A

Arezu

@ghasedake arezuhaa · ۴۷ امتیاز

★☆☆☆☆ ۱ از ۵ (۱ رأی)

p
peranses esteghlali ۱۳ سال پیش
پیام

سلام بچه ها دیروز بعد عمری داشتم ظرف میشستم(بله خیلی دختر خوبی هستم من)مامانم هی قربون صدقم میرفت یدفعه یه بشقاب از دستم افتاد شکست بعد شروع کردم به خودم بد وبیراه گفت�
مامانم:اشکال نداره دخترم قضا(غذا_قظا_قزا و...)بلا بود بعد رفت بیرون اشپزخونه. دوباره یه لیوان از دستم افتاد دوباره شکست مامانم گفت چی بود هیچی مجبور شدم بگم چی بود
مامانم:دختر این کارا چیه؟بزنم تو سرت؟نه بزنم؟از اون ور بابام میگه:بزن بزن
هیچی دیگه تا دو روز از غذا خوردن محروم شدم :|
لایک= دیگه واقعا باید برم ننه بابای اصلیمو پیدا کنم.

p
peranses esteghlali ۱۳ سال پیش
پیام

ببینید من یا خودمو میکشم یا این گودزیلا ها!!!
دیروز دخترخالم نشسته سر کامپیوتر بهش میگم بلند شو کار دارم برگشته میگه:بگو چیکار داری برات انجام میدم بعد ی عالمه اصرار بلند شده میگه فقط 2 دقیقه ها!!!گفتم باشه نشستم سر کامپیوتر دیدم محض رضای خدا نزاشته ی برنامه تو دسکتاپ بمونه ازش پرسیدم میگم این برنامه ها رو چیکار کردی؟؟؟میگه:دیدم صفحه خیلی شلوغه گفتم پاکشون کنم یذره تمیزشه تو ک دست شلخته هارو از پشت بستی!!!
تو اون لحظه هیچ کار دیگه ای نمیتونستم انجام بدم جز اینکه کلمو بکوبم تو دیوار!

p
peranses esteghlali ۱۳ سال پیش
جوک

دیروز خالم زنگ زده بعد ی عالمه حرفیدن به مامانم میگه ارزو کجاس؟مامانم میگه از اون موقعی که اینترنته بی صاحاب موندشو وصل کرده نشسته سر کامپیوتر!
خالم از اون طرف میگه :بالاخره وصلش کرد. مامانم میمگه: اره لامصبو !
بعد خالم میگه پس الان میتونه عکس دختر خوشمله منو بریزه رو سی دی؟؟؟؟
من واقعا دیگه هیچی نمیگم :]