تا میتونید بچه ها رو بزنید دلتون خنک شه
برای همتون دعا میکنم در امتحان قبول شید
ای کسانی که نماز میخوانید اگر میدانستید با چه کسی مناجات میکنید هرگز نماز را ترک نمیکردید
تو میروی و من فقط نگاهت میکنم،
تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم،
بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دار�
اما برای تماشا ی تو همین یک لحظه باقی است...
گاهی از نردبان بالا میرویم تا به خدا برسیم...
غافل ازاینکه خدا همین پایین نردبان رانگه داشته
خدایا بابام مهربون بود، هنوز هم هست، باهاش مهربون باش...
مرا از جمع خود دائم برانید
مرا مجنون مرا دیوانه خوانید
نباشد در دلم باکى از این که
مرا هم عاشق مهدى (ع) بنامید
سوال های امتحانی در سال 2399
شمال کجاست؟
چه کسی سلسه .... را تاسیس کرد؟
چه کسی فرمانروای شهر ..... شد؟
چه کسی ..... را تاسیس کرد؟
و ......
حالا سال 3000 چی میشه؟(:
تو داروخونه بودم یه اقایی اومد گفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده باتمسخر ازش پرسید ایرانیش رو میخوای یا خارجیشو؟
مرده گفت از وقتی کارگر ساختمون شدم دستام زبر شده نمیتونم صورت دخترمو ناز کنم خارجیشو بده...
دل هست دیگر
گاهی دوست داره موقعی که سرت شلوغه دل درد بگیره
( :غضنفر داشته با دوستش احوال پرسی می کرده، میگه :حالا ما تلفن نداریم، شما نباید یه زنگ به ما بزنید؟!!
رفیقت از کوه میخواد بیوفته پایین
تو فیل�
رفیقت :دستم رو ول کن داداش و گرنه دوتامون میوفتیم پایین ازت خواهش میکنم ولم کن
زندگی واقعی
ولم کن دیگه
الان منم میوفتم!
رفیقت :بکشم بالا دارم میوفتم پایین زود باش
نتیجه گوش ندادن به حرف معل�
تو تمرینا تو حل کردی؟
دوستت :خاک به سرم!
تمرین داشتیم؟!
اره! من نرسیدم حل کنم چون واسه امتحان میخوندم!
دوستت :مگه امتحان داشتیم؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دوباره مدرسه
دوباره تحریم شدن کامپیوتر و گوشی...