تنهایی داشتم کمد اتاقمو جابجا می کردم،مثل هرکول دودستی کمدمو بغل گرفته جابه جاش میکردم،
مادرم از راه رسید می گه:کمدتو جابه جا می کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
می گم پ ن پ دلش گرفته بودبغلش کردم،دلداریش بدم.
@13772013 · ۳ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
تنهایی داشتم کمد اتاقمو جابجا می کردم،مثل هرکول دودستی کمدمو بغل گرفته جابه جاش میکردم،
مادرم از راه رسید می گه:کمدتو جابه جا می کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
می گم پ ن پ دلش گرفته بودبغلش کردم،دلداریش بدم.
یه مگس سقوط کرده تو آبگوشتم،مامانم می گه:
برات عوضش کنم؟
می گم:پ ن پ من همینو می خورم،برو یه تازشو واسه مگسه بیار .
تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده 4لیتری تکون می دیم طرف اومده می گه:
بنزین تموم کردین؟
پ ن پ می گم:هورا!!! ما هم از این دبه ها داریم.
هورا!!!