م

مریم

@دخترونه · ۳۹ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)

ی
یه حرف دخترونه ۱۲ سال پیش
جوک

یه سری ما خونه عموم اینا بودیم صب عموم رفته بود دستشویی درو از پشت قفل نکرده بود از بخت بد پسرعموی گودزیلای منم 4سالشه پامیشه بره دستشویی که یهو با عموم چشم تو چشم میشه همونجا بلند داد زد بابا خاک تو سرت کنم ببین از بس مثل گاو غذا میخوری جیجیت چقدر بزرگ شده درو بست و سرشو به نشونه تاسف تکون داد اومد پیش من گرفت خوابید بیچاره عموم از خجالتش نمیتونست از دستشویی بیاد بیرون ماهم اولش خودمونو کنترل کردیم که نخندیم ولی دیدیم نمیشه هممون مثل بمب منفجر شدیم
میدونم تایید نمیشه همین که مسوول تایید نکردن پستا بخنده غنیمته

خ
پیام

درتاریخ است که 30 هزار دینار طلا رقمی بوده است که یزید به هرنفر اهل خواص کوفه داد و دینشان را خرید . هردینار چهارو نیم گرم هرگرم طلا 96000 تومان به پول امروز نزدیک به سیزده میلیارد تومان .اگر ما با چنین پیشنهادی روبرو میشدیم چه میکردیم ؟؟؟ حالا هم میتوانیم بگوییم کاش ما با تو کربلا بودیم ؟؟

خ
پیام

دومادمون روده هاش عفونی شده بود رفته بود بیمارستان خواهرم و گودزیلای 7سالش اومده بودن خونه ی ما داداشم به گودزیلا گفت سوگل جون بابات دیگه اوراقی شده باید بفروشیمش یه بابای سالم برات بگیریم یه نگاه عاقل اندرسفیه به داداشم کرد وبعدش به من نگاه کرد گفت خاله جون یکم به این داداشت فهم و شعور یاد بده
داداشم : /
من : 0
دیگه عرضی ندارم