یه سوالی هست مدت هاست ذهن منو مشغول کرده,میخوام ببینم اونی که داشت زبان فارسیو اختراع میکرد چی شد که تصمیم گرفت قورباغه ق اولش(ق)باشه غ دومش(غ)؟؟؟؟؟؟؟والااااا......تازه امرو رفتم کتابخونه درس بخونم تحت تاثیر محیط قرار گرفتم واسه خودم راحت خوابیدم
@nima___anzali · ۹۴ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۱۱۶ رأی)
یه سوالی هست مدت هاست ذهن منو مشغول کرده,میخوام ببینم اونی که داشت زبان فارسیو اختراع میکرد چی شد که تصمیم گرفت قورباغه ق اولش(ق)باشه غ دومش(غ)؟؟؟؟؟؟؟والااااا......تازه امرو رفتم کتابخونه درس بخونم تحت تاثیر محیط قرار گرفتم واسه خودم راحت خوابیدم
مامانم میخواست بگه صدای گریه ی بچه ی همسایه مثل شیهه ی اسبه
با اعتماد بنفس کامل گفت: شبیه هیشه ی ابسه
ینعتی دوتا کلمرو اشتباهی گفت
آی خندیدی�
آی خندیدی�
ینی داغون شدیماااااااا در حد کشورهای تهران
عاغا یبار این مامان ما میره پیش یکی از دوستای باکلاسش که باهاش کار داشت....همینجوری تو راه با خودش میگفت اگه دعوتم کرد برم بالا بش بگم ممنون و این حرفا.....چشتون روز بد نبینه تا میرسه به زنه بعد سلام و اینا یکاره به زنه میگه بفرما بالا....دیییییی....بیچاره زنه هم گفت بفرماییید؛ینی مامان ما اب شدااااا از خجالت....ینی باحال قیافه ی زنه بودااااااا بوخودا
یه سری تولد داداشم بود ما هم کلی مهمون دعوت کرده بودیم از قضا(غزا،قزا،غضا،عصا حالا هر چی)همون وقتا تو اپارتمانمون دزدیه کفش هم زیاد شده بود...اخااا جونم برات بگه سرصبح تو عالم خلسه(دایره لغاتمو دارین فقط)مامیه ما داش فکر میکرد که چیکار کنه کفشایه مهمونارو نبرن بعد گفت اصن همه ی کفشارو میارم تو.... ادم همسایشو سفت بگیره بهتره تا مالشو دزد بگیره...دی:" اخه مگه مجبوری بیدار نشده ضرب المثل به این سختی بگی مادر من.....ینی وختی گفت ما پوکیدییییم از خندهه
توی یه مهمانی خیلی شلوغ و نسبتا رسمی ، همه با لباس رسمی و کراوات و … نشسته بودند و همهمه ی خیلی زیادی بود و همه داشتن درباره ی سیاست و اینا حرف می زدن . منم خیلی دوست دارم از این کارای هیجانی کنم ، تا دیدم سر و صدا بلند است و کسی نزدیکم نشسته ، یه آروغ خیلی محکم زدم . تا آروغ زدم ،نمی دونم چی شد همه یهو ساکت شده بودن ..! آقا اصلا یه وضعی بود … هیچوقت یادم نمیره ..ای خداااااااا
توی ماه رمضان امسال که خونه عمو همه فکو فامیل ها جمع بودیم پدر بزرگ بنده رفت دسشویی بعد از اینکه اومد خونه یک دفعه جلوی جمع شلوارشوکشید پایین همه با تعجب نگاه کردن نگو اومده شلوار دومی رو بکشه پایین هر دوتاشو کشیده....اصن دیگه وضعی نموند...ینی داشتیم در و پنجررو گاز میزدیما
این شعر به صورت عمودی و افقی یک جور خوانده میشود (ماتریس متقارن ادبی)
از چهره افروخته گل را مشکن!
افروخته رخ مرو تو دیگر به چمن!
گل را تو دگر مکن خجل ای مه من !
مشکن به چمن ای مه من قدر سخن !
عاقا ما یه معلم داریم شلوارشو دقیقا تا یقه میکشه بالا.یکی نیست بهش بگه برادر من عزیز من این شلواره کراوات که نیست....والاااااا________________________________________عاقا یه سوال تو مدارس دیگه هم کاری ب کار سال سوما ندارن؟؟؟؟؟واقعا واسم سواله یا شاهد ما اینجوریه ابجی سحر شما که شاهد میری اونجاهم اینجوریهههه؟؟؟ مرگ من تایید کن دیه مسؤول جان مردیم با ردی
اقا میخواستم زنگ بزنم خونه ی خالم شماررو اشتباه گرفتم یه مرده با یه صدای کلفت جواب داد منم هول شدم گفتم ببخشید فک کنم معذرت میخوام...دیییییی خو چرا با عصبانیت جواب ادمو میدید که ادم بگرخه
please listen to me(اقا سوادو کف کردی)
اینجانب دیروز رفته بودم دراگ استور(مردم دراگ استور ینی دارخونه)که داروهامو بگیرم یه اقاهه اومد به خانمه گفت خانم دکتر قرصی که دفعه قبل بهم دادیو 2بسته ازش میخوام.زنه گفت قرصش تاثیرم داش(پ ن پ واسه پز دادن اومده بازم بگیره والااا)مرده گفت:ارههههه اصن مثل اتیشه روی اب میمونه..جااااااااان؟؟؟؟؟هعی وای من0__O خانم دکتر:؟__؟ فرهنگستان زبان فارسی: ^__^ خو مرده مومن اکه واست مثل اتیش میمونه خو پس واسه چی میخوای,خوددرگیری داری عایا اونوقت؟؟؟؟ برادر گرفتی ضرب المثلو ترکوندیا ینی
عاغا این مامان ما همچنان داره تو سوتی دادن یکه تازی میکنه ها....امروز داشتم عصبیش میکردم یکاره با یه حالت پریشون برگشته به من میگه نیما بخدا عصبانی ندارم حوصله بشمااااا......دی جااااااان؟؟؟؟؟؟کلا با این حرفش شرایطو به کلی تغییر داد. اخ اخ اخ
وای مامیه من سوتی داده در حد کشورهای تهراااااااان،مامی ما ارایشگره یکی از اشناها رفته پیشش واسه انجام عملیات خطیر کوتاهی مو___حالا مادر ما هم تو شیشو بش این بود که پول بگیره یا نه تا قیچی میزنه به موی خانمه میگه مبارکه قابلم نداره____دی اخه مادر من این پاسخ است تو میدهی مادرO__o فرزند@__@ خانم در حال پرداخت پول!__؟
عاغا این معلم پرورشیمون یه تنه زده به هیبت سوتی دهنده ها<<<>>>امروز تو کلاس اذیتش کردیم یهو رو کرد به منو دوستم گفت شما دو نفر هر دو نفرتون فقط تو بیا برو بیرون ببینم......دی: ینی واحد شمارش ادمارو یه لحظه گم کردا
اقا همین امروز تو مدرسه داشتیم با بچه ها حرف میزدیم درباره ی محرم یهو یکی از بچه ها گفت شب عاشورا بیاین فلان جا ما هرسال شربت نذری میدیم ما.منم گفتم تو که میدونی ما قحطی زده ایم شربتو با دیگ میبریم.یکی دیگه از بچه ها یکاره برگشت گفت نیما دادا کوتاه بیا دیگ داغه میسوزیما ینی ما ترکیدیم دیگه...اخه چرا همه دورو بریام پروفسورن؟؟؟؟؟؟؟اخه کی شربتو داغ میدهههههه؟؟؟؟؟هان
اقا یه روز گیم نت بودیم یهو یکی از بچه ها داد زد کدوووووم خری داره منو میزنه؟؟؟؟؟ از اونطرف رفیقم با یه حالت مستاصل(مرگ من املاهارو داشتین)گفت کی گفته من دارم میزنمت؟؟؟؟ ینی قشنگ خودشو معرفی کردا همه پوکیدیییم بخدا
یه روز تو کلاس پرورشی بودیم.(همون دبیری که قبلنم ازش پست گذاشتم)معلم بیچاره رو کلافه کردیم با سوالامون اینم با دانش زیادی که داشت!!!!!!!همه رو جواب میداد.ما هم موذی هی بش میخندیدیم یهویی عصبانی شد برگشت به بقل دستیم گفت:خفه شو .....رفیقم گفت:ما اقا؟؟؟ اونم گفت:اره تو.. تو که دهنت داری مثل اسب عرعر میکنی... ما دیگه از خنده جون تو بدنمون نمونده بودا به قول داداش کامران ناموسن این معلم ما از روز رستاخیز نمیترسه اصلا
دلم نیومد اینو نگم واستون,اقا ما یه معلم پرورشی داریم یه بیت السوتیه واسه خودش.(دیگه فهمیدین سال سوم ریاضیم دیگه)این هفته باهاش کلاس داشتیم داشت درمورد سازمان های جاسوسیه امریکا میحرفید ازش پرسیدیم CIA یعنی چی؟بلافاصله با جدیت گفت سازمان ایطلاعات امریکا...پوووووف همه تجزیه شدیم از خنده ها.اخه ینی چی؟؟؟؟خودش فرهنگسراست ینی...داداش حامد بی زحمت اون کلیپسه دختر همسایتونو بده بندازم تو حلقش
اعتراف میکنم ک یک بار یه خانومی اومد خونمون که تو خونه تکونی کمکمون کنه.رفتنی برگشت گفن ببخشید مزاحمتون شدما منم حواسم نبود گفتم: اشکال نداره پیش میاد!!!!!!!تکرار نشه دیگه(0_o)