<p>
به مامانم میگم زن میخوام.
بهم گفت اونو که باباتم میخواد.اما پول نداره،واسه همین فقط منم.
خدایی چه خوبه منطقی جواب میدنا،قانع شدم.زن چیه دیگه؟</p>
@7honar · ۲۲۴ امتیاز
★★★☆☆ ۲ از ۵ (۱۴۰ رأی)
<p>
به مامانم میگم زن میخوام.
بهم گفت اونو که باباتم میخواد.اما پول نداره،واسه همین فقط منم.
خدایی چه خوبه منطقی جواب میدنا،قانع شدم.زن چیه دیگه؟</p>
<p>
جشنواره ی فیلم فجر امسال بجای سی مرغ یه تخم مرغ هم نمیده.
بسوزید...
پارسال که مرغ ارزون بود همه جایزه رو پاس میدادن.</p>
<p>
بابا بسه.اه مدالا المپیک تمام شد.همه رو که کاروان ایران گرفت.
پنجاه نفر رفتن،الان تعداد مدالا ایران سه رقمی شد...</p>
<p>
آخ آقایون کجا رفته مردونگیتون.
یادتون میاد با زنا چیکار میکردیم؟
با سیبیل و ابرو پاچه خرکی چپو راس به زن گیر میدادیم حرف میزد میگفتیم لال...چپ نگا میکرد مشت تو فکش.اسمش هم نمیاووردیم،میگفتیم خفه شو ضعیفه؟بابا یک کم مردباشید،قوی و با اقتدار دیگه...بزنید تو دهن زناتون.
وای خاک به سرم،زنم صدام زد،ظرفو شستم،پوشک بچه رو عوض کردم و خونه رو تمیز کردم.موقع شیر دادن به بچه باقی حرفامو میام میزنم.
نترسید،مردباشید.</p>
<p>
بابام به من:محمد پاشو بیا غذاتو بخور.
من:چشم،دو دقیقه دیگه میام.
بابام:دردو دو دقیقه دیگه میام یک کم از این رتبه یک کنکور یاد بگیر.آدم باش.مفت ارزش نداری.
من یک ثانیه بعد سر میز بودم.
بابام:نگاش کن،یک کم تربیت هم از این کنکوریای برتر یاد بگیر.
آخ دلم میخواد سوالا کنکور رو با تمام کتابای تست بکنم تو سوراخ دماغ هر چی خر خون.</p>
<p>
از اول تا آخر داستان جزوه تو دانشگاه.
سلام . جزوه . خط خوب . عشق)زرشک( . ازدواج . بچه . مثل خر کار)بلا نسبت خر( . خرج . بدبختی . جهاز و مهریه ی بچه . بدهکاری . بازم بدبختی . بدهکاری بیشتر . خاک برسری . سکته . مرگ . آرامش ...
آیا جای ای همه درد بهتر نیست بیخیال اون درس بشیم؟ توجه کنید...
عدم جزوه گیری . تقلب سر جلسه امتحان . لو رفتن . پرونده سازی و افتادن درس . ترک تحصیل . عشقو حال . تصادف با پراید دوست . مرگ . آرامش...
به همین راحتی.</p>
<p>
پسرعموم با ناراحتی اومده گفته بچه ها تو کنکور مجاز شدم.
من:خاک بر سرت
پسر عمم:خرخون.
دختر عموم:مایه ی ننگ فامیل.
دختر عمم:یک کم از محمد یاد بگیر اصلا واسه غیر دولتی هم مجاز نشد.
پسر عموم ادب شدو تصمیم گرفته یه سال دیگه پشت کنکور بمونه تا مجاز نشه</p>
<p>
صبح دماغم خون اومد بهش چسب زدم و رفتم بیرون.شصت و چهار تا از دوستام بهم خندیدن و گفتن چرا عمل کردی؟
تهش بهم القا شد عمل کردم.میخندیدم گونمو میگرفتم که دماغم نیافته.
مغزم قد یه فندق کوچیکه.</p>
<p>
یکی از دوستام عاشق شد.به مامانش زنگ زدخواست بگه عاشق شدم.مامانش گفت بیا خونه در موردش حرف میزنیم.
دوستم میگه نه مامان میام خونه بهم محل نمیذاری.
مامانش پشت تلفن داد زد،آخه کره خر تو کی خونه ای که من بخوام تحویلت بگیرم.
رفیقم عین اسب رفت خونه تا یه ماه بیرون نیاومد.</p>
<p>
دوستم رفته دماغشو عمل کرده،مو کاشته ،لباشو پروتز کرده،گونه گذاشته،هیکلشو هم شدید ساخته.کلا شدید دختر کش شده.
میگم انقدر خرج کردی ناز شدی،کدوم دخترو میخوای بگیری؟طرف کیه؟
میگه این جوری کردم همه برن تو کفم.من زن نگیرم.دخترا بترکن از حسودی.
رفیقه دارم؟انقدر خرج کرده که به مردم بگه خلم.
</p>
<p>
رفتیم برج میلاد داریم از اون بالا کل شهرو نگاه میکنیم.
یهو دختر عمم به دخترش میگه:ستایش نگاه کن اینجا از پشت بوم ما هم بلندتره ها.
آخه همین کارا رو میکنید که بچتون تهش میشه عینه من.والا...</p>
<p>
دوستمو دو سال پیش واسه مسائل انضباطی انداختن از دانشگاه بیرون.امسال مرغ خریدو پولدار شد.الان یا بهش میگن مهندس یا دکتر،اونوقت این میخواد صدام بزنه میگه هووووی،پیشته!
احسنت به فایده ی علم!</p>
<p>
از این خبرنگار حسینی بای بدم میاد.
هربار از این خرخونها گزارش آوورد،تا یه هفته دستشویی هم میرفتم همه میزدن تو سرم که اون جوون ها رو دیدی؟هم سن تو هستن.چه خوب میرن دستشویی.بدبخت یادبگیر.
آخ دلم میخواد حسینی بای رو خفه کنم.</p>
<p>
رفتم با غم فراوون به مامانم گفتم شیشکی منو دوس نداره.
محکم زد تو سرم،جوری که داشتم با مغزمیرفتم کف سرامیک.
میگم چرا زدی؟
میگه تا بفهمی چقدر دوست داریم.
اشک تو چشام جمع شد که فهمیدم دوسم دارن اما اینا که ابراز میکردن من نمیفهمیدم.</p>
<p>
آخرش ما نفهمیدیم سکوت علامت رضاست یا جواب ابلهان خاموشیست؟
بابا خیلی جاها ما با سکوت میخوایم بگیم ابله ،ساکت شو.اونم میگه بعله دیگه حالا چون سکوت کردی یعنی موافقی.
اون وقت دلم میخواد بیل از طرف پهناشو بکنم تو حلق کسایی که این ضرب المثلا رو ساختن.</p>
<p>
دوستم نصف شب اس ام اس داده که میگه خوابی؟
میگم پ ن پ دارم تمرین میکنم که تو المپیک مدال طلا بیارم.</p>
<p>
بزرگترین آرزوی یک ایرانی!
مرغ،اگه نشد تخم مرغ</p>
<p>
قدیما یادش بخیر تو کل مهمونی دنبال یه بازی بودیم که انجام بدیم.
تا بازی پیدا میکردیم و میاومدیم انجام بدیم میرفتیم خونه.</p>
<p>
یادتونه بچگی ها تو مهموی ها دعوا میکردیم؟جلو باباشون بابامون اینامیزدن تو سرمون که چرا فلانی رو زدی.
اماتو خونه علاوه بر تشویق،انواع فن های تکواندو،جودو،شمشیر بازی،تیراندازی با تفنگ و ... رو به ما یاد میدادن تا دفعه بد اونجوری بزنیمشون.</p>
<p>
دو ساعت واسه بابام توضیح دادم که آره اگه شیشه جلو ماشین پایین باشه چون باد از روبه رو میاد شتاب ماشین رو میگیره و مصرف میره بالا،دقیقا این کار ضررش از روشن کردن کولر بیشتر مصرف داره.پس شیشه بالا که کولر بزنیم؟
دم بابام گرم،وقتی فهمید که منطقی میگم گفت شیشه عقب هم بیار پایین تا باد بره بیرون شتابو نگیره.
از این همه درک من که دیگه گرمایی حس نکردم.</p>