مردم از هر چیزی سخن می گویند
به ویژه ار آنچه درباره اش هیچ نمی دانند
شاید بزرگترین دشواری همین باشد
زندگی چنان که ما می شناختیم پایان یافته
ولی هنوز کسی نیست
که بداند چه چیزی جای آن را گرفته است
@tatu_a1365_6 · ۶۴۹ امتیاز
★★☆☆☆ ۲ از ۵ (۳۷۶ رأی)
مردم از هر چیزی سخن می گویند
به ویژه ار آنچه درباره اش هیچ نمی دانند
شاید بزرگترین دشواری همین باشد
زندگی چنان که ما می شناختیم پایان یافته
ولی هنوز کسی نیست
که بداند چه چیزی جای آن را گرفته است
یک عمر در انتظاری تا بیابی آن را که
درکت کند ... و تو را همانگونه که هستی بپذیرد
و عاقبت در می یابی که
او از همان آغاز " خودت " بوده ای
این روزها به جای " شرافت " از انسانها
فقط " شر " و " آفت " می بینی!
وقتی کسی اندازت نیست
دست به اندازه ی خودت نزن
یک چیز هایی هست
که نمی شود به دیگری فهماند
نمی شود گفت... آدم را مسخره می کنند
از بودن و ماندن
گریز نیست
ماندن ... آری ماندن
و به تماشا نشستن دروغ را
که عمر چه شاهانه می گذرد
به شهری که
ریا را پنهان نمی کنند
اول فقط یه دل ... دل بود
یک هوای نشستن و گفتن
یک بوی دلتنگ و سرشار از خواستن
یک هنوز با همِ ساده
باری ای عشق
اکنون و اینجا
هوای همیشه ات را نمی خواه�
نشانی خانه ات کجاست ؟!
من به دیدار کسی رفتم ...
در آن سر عشق
رفتم ... رفتم تا زن
تا چراغ لذت
تا چراغ لذت ... تا سکوت خواهش ... تا صدای پر تنهایی
چیزها دیدم در روی زمین
نردبانی ... که از آن عشق
می رفت به بام ملکوت
غمناک ترین لحضات زندگی را
از کسی تجربه می کنی
که شیرین ترین
خاطرات را با او داشتی
می توان ...
در ازدواجی ده سال مجرد بود
می توان ...
ساعت ها بدون بیان کلمه ای صحبت کرد
می توان ...
با تمام دنیا خوابید و باکره بود
لحظه ای می رسد
که آدم از همه چیز دست می کشد
چون عاقلانه ترین کار همین است
وفاداری چیز بدیه
وقتی وفا دار می مونی
همیشه تنهایی
نمی دانم کدام درد بزرگ تر است
دردی که آن را بی پرده تحمل می کنی
یا دردی که
به خاطر ناراحت نکردن کسی که دوستش داری
توی دلت می ریزی و تاب می آوری
ایمان دقیقا از همان جایی آغاز می شود
که عقل پایان می یابد
عشق همیشه به این معنی نیست که باید به معشوق برسی
گاهی اوقات باید از یک نفر بگذری تا بهش برسی
تحمل تنهایی
از گدائی دوست داشتن آسان تر است
سهل است که انسان بمیرد
تا آنکه بخواهد به تکدی حیات برخیزد
من هنوز به این دنیایی که در آن زندگی میکردم انس نگرفته بود�
دنیای دیگر به چه درد من میخورد؟
دوست داشتن یه چیزه
و تحمل کردن چیز دیگه
آدم بعضی ها را دوست داره
اما نمیتونه تحمل کنه
بعضی ها را هم می تونه خوب تحمل کنه
بدون اینکه دوستشون داشته باشه
بگیر فطره ا�
اما مخمر برادر جان
که من در این رمضان
قوت غالبم غم بود
تنها با آموختن از واقعیت است که می توانیم واقعیت را دگرگون کنیم
ای قوم به حج رفته، کجایید؟کجایید؟
معشوق همین جاست، بیایید! بیایید!
معشوق تو همسایه ی دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟