می سپارم به نسیم، بوسه از جنس بلور
دل مـن تـنـگ تـو بـاز ، بـاد در حـال عـبـور
بـوی چشمان تـو را می رساند به مـشام
مـی دهـــد آرامـــش ، بـــه دل نـــــا آرا�
@nooyan · ۲۹ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
می سپارم به نسیم، بوسه از جنس بلور
دل مـن تـنـگ تـو بـاز ، بـاد در حـال عـبـور
بـوی چشمان تـو را می رساند به مـشام
مـی دهـــد آرامـــش ، بـــه دل نـــــا آرا�
نــوازش کـن منــو مـادر کـه فـرزنـد تــو غـمـگـیـنـه
کی میخواد بعد از این تو قلب من جای تو بنشینه
گـل مـن روزگــار روزی تـو رو از شـاخـه مـیـچیـنــه
در آغـوشـم بـگـیـر مـادر کـه رسـم روزگــار ایـنـــه
سلامتی همه مادرها
از فانتزیام اینه که:
یکی بهم اس بده خوابی یا بیدار؟!
منم بگم خوابه خواب!
بعد اون بگه: کی بیدار میشی؟؟
منم بگم: من مست می نابم هوشیار نخواهم شد
از خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد...
یعنی اینو واقعا از ته ته ته دل از خدا میخوام.
شما میگین شدنیه؟!؟!
لایک: آره داداااش! خدا هیشکیو نا امید نمیکنه.
اعتراف میکنم هنوزهم بعد از بیست و اندی سال هر وقت یه هواپیمایی تو آسمون رد میشه حتما باید نگاه کنم ببینم جنگنده هست، مسافر بریه، یا هلی کوپتره...
لامصب یه لذتی داره که نگو!
خب چیه، اگه نگاه نکنم یکی از لحظات شیرین زندگیمو از دست دادم.
اعتراف میکنم بچه که بودم وقتی میگفتن روزی رو خدا میرسونه من فکر میکردم شبها که ملت خوابیدن خدا واسشون اسکناس میریزه تو حیاط، بعد صبح که بیدار شدن اونا رو جمع میکنن.
یه مسئله ای که اون دوران دغدغه فکریم بود این بود که واسه چی خدا واسه ما کمتر و واسه دیگران، اسکناس بیشتری میریزه ؟!؟!
تو ای مادر که یک عمره دلت با غصه دم سازه
صبوری های تو مادر ، منو به گریه می اندازه
مثل یک طفل خواب آلود که من محتاج آغوش�
از اون لالایی هات مادر ، بخون بازم توی گوشم
سراب رد پای تو کجای جاده پیدا شد
کجا دستاتو گم کردم که پایان من اینجا شد
کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدار�
که هرشب حرم دستاتو به آغوشم بدهکارم
خدا را در فراخی خوان و در عیش و تن آسانی
نه چون کارت به جان آید خدا از جان و دل خوانی!
گهی کاندر بلا مانی خدا خوانی
چو بازت عافیت بخشد سر از طاعت بگردانی!
این تبلیغات تبرک هست آقا حمید و صدا میزنن. تو خونه ما هم همینجور منو صدا میزنن واسه چیزایی که گم شده و پیدا نمیشه، یا یه چیزی خراب شده باشه. اما تعداد و شدتش بیشتره !!
لامصب آدم فکر میکنه تو محاصره پلیسه!! اصن بد وضیه!
من فقط عاشق اینم، بشینم تو کنج ایوون
بخورم یه چایی داغ توی سرمای زمستون!
من فقط عاشق اینم، وقت رفتن به سفر
بگذرم به زیر قرآن ، بریزن آب پشت سر!
تا که ایامی گذشت آن نگار بی وفا
عهـدش را بـرید و دل از مـا گـرفـت!
دل چو خالی شود از عشق به دورش انداز
شیشه بی باده چو گردد، شکستن دارد.
من فقط عاشق اینم توی اون شدت بارون
دستامو کنم تو جیبم راه برم توی خیابون