الان وضعیت هوا تو خوزستان جوری شده که دیگه لازم نیست وضو بگیری!!!
بری بیرن تیمم اتوماتیکه!
@sahora · ۱۲ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۱۱ رأی)
الان وضعیت هوا تو خوزستان جوری شده که دیگه لازم نیست وضو بگیری!!!
بری بیرن تیمم اتوماتیکه!
از ذوق اینکه بعد از مدتی یکی از پستام تایید شده داشتم برا خودم خوشحالی میکردم که یهو.....شطرق! گردنم با یک پس گردنی آبو نون دار صادره از ناکجا آباد برخورد کرد.
مادرم:خاک بر سرت ورپریده اینه استفادت از اینترنت؟ تازه ذوق هم میکنه بی حیا!... از این به بعد نت بی نت!
منم هنگ مونده بودم چی شده؟
یه نگاهی به مانیتور کردم دیدم بععععله این تبلیغات جدیده 4جوک کار دستم داده!
از فکو فامیل گذشت ایینم تبلیغاته 4جوکه ما داریم؟
برا دلجویی به جای مشایخی برام شهاب حسینی رو بفرستید!
تو خانواده ما به تربیت خیییییلی اهمیت میدیم مثلا اگه منو خواهرم بحثمون شد بامون اینجوری برخورد میکنن:
من:برو احمق...!
خواهرم:احمق خودتی...بیشعور!
بابام از اون اتاق:گوسلینگه های(نوعی حیوان!) حمال الدنگ...چند بار باید بگم به هم توهین نکنید!
مامانم از توی آشپزخونه: آره!...کثافت های آشغال...معلوم نیست از کی یاد گرفتن!
یعنی من عاشق والدینم هستم!
مادر است دیگر....گاهی خانه تکانی را با زلزله ی 10 ریشتری اشتباه میگیرد!
استاده اومد ضرب المثل بگه گفت: عاقبت جوینده فاینده است...!
فاینده= یابنده+find
به این میگن زبان فارگلیسی.. !
تن دهخدا رو توی گور لرزوندیم...!
اینم از استاده ما...
جایی خوندم:
باران که میبارد...همه یاد عشقشون میفتن.
.
.
.
حالاعشقو بیخیال ولی من حتی ماشین ندارم حرص پول کارواششو بخورم! با هربارون هم یادهمین میوفتم لامصب از شکست عشقی هم بدتره!
به قول داش عباس!!!(علامتشو گذاشتم بدونی کدوم عباس^_^).... ابرها هم کصافط ان!
تحقیق وتفحص هم نمیخواست خودم زود دوهزاریم افتاد!
اونروز دوستم ازم پرسید: لب تاپ داری؟
من:نه... پی سی دارم!
دیدم یه دفه پرید بغلم کرد قربون صدقم میرفت!منم هنگگگگگگ!مونده بوم این چشه... !؟
بعداز کلی تحقیق وتفحص فهمیدم فکر کرده بیماری" پی سی"دارم!(البته دور از جون هممون)
تازه وقتی فهمید سالمم همچین با لنگه کفش از خجالتم در اومد که آرزو کردم ای کاش واقعا پی سی داشتم!
آخه اینم فک فامیل بیمار دوسته من دارم!
لایک نکن فقط برا شفا بیمارا صلوات بفرست!
ترم 3بودم سر کلاس یکی از درسهایی اختصاصی به استاد گیر دادم که باید بمون اِرفاق کنی...!
من:استاد...! 5 نمره برا مزدوجین(متاهلین) و شاغلین در نظر بگیرید لطفا...!
استاد: حالا تو از کدوماشونی؟
من:شاغلم دیگه استاد...! ^-^
استاد....@@.....: تو...؟ شاغلی؟ به قیافت نمیاد...! (آخه شاسگول مگه شغل به قیافست...!)
من:بله استاد شاغلم ^-^
استاد: حالا شغلت چی هست؟
من:استاد از شوما انتظار نداشتم...اشتغال به تحصییل دیگه..!
فقط نمیدونم کجای حرفم بد بوده که منو انداخت بیرون که هیچی حذفمم کرد. مردم اعصاب ندارن...!
دختر خالم جزوه دوستشو گرفته جزوه خودشو کامل کنه.هر چند پاراگراف یه بار اول جملات با...یعنی به اقتصاد میتوان گفت... بر میخوره هنگ کرده بیچاره رفته از دوستش پرسیده اونم نمی دونسته یعنی چی! ولی اصرار داشته استاد همین رو میگه!
بعد از یه مدت سر کلاس استاده وسط درس میگه:یعنی به اختصار میتوان گفت....دوست دختر خالم هم با خوشحالی برگشته میگه دیدی گفت به اقتصاد دیدی!
اون لحظه من اونجا نبودم که براتون قیافه دختر خالم رو توصیف کنم از تخیل خودتون کمک بگیرید...
یکی از فامیلامون براش نذری اوردن ,سریع رفته ظرف رو شسته تو خیابون دنبال طرف دویده ظرفش رو بش پس داده.
میدونید نکته جالب چی بود؟......ظرفه یک بار مصرف بوده!
فک فامیل تیز هوشه من دارم؟!
خالم معلم سوم دبستانه به بچه ها نماز یاد داده.
موقع پرسیدن که رسید همه بچه ها به اتفاق هم موقع رکوع با انگشت اشاره بین دو ابروشون رو فشار میدادن !
خالم کنجکاو میشه میپرسه چرا همتون این حرکت رو انجام میدید؟ یکی از دخترا بش میگه خانم شما به ما یاد دادید!
خالم هم بعداز تفکر زیاد یادش میاد ای دل غافل اون لحظه در حال رکوع عینکش اومده بود پایین!!!!
ولی خودمونیم ها چه گودزیلاهای نکته سنجی!
صورت مساله :آیا من کم بود محبت دارم؟من به فرگام حسودیم میشه!
آخه اون روز دیدم مامانم جلوی تلوزیون نشسته قربون صدقه یکی میره!
منم حس کنجکاوییم گل کرد.(مدیونی اگه فک کنی فوضولم) از مامانم این حرف ها بعیده!
رفتم می بینم داره فرگام(دومین میمونه ارسالی به فضا) رو نگاه میکنه!تازه میگه چطور دلشون میاد میمون به این نازی رو بفرستن فضا!
حالا یکی نیست بش بگه آخه مادر من منو بفرستن هم همینا رو میگی؟
من دانشجوی ترم بالایی هستم ولی از هر ترم بوقی بوق ترم!
اون روز هم کلاسیم اومده بهم شیرینی تعارف میکنه.منم محترم بش گفتم :قبول باشه! دیدم پسره زل زده بم! فهمیدم سوتی دادم اومدم درستش کنم باقیافه مظلوم بش گفتم معذرت میخوام خدارحمتشون کنه!
یهو زد زیر خنده,من داشتم با خودم فکر می کردم طرف کم داره! که گفت:خانم....شیرینی پیروزی تییمموندر مسابقات فوتساله قولشو ازمون گرفته بودید.
هیچی دیگه من روم نمیشه بگم ارشد دانشگاهم!