<p>
چن ماه پیش تو خونه دانشجوئی ی دفتر داشتیم ک توپوق هارو توش مینوشتی�
و هر هفته و هرماه سوتی برتر رو انتخاب میکردی�
یعنی طوری رو هم تیز کرده بودیم ک کسی جرأت نداشت چن تا کلمه پشت سرهم بگه
ی پسره بود روزی چن تا سوتی میداد در حد پارالمپیک
ی روزی یه توپوق زد وحشتناک
خواست بگه یخچال برفک زده گفت یخچال برفپاک کن زده
ما هرچی گشتیم دفترو پیدا نکردیم پسره با لحن خاصی گفت اون اسنادو منهدم کردم!
منم با اعتماد ب نفس گفتم دوستان نگران نباشید نسخه پشتیبان رو الان میار�
بیچاره پسره چن تا سکته ناقص کرد!</p>