ما هیچ گاه
همدیگر را به تامل نمی نگری�
زیرا مجال نیست!
این گونه است که عزیزترین کسانمان را
در چشم برهم زدنی
به حوصله ی زمان از یاد می بری�
@tatu_a1365_6 · ۶۴۹ امتیاز
★★☆☆☆ ۲ از ۵ (۳۷۶ رأی)
ما هیچ گاه
همدیگر را به تامل نمی نگری�
زیرا مجال نیست!
این گونه است که عزیزترین کسانمان را
در چشم برهم زدنی
به حوصله ی زمان از یاد می بری�
سخت است
فهماندن چیزی بع کسی که
برای نفهمیدن آن پول می گیرد
جمله ای که در روز رستاخیز
باعث تخفیف در مجازات می شود
ما از همان ابتدا نیز علاقه ای به دنیا آمدن نداشتی�
هی فلانی
زندگی شاید همین باشد
یک فریب ساده و کوچک
من گمانم زندگی باید همین باشد
زخم خوردن
آن هم از دست عزیزی که
برایت هیچ کس چون او گرامی نیست
بی گمان باید همین باشد
بزرگترین موفقیت زندگی ام این بوده که
با چشم های خود ببین�
که چطور فراموشم می کنند
فکر می کردم اگر دو نفر همیشه به هم راست بگن
یعنی عین حقیقت رو بگن
باید خیلی صمیمی باشن
ولی
الان می بینم که برای حفظ صمیمیت
انگار مجبوری
بعضی جاها دروغ بگی
هیچ چیز تضمین ندارد
رابطه ی آدم ها یخچال و لباسشوئی نیست که
گارانتی داشته باشد
یک روز هست و یک روز نیست
و اگر کسی تضمین بدهد دروغ گفته است
این حرف ها
که آدم ها هر چه بیشتر همدیگر را بشناسند
بیشتر همدیگر را دوست دارند
از آن دروغ های بزرگ است
چون حقیقت های کوچک
تبدیل به دروغ های بزرگ می شود
ما به یه جور چیزها اهمیت می دهی�
و از یک جور چیزها بدمان می آید
اما
اینجا آدم ها عموض می شوند
نه اوضاع
با خودمان می گویی�
عادت می کنی�
و با صراحت زیادی
این جمله را تکرار می کنی�
آن چیزی که هیچ کس نمی پرسد
این است که
به چه قیمتی عادت می کنیم؟
از دردهای کوچک است که آدم می نالد
وقتی ضربه سهمگین باشد
لال می شود آد�
دلتنگی
خوشه انگور سیاه است
لگد کوبش کن
لگد کوبش کن
بگذار ساعتی
سربسته بماند
مستت می کند اندوه
در بازی زندگی
انسان در ابتدا گول خور است و در پایان گول زن
به عبارت دیگر
او بره به دنیا می آید و روباه از دنیا می رود
برای کشف ذهنیات مردم به خودت زحمت نده
بهترین کسانت را از دست می دهی!
ذهن مردم با ظاهرشان خیلی فرق داره
عجب زمانه ای شده ! گذشت هم در گذشت
بابا آب داد دیگر افسانه شده
بابا را هم ایزوگام کردند
و سعدی کجایی ؟
بنی آدم ابزار یکدیگرند
زمان آدم ها را دگرگون می کند
اما تصویری را که از ایشان داریم ثابت نگه می دارد
هیچ چیزی دردناک تر از این تضاد میان دگرگونی آدم ها و ثبات خاطره نیست
وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد
بیش تر تنهاست
چون نمی تواند به هیچ کس جزء به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد
و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق می کند
تنهایی تو کامل می شود
دروغ
آیین اربابان و بردگان
و حقیقت
خدای انسانهای آزاد است
سرمایه عمر آدمی یک نفسست
آن یک نفس از برای یک همنفسست
با همنفسی گر نفسی بنشینی
مجموع حیات عمر آن یک نفسست
فاجعه ی زندگی من این است که
یک بار زندگی را
مثل زهر نوشیده ام و گذشته ا�
ئ اکنون که به اندیشیدن بدان باز گشته ا�
احساس می کن�
همان جام زهر را بی نهایت بار
از نو و از نو می نوشم و می نوش�