ن

نیما

@nima___anzali · ۹۴ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۱۱۶ رأی)

n
nima(0_o)anzali ۱۱ سال پیش
پیام

سلاااام به همه ی بچه های پاتوق
دارم میرم عشقمو ببینم ک کلی خوشحالماااااااا ایشالا همتونورخوشحال ببین�
خببببب...ی تشکر بکنم از کامران موز دوست و حامد انبردست باز که منو یادشون بود هرچند مطمین بودم که یادشونه اخه مرام بچه های اینجا ثابت شدست....
حامد ایشالا انگشت کوچیکه پات بخوره به میز عسلی حالا واسه من انبردست میاری اره؟؟؟واستا یه اچار شلاقی چیزی پیدا کنم منم دست خالی نباشم...والا ...سلاح سرد اورده واسه ما...راستی اون ادرسرم بلدم مگه میشه بلد نباشم اصن دست کم گرفتیااااا...حالا چی میخای؟؟ ها؟؟؟ زووود بگو؟؟؟ بگووووو...زود تند سریع...اوووو بگو دیگه پسر ^__^...این چند وقت یکم دیوونه شدم -__^
اها یه چیز دیگه، امیر محمد دیگه نمیاد نه؟؟؟ خبری نیست ازش
----------------------------------------
راستش اول میخاستم از بچه ها گله کنم چون عاجزانه کمک خواستم ولی کسی چیزی نگفت اما دیدم خو هرکی دل مشغولیه خودشو داره دیگه عیبی نداره ایشالا مشکل تک تکتون حل بشه و یه روزی برسه که پشت هم از خوشیاتون بگین...واسه تک تکتون دعا میکنم چون از خیلی وقت پیشا در جریان حال و روزتون هستم ...اقا از بچه های دیگه مثل اقا حبیب، عباس فانتزی سازمون و هیلدا خانوم خبری نداره ؟؟
ببخشید سرتونو درد اورد�
یا علی

n
nima(0_o)anzali ۱۱ سال پیش
پیام

سلام به همه ی بچه های پاتوق
اقا من خیلی وقته نیومدم البته نشده ک پست بذارم وگرنه در جریان همه چیز هستما ^_^
کامی و حامد یه سر به پستای قدیمیتون بزنین یادتون بیاد که به گلبولای سفیدم قسم میخوردین..
گلبولام حلالتون نشه اگه یادتون نیومدم ^__^...راستی عنوان بچه خوجگل سایتو بده من ببینم دیگه بسه-_^
----------------------------
بچه ها اینجا خیلیا از دست عشقشون ناراحتن که گذاشته و رفته...اما من چی بگم؟؟ من چی بگم که نمیذارن بهم برسی�
وقتی هروقت ک میتونه بهم زنگ میزنه و کلی گریه میکنه اخر ارومش میکنم و بهم مییگه دیوونه من چی بگم؟؟
بخدا خیلی داغونم مامانش نمیذاره گوشیو بگیره دستش دلم واسش تنگ میشه از اینم مطمینم که به هیشکی اجازه نمیده بیاد تو زندگیش حتی پسرخاله ای که باهاش بزرگ شده و حالا میخوادش ولی بخاطر من با پسرخالش حرف نمیزنه که اذیت نشم...بخدا دختر خوبیه...بچه ها تو رو خدا کمکم کنید...راهنماییم کنید نمیدونم چیکار کنم؟دلم واسش تنگه بخدا...بهش نمیگم بی قرارم حداقل اون با من ارامش داشته باشه نمیخام باعث هول و ولاش بشم...تازگیا هم ک گردنش مشکوک به دیسکه...دیگه بغض امون نمیده...فقط دعا کنید...بچه ها چیکار کنم؟؟؟

پسر است دیگر
دختر است دیگر
سبد کالا است دیگر
کلیپس است دیگر
این است دیگر
اون است دیگر
بس است دیگر
ای بابا هی ما هیچی نمیگیم هی شما رو این جمله کلید کنینا ول کنید دیگه ااااااااااااه
نیما است دیگر گاهی عصبی میشود ^__^

اول از همه حامد خان تولدت مبارک ببخشیدم که دیر گفتم..ایشالله صد سال زنده باشیو مداوم کلیپس سارا بره تو حلقتو انگشت پات بخوره به پایه ی میز عسلی +__+حقتههه
رفیقم تعریف میکرد یه بار داشته سر امتحان تقلب میکرده یه هو مراقب مثل اجل میرسه اونم کاغذ تقلوبو میگیره تو مشتش و دو دستشو مشت میکنه
مراقبه میگه:اون چیه؟ میگه:کودوم؟ مراقبه مگه: این مشتتو وا کن ببینم!میگه:به خدا چیزی نیست!! مراقبه میگه:گفتم واکن !
میگه:اقا به خدا تو این مشتم نیست تو اونه!!!
مراقبه میگه:منو مسخره میکنی میگم وا کن!
میگه:تو اینه هاااااااااا !!!
اقایی/خانومی که شما باشین اینو که گفت یه لحظه دید سالن امتحان
رو هواست برگه ها هم داره رو هوا پرواز میکنه!! هیچی دیگه اونم تک ماده کرد!..کلا بچه اسکولیه
اسکول--__--
حامد 1 سال بزرگتر *__*
کامی و درخت موز در استوا ^__#
منو گولی سفیدام +__--

به مهره ی دوازدهم کمرم ک تابستون شکست قسم راس میگ�
چن روز پیش که تو انزلی برف سنگین اومده بودو همه جا تعطیل ما عین سگ مرده ی سرماخورده ی سومالیایی میرفتیم سر تمرین تياتر(بعــــله بازیگرم خیرسرم)...یه روز بعد تمرین کارگردانمون اومد مرام بذاره باهامون برف بازی کنه...همون اول با ابهت اومد گفت الان یه برف میزنم تو فرق دهنت حالا خودش که از این حرف قفل کرد هیچی ما هم به صورت مختلط داشتیم وسط خیابون هلیکوپتری برعکس میزدیم
اصن یه وعضی بود خدایی
جای کامران مجلس گرم کن و حامد صاب مجلس خــــــالی بود اصن

تو تولد حامد به کامران موز نرسه اگه دروغ بگم -__-
اقا دیروز خیر سرم اومد شیر بخورم(پاکتی بابا جان بزرگ شدما),از این دامدارانا بود هرکاری کردم درش باز نشد که نشد منم که اعصابم همین جلویه زود خرد شد...
محکم مشت زدم تو بدنه ی بطری شیر...مشت زدن همانا ترکیدن بطری همانا ینی ترکیدااااااا به گلبولای سفیدم قسم از کل خونه شیر چیکه میکرد از دیوار,از کابینت,از تی وی,,,مامانم فقط داشت نیگام میکرد فک کنم داش به این فکر میکرد که اگه تو این 18 سال سبزی پرورش میداد بیشتر منفعت داشت واسش
من+__-
مامیم*__-
مسؤولان دامداران+__+
تولد حامد^__+
کامی با موز ^__^

گلبولای سفیدم پرپر بشن اگه دروغ بگ�
اقااا دیروز مامانم یکم حالش بد بودو ناراحت بود...زن عموی بیچارم اومد دلداریش بده گفت عزیزم الهی بمیرم برات مامانمم حواسش نبود گفت ایشالله...زن عموم *__* اینجوری شده بودا ینی بیچاره کلا قهوه ای شدا فک نکنم دیگه کسیو دلداری بده تو عمرش والاااا
حامد و کلیپس ^__^
کامران و زیرپیرنی دویست تومنی +__--
منو گولبولهایم *__^

n
nima(0_o)anzali ۱۲ سال پیش
جوک

به دوتاگلبول سفید زیر کبدم قسم که راست میگ�
یکی از دوستام که تو کاره کپی بود تعریف کرد
یه روز یه پیرمرد اومد مغازه گفت:آقا یه کپی شناسنامه بده
دوستم:لطفا شناسنامتونو بدین کپی بگیر�
پیرمرد: مگه شناسنامه هم می خواد؟
دوستم:بله بدون شناسنامه نمیشه
پیرمرده با حالت ناراحتی داشته از مغازه می رفته بیرون برمی گرده می گه: حالا نمیشه یکاریش کنی بدون شناسنامه بهم کپی بدی!!!؟؟
حامد+__+
زیرپیرنی دویست تومنی کامران -__-
انگشت های امیر محمد^__+
گلبولای قرمزم؟__؟

n
nima(0_o)anzali ۱۲ سال پیش
جوک

اقا گلبولای سفیدم همه بمیرن اگه دروغ بگ�
یه روز من و رفیقم واسه خرید رفته بودیم بیرون. چندنفر داشتن از روبرو می یومدن. یكی از اونها همینطور زل زده بود توی صورت رفیقم… رفیقمم وقتی این حالت رو دید به جای اینكه بگه چرا مثل بز نگاه می كنی,,, باعصبانیت بهش گفت: چیه تا حالا بز ندیدی؟
من دیگه حرفی ندارم و به احترام روح بلندش یک دقیقه سکوت__________
گلبولای سفیدم+__+
بز =__-
رفیق شبه بزم ^__*
کامران دلتنگ-__-
حامد دلباز +__-

n
nima(0_o)anzali ۱۲ سال پیش
جوک

اقا حلقم تو پای امیرمحمد اگه دروغ بگم..(اوه اوه چی میشه)
دیروز داشتم با رفیقام حرف میزدم که اره تو چقد خوش شانسی که رفیقی مثل من داریو باید به خودت ببالی(اصنم اعتماد به سقف ندارم فعلنم خواستگاری برو نیستما) اونم نه برداشت نه پرتاب کرد گفت نخیرشم تو باید به خودت بمالیییی!!!!!! اصن دیگه بقیه حرفشو نشنیدم از بس خندیدم........
جاااااان؟؟؟چیو به خودم بمالم اخه مردک الکن....
کامران غمگین-__-
حامد +__+
گلبولای سفید نیمای سوتی گیر*__^
پای امیرمحمد&__&

n
nima(0_o)anzali ۱۲ سال پیش
جوک

اقا حلقم تو زیرپیرنی دویست تومنی کامران اگه دروغ بگم(نواوریو داشته باش)
7-8 سال پیش که ده سالم بود داشتم تو حیاط خونه ی مادربزرگم اینا با پسرعموم که یه سال ازم کوچیکتره فوتبال میکردیم.منم اون دوران جوگیییر بودم در حد جنسیس همشم خودمو تو نیوکمپ میدیدمو واسه تماشاگرا دست تکون میدادمD: وسط بازیمون توپ رفت تو اوت قانونمونم این بود که هرکی زودتر رسید به توپ اون شروع کنه بازیو...و اما توپ رفت اوت دویدیم به سمت توپ و ناگهان دیدم که به توپ نمیرسم زدم پسرعمومو هل دادم با سر رفت تو سنگ بلوک...اوه اوه اوه...سرش شکستاااااا خون ففاره زد حالا اون دادو بیداد میکنه منم که زرد کرده بودم به عموم اینا گفتم خودش خورد به دیفار حالا اون بچه هم سرش شکست هم واسه بی عرضگیش کتک خورد, عموم که بعدا فهمید ینی میخواست توپ میکاسارو بکنه تو هیپوفیزما...اصن بی وضی
حامد+___-
انگشتای امیرمحمد*__#
نیمای خبیثو کثیف ^__+(واسه تایپش کلی زحمت کشیدما)

n
nima(0_o)anzali ۱۲ سال پیش
جوک

توکوچمون یادم رفت به پیرمردا سلام کنم یکیشون گفت جوونم جوونای قدیم بعدش شروع کردن به اینکه زمونه بدشده و...
هیچی دیگه الان فک کنم کشتارمسلمونای میانماروپس لرزه های آذربایجان وباخت به لبنان واخراج مجیدجلالی رم انداختن گردن من... والاااا

n
nima(0_o)anzali ۱۲ سال پیش
جوک

سه تا از انگشتای پای چپ امیرمحمد توو حلقم اگه دروغ بگ�
بچه که بودیم یه بار با پسرخالم رفتیم مغازه از این جعبه جایزه دارا بخریم از غذا مغازه دار فقط صورتیشو داشت که روش زده بود دخترونه و همیشه جایزه های مخصوص دخترا رو داره
پسرخالم ایراد گرفت مغازه داره هم برگشت بهمون گفت دختر خانوم پسرخانوم نداره...پووف ترکیدیم از خنده هاا
حامد-__+
کامران@__@
گلبولای سفیدم________(همشون مردن دیگه)

n
nima(0_o)anzali ۱۲ سال پیش
جوک

دوستم عمل جراحی داشت براش یه سبد گل گرفتیم رفتیم دیدنش گفتن هنوز از بیهوشی درنیومده
گفتم اه... کاش اول مطمئن میشدیم بهوش میاد بعد براش سبدگل میگرفتیم شاید تاج گل لازم شد؟!!!!!!!!!
انقدر با محبتم من...اینم دوسته که رفیق بدبختم دارهههه؟؟
من0__+
رفیقم-----
گل فروش^__>
حامد+__0

n
nima(0_o)anzali ۱۲ سال پیش
جوک

اقا چن روز پیش با خانواده رفتیم بازار استارا واسه خرید منم واسه اینکه چن تا چیز بگیرم همش دور و برم مامیه خود می بودم.....
تو بازار بودیم یهو مامانم گوشت کوب دید گفت اااا باید یدونه از این گوزک.با بخرییم دیییی....حالا بهش گفتم اشتباه گفتی میگه ترتیب نداری که(همون تربیت)بعد نگاش کردم میگه گر دادیا...دیگه من از خنده مرده بودما بیچاره اصن حرف زدنو فراموش کرده بود...

n
nima(0_o)anzali ۱۲ سال پیش
جوک

بچه که بودم آرزو داشتم وقتی که میرفتیم مهمونی کسی,
همون کس روتو خیابون ببینیم بعد اونا بیان خونه ما :|
دلیلشو هنو نفهمیدم..... برهان خلف هم جواب نداد!!!!
مریض بودما!!!:|
بچه های فورجوک اعم از جناب اقای کامران,برادر حامد,اخوی امیرمحمد نظر خود را درباره ی کودکی این فرد توضیح دهند لطفا...(اقا به دل نگیرین تربیتم همش الکی بود بخداااا)

n
nima(0_o)anzali ۱۲ سال پیش
جوک

اینایی که به ما میگن سیگار نکش ضرر داره، یعنی واقعا فک کردن ما نمیدونیم سیگار ضرر داره؟؟؟؟ یعنی الان باید بهشون گفت مرسی آگاهم کردی من فک میکردم مفیده واسمون؟ یا مثلا ما واسه خاصیتش میکشیم؟؟؟؟؟نه وجدانا اینا پیش خودشون چی فک کردن..
اینم بگما من اهل اینجور کارا نیستما فک کردین ما از اون خونواده ها هستیم...برووو از خدا بترس
حامد جان برادر کامران یکی این تسبیح من لطف کنه

n
nima(0_o)anzali ۱۲ سال پیش
جوک

امروز تو مدرسه داشتیم با بچه ها سرکلاس گل میگفتیم گل میشنیدیم(قسم به گلبولای سفیدم سرکلاس فیزیکم بودیم حال خیر سرمون ولی از اون شرایی هستیم که ته میشنیم)بعد کلی چرتو پرت گفتن رفیقم درباره ی غذا اومد صحبت کنه...میگه من همیشه غذامو با تخلفات میخورم...دی
جانم؟؟؟؟؟اخه تخلفات لامصب..حامد من باید چیکا میکردم ینی؟؟فقط با سر رفتم تو عینک معلم فیزیکاااااا
من)--*
مخلفات0--o
تخلفات+--+
گلبولای سفید%__^