ل

لِــیــلـی

@مهدیس18 · ۷۴ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۰۱ رأی)

د
دوم شخص غایب ۱۲ سال پیش
پیام

یکی از لذت هایی که دیگه نیست این بود که یـه وقتایی که از سرما دستام قرمز میشد تا چشمات بهشون میفتاد میگرفتیشون تو دستات و هــــــا میکردی و میگفتی : باز تو دستکشات یادت رفت دختر ؟ ولی نمیدونستی که من از قصد اونارو ته کیفم قایم میکردم …
چه لذتی داشت دیدن نگرانی”تو” برای “من”
لایک:کجایی ببینی دیگه هیچکس نیس دستامو بگیره...