یکی از همکاران خیلی مجلسی کچل تشریف دارند. داشتم به موهام ژل میزدم ، منو دیده میگه:داری چیکار میکنی؟
من: می بینی که
اون: من با این قرطی بازیها اصلا میونه ایی ندار�
من: با سکوتی معنادار به کله کچلش نگاه کردم
@sobbhan · ۲۲ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۴ رأی)
یکی از همکاران خیلی مجلسی کچل تشریف دارند. داشتم به موهام ژل میزدم ، منو دیده میگه:داری چیکار میکنی؟
من: می بینی که
اون: من با این قرطی بازیها اصلا میونه ایی ندار�
من: با سکوتی معنادار به کله کچلش نگاه کردم
رفتم آرایشگاه،دیدم شلوغه وایسادم دم در،آرایشگر منو که دید پرسید : موهات میخای اصلاح کنی؟
گفتم:نه په، اگزوز ماشینم سوراخ شده آوردم اونو تعمیرکنی
خودشم خندش گرفته بود از سوالش
برام همیشه جای سوال داره که وقتی یه دختر خانم با لبخند بهمون سلام میده،یا با خوشرویی جواب سلاممون رو میده، چرا فوری به این نتیجه میرسیم که تو اولین نگاه شدیدا عاشقمون شده و از خداشه که باهامون ازدواج کنه...
در حالی که فقط میخواسته ادب و تربیت خانوادگیش رو نشونه بده
داشتم تو آشپزخونه اداره صبحانه درست میکردم،با رفقا هم گرم صحبت بودیم با موضوع ازدواج. یکی از کارمندهای خانم اداره وارد آشپزخونه شد و بدون مقدمه گفت: یه نصیحت بهتون میکنم، اونم اینکه اگه خواستید زن بگیرید، یه زن بگیرید که براتون خرج نداشته باشه، مثل ماااااااا.
منم نامردی نکردم و گفتم: همکار محترم ، آدم با عشقش ازدواج میکنه ، هر چقدر هم خرجش بشه، میده.
نمیدونم چرا دیگه جواب سلامم رو نمیده...:(
سوار تاكسي بودم.به مقصد كه رسيدم گفتم: آقا ممنون. من كنار اون وانت پياده ميشم. يهو وانتي حركت كرد.
راننده خيلي جدي گفت: برم دنبالش؟
همچون بچه آهویی که از مادرش جدا نمیشود...
ً«غم» از «عشق» جدا نمیشود...
و من از تو...
داشتم با نامزدم صحبت میکردم، مادر زنم هم داشت تلویزیون تماشا میکرد،
احساس کردم داره به حرفای ما گوش میده،
خیلی آروم به نامزدم گفتم: فک کنم مامان داره حرف های ما رو گوش میده، اگه مطلب خاصی خواستی بگی آروم و درگوشی بگو
یهو مادرزنم گفت: نه من گوش نمیدم ، شما راحت باشید
من