آسایش تن غافلم از یاد خدا کرد
همواری این ره مرا سر به هوا کرد
@rr90 · ۵۱ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
آسایش تن غافلم از یاد خدا کرد
همواری این ره مرا سر به هوا کرد
وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شوی�
بند را برگسیلیم از همه بیگانه شوی�
جان سپاریم دگر ننگ چنین جان نکشی�
خانه سوزیم و چو آتش سوی میخانه شویم
نه به اون عشقو امید و آرزو،
نه به این جنگ و جدال و گفتگو،
نه به اون گریه و دوستت دارمو دلتنگی،
نه به این خنده و این نفرت و این دلزدگی،
نه به دلبستگیات،
نه به ایت خستگیات
تنهایی خیلی سخته وقتی چشام به راهه
وقتی که شب سیاهه وقتی بدون ماهه
تنهایی خیلی تلخه وقتی که بی تو هست�
تنها می مونه دستم با این دل شکست�
امروز صبح ديدم گونه ـهاي دلم کبود شده
از سيلي ـهايي که شب ِ پيش خورده بود
از براي بيقراري اش
براي خواستن ِ تو
دست سرنوشت را باید قطع کرد!
او دزد آرزوهای من است.
زمین جایی است که مردمش هر چه را نمی فهمند مسخره می کنند
فکر کنم خدا نیمه ی گم شده ی منو تقسیم کرده تو وجود همه …
لامصب هر دختری رو میبینم بهش یه حس عجیبی دار�
دردها فراموش میشوند ولی همدردها هرگز.....
من بودن آنهایی را میخواهم که حتی یادشان زندگی را زیباتر میکند پس همیشه باش.....
برای دوباره برگشتنش دعا نکن!
شاید همانی نباشد که رفته بود
خنده ام را معنی مستی ندان
آن که میخندد غمش بی انتهاست
خنده بر لب میزنم تا کس نداند درد من
ورنه این دنیا که من دیدم خندیدن نداشت
آن که میلش در خم ابرو بود
رو به رو بودن به از پهلو بود
رو به رو بودن نشان دشمنیست
یار من آن است که در پهلو بود
هفته پیش خونه نشسته بودم که یه شماره ناشناس باهام تماس گرفت.
بار اول که جواب دادم گوشی رو قطع کرد، بار دوم برداشتم بازم همینطور.
بار سوم که برداشتم با یه صدای مظلومانه گفت: میشه به آهنگ پیشوازت گوش کنم؟
گفتم باشه گوش کن و گوشی رو قطع کردم.
الان از آمپاس در اومدم.
باور کنین از همون لحظه تا الان هنگ کرده بود�
آخه آدم اینقدر بیکار!
خدایا تو واسه ماها کار جور کن
بچه ها ببینید دیروز این ایرانتل (ایرانبل, ایرانمل, یا شایدم ایرانسل) برام چه اس ام اسی فرستاده
امشب دل ما چه شادمان است
قرعه کشی آپارتمان است
ای خوب و عزیز, دل قوی دار
کین قرعه بنام خوش دلان اسن
اینجوری که پیش میره فکر کنم چند ماه دیگه بهم پیشنهاد بده!!!
من که قصد ازدواج ندارم میخوام ادامه تحصیل بدم!!!
همیشه برادری از یک مادر بودن نیست
گاهی از رفاقت برادرانی متولد میشوند که هیچ مادری قادر به, به دنیا آوردن آنها نیست
پسرا آستین ها رو بدین بالا
نه برای خاستگاری
برای ترشیده کردن این دخترا
لایک=آستین ها رفت بالا