ی

یحیی

@khoda · ۱۶۹ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۷۲ رأی)

y
yahya az pa dena ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
منو داییم از یه
مسافرت طولانی
اومدیم خونه
بعد از رفتن داییم داداش 5 سال�
اومد تو خونه بو کشید
و گفت پای یه نفر بو میده
بابام گفت حتما پای یحیاست
من با سرو صدا گفتم پای من نیست و همینجور غرولند میکرد�
داداشم گفت یحیی راس میگه
پای یحیی بوش فرق داره آهاااان فهمیدم بوی
پای داییه</p>

y
yahya az pa dena ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
ی روز تو خیابون
ی نخ سیگار داشت�
میکشیدم0
ی کام سنگین گرفتم ک یهو از دور
بابامو دید�
شانس من اونم همون لحظه منو دید
سیگارو آروم انداختم زمین
ولی جرات نکردم دودشو بدم بیرون
چشمتون روز بد نبینه
حدود ی دقیقه ای نفس نکشید�
حدارو شکر گوشی بابام زنگ خورد و مشغول صحبت شد
منم خواستم آروم نفسمو بدم بیرون ک ب شدت سرفم گرفت
ولی اثری از دود نبود
از اون روز صدام گرفته
و سینم درد میکنه
گمونم چن تا سرطان با هم گرفتم</p>

y
yahya az pa dena ۱۴ سال پیش
پیام

<p>
شمارو نمیدونم ولی بنظر من تابستون خیلی زود گذشت
این روزای آخر خیلی وحشتناک
آخه دوباره باید ب فکر شهریه دانشگاه کلاسای درس اجاره خونه
تازه بدتر از همه غذاهای دانشجویی باش�
قبلانا میگفتن نیمرو و نون و ماس غذای دانشجوئیه
ولی الان شده غذای سلطنتی
ما هم ک بلد نیستیم غذای دیگه درست کنی�
باید از گرسنگی بمیریم</p>

y
yahya az pa dena ۱۴ سال پیش
جوک

<p>
ی بابا بزرگ دارم اگه ریش کامل بذارم میگه نگاش کن انگار جنگلی ها شده
ریشمو کامل میزنم میگه پسر نزن ریشتو گناهه مگه تو مسلمون نیستی
پروفوسوری میذار�
میگه فقط ریشت پروفوسوریه خودت ک هیچ ؛؛؛؛ نیستی
ریش بزی میذار�
میگه ملت نوه دارن منم نوه دارم آخه مگه تو بزی پسر!?!?!
موندم با این بابابزرگ چیکار کن�
فکوفامیلو حال کردین?!:-)</p>

y
yahya az pa dena ۱۴ سال پیش
پیام

<p>
از چن نفر پرسیدم انتخاب واحد چندمه همه گفتن 25 شهریور
حالا امروز بهم گفتن 16م بوده
رفتم سایتم زدم انتخاب واحد
با فونت درشت قرمز رنگ نوشته
دسترسی شما ب سایت توسط امور مالی یا صندوق رفاه یا امور آموزش بسته شده
آخه یکی نیس از مسئولین دانشگاه آزاد بپرسه میمیرید بگید دقیقا باید ب کجا مراجعه کن�
مگه مریضید با احساسات جوون مردم بازی میکنید?</p>

y
yahya az pa dena ۱۴ سال پیش
جوک

<p>
چن روز پیش بابام ب شدت داشت دعوام میکرد
انقد عصبانی شدم ک گوشیمو با تمام توان کوبیدم ب دیوار
طوری ک ب سلول های سازندش تجزیه شد
بابامم وقتی این صحنه رو دید ساکت شد
یعنی انقد از بابام حرصم گرفت ک دوس داشتم خودمو بکش�
بابا جون فقط عجل گوشی من اومده بود
چرا بعد خورد شدنش دیگه دعوا نکردی:-&rlm;(&rlm;</p>

y
yahya az pa dena ۱۴ سال پیش
جوک

<p>
چن ماه پیش تو خونه دانشجوئی ی دفتر داشتیم ک توپوق هارو توش مینوشتی�
و هر هفته و هرماه سوتی برتر رو انتخاب میکردی�
یعنی طوری رو هم تیز کرده بودیم ک کسی جرأت نداشت چن تا کلمه پشت سرهم بگه
ی پسره بود روزی چن تا سوتی میداد در حد پارالمپیک
ی روزی یه توپوق زد وحشتناک
خواست بگه یخچال برفک زده گفت یخچال برفپاک کن زده
ما هرچی گشتیم دفترو پیدا نکردیم پسره با لحن خاصی گفت اون اسنادو منهدم کردم!
منم با اعتماد ب نفس گفتم دوستان نگران نباشید نسخه پشتیبان رو الان میار�
بیچاره پسره چن تا سکته ناقص کرد!</p>

y
yahya az pa dena ۱۴ سال پیش
جوک

<p>
دقت کردین ایام قبل از امتحان هیچ برنامه ای نداریم و دچار سردرگمی هستی�
ولی دقیقا از شب امتحان تا دو دقیقه قبل امتحان برنامه ریزی داری�
حتی واسه کوچکترین چیزها
از خواب و خوراک گرفته
تا درس خوندن و دوره کردن و حل تمرین
والاااااأااااااأااااااأ</p>

y
yahya az pa dena ۱۴ سال پیش
جوک

<p>
بچه ک بودم افسانه زورو رو نگاه میکردم و جوگیر میشد�
میرفتم از نونوایی و
مغازه ها دزدی میکردم میدادم ب فقرای شهر
حالا ک بزرگتر شد�
کارم شده سرقت بانک و خودرو های حمل پول و دادن اون ب افراد فقیر و بیچاره
واقعا مایع افتخار این مرزو بوم شد�
والااأاااأاااأ</p>

y
yahya az pa dena ۱۴ سال پیش
جوک

<p>
یه مدتی هست میرم بدنسازی
و تخم مرغ زیاد میخور�
مامانم هر روز میگفت حالا انقد تخم مرغ بخور تا صورتت پر از جوش بشه
چن روز دیگه عروسی پسرعمومه
و از بدشانسی صورت پر از جوش شده
حالا مامانم چپو راس میگه تو آینه یه نگاه ب خودت بنداز
آخه خداوکیلی مامانه دارم فکوفامیله دارم</p>

y
yahya az pa dena ۱۴ سال پیش
جوک

<p>
قدیما وقتی میرفتیم دم در همسایه و دخترش درو باز میکرد انقد خجالت میکشیدیم ک یادمون میرفت چیکار داشتی�
حالا دختر همسایه میاد دم در
داداش 5 سالم بهم میگه برو ردش کن بره
یه بار تو روش خندیدم کنه شده ول کن نیست
تفاوت نسل ها چقد زیاد شده!!!!:-&rlm;|&rlm;</p>