s

shahab

@shans · ۴۱ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

s
shambal ۱۲ سال پیش
جوک

اغا ما تابستون پارسال با دوستام با یه کاروان که همشون زن و دختر بودن رفتیم مشهد
ما تو اتوبوس حسابی از خجالت اینا در اومدیم(کار به کتک کاریم رسید)
خلاصه رفتیمو مصتقر شدی�
من و یکی از دوستام مسئول اوردن غذا بودی تو راه که غذا عارو می اوردیم یه ناخونگی بهش میزدیم(یه عبعارتی چنگک)
اغا چه روز که داشتیم تو راه به این غذا ها چنگک میزدیم............چشمتون روز بد نبینه همون خانوادهای که باهاشون دعوا مون شد جلو چشممون ظاهر شدن ما رو میگی فقط دلم میخواست برم محو بشم تو افق اب بشم برم تو زمین

s
shambal ۱۲ سال پیش
پیام

اه ای خدا
من راببخش که هیچگاه در زمان خوشی یاد تو نبودم ولی تو همیشه یاد من بودی
من را ببخش که هیچ وقت شکر نعمت نکردم ولی باز نعمت دادی
من را ببخش هیچگاه نفهمیدم که همیشه مراقب من هستی و وقتی از خطری نجات پیدا میکنم میگویم شانسم گفت
من را ببخش گناه کردم و بعد توبه ولی توبه خود را شکستم ولی هر بار که گفتم مرا ببخش تو مرا بخشیدی
.
.
.
.
.
خیلی چیز هست که باید بابتش شرمنده بود
خیلییییییییییییییییی دوستت دارم خدا