دقت كردين اون عشقت كه دوسش داري و منتظري بهت زنگ بزنه نمي زنه، ولي اوني كه ازش بدت مياد هي سيرشت مي شه
@alijetle · ۴۱ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
دقت كردين اون عشقت كه دوسش داري و منتظري بهت زنگ بزنه نمي زنه، ولي اوني كه ازش بدت مياد هي سيرشت مي شه
فانتزي من اينه كه تو يه مجلس جدبد كه ميرم (مجردم) با يه آدم پولدار و باكلاس آشنا بشم بعد اون از من خوشش بياد و بگه تو با همه فرق داري و همون دامادي هستي كه دنبالش مي گشتم و دخترم رو جز تو به هيش كي نمي دم:)
خداييش فانتزي خيلي از جونهاست.
لايك=قشنگ بود
لايك=من هم اينجوريم
یكی از فانتزی هام این بود كه وقتي جواب آزمايش گروه خوني ام مياد نوع گروه خونی ام هیچ كدوم از گروه خونی ها نباشه (نادر باشه) و دانشمندها و دكترها روی من تحقیق كنن بعد متوجه بشن خون و بدن من با همه آدم ها فرق داره و معروف شم یعنی می شه عایا؟؟؟!!!
هر وقت در زندگیات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.
گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه ای؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.
زمانى که ما مدرسه مى رفتیم یک نوع املا بود به نام “املا پاتخته اى” ،
در نوع خودش عذابى بود براى کسى که پاى تخته مى رفت ،
یه حسى داشت تو مایه هاى اعدام در ملا عام.