یکی از فانتزیام اینه که از یکجا بهم بزنگن بگن برنده شدم:)
اونم چی؟به اندازه وزنم لواشک :-P
@14231075 · ۵ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
یکی از فانتزیام اینه که از یکجا بهم بزنگن بگن برنده شدم:)
اونم چی؟به اندازه وزنم لواشک :-P
مامان من است دیگر گاهی دلش میخواهد درست زمانی که من تسلیم تحدید هایش میشوم و ظرف هارا میشورم آخرین شکلات داغ باقیمانده ی خانه را جلوی من میل نماید و مرا زجر دهد انوقت فنجانش را برای شستوشو کنار دستم گذارد تا اب زنم
:/
دُختَرم، اما...
دِلَم مَردانه گرفته...
دخترم، اما...
دلم شاهانه جُرم تو را گَردن گرفته...
دخترم، اما...
اعتراف میکنم همیشه بعد از مهمونیا که یخچالمون پره از خوراکیای خوشمزه من فکر میکنم هیچ کم و کسری تو زندگیم ندارم اما همینکه تموم میشه احساس افسردگی میکنم و حس میکنم هیچ امکاناتی تو این زندگی ندارم اونوقت میرم تو اتاقم و یه گوشه کز میکنم و با اهنگای مجید خراطهها در و دیوارو گارزززز میگیر�
8-|
این روزا مامانم خونه تکونیو شروه کرده!من که کوچیک ترین عضو خونه ام شدم پرنسس مامان!
تا خواهر بزرگم میره کمکش کنه کاناپه رو جابجا کنه مامانم میگه نه تو دس نزن جون نداری
اونوقت میگه پرنسس مامان بیا این کاناپه رو جابجا کنیم...اونوقت من باورم شده پشت گوشام مخمل سبز شده!
فک و فامیل داریم ماااااااااا؟