زلال ترین شبنم شادی را همیشه بر لبانت آرزو دارم...
نه برای امروزت بلکه برای فردای هر روزت...
@مرده متحرک · ۹۲ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)
زلال ترین شبنم شادی را همیشه بر لبانت آرزو دارم...
نه برای امروزت بلکه برای فردای هر روزت...
می بویم گیسوانت را...
تا فرشته ها حسودی کنند.
شانه می زنم موهایت را...
تا حوری ها سرک بکشند از بهشت برای تماشا.
شعر می گویم برای تو...
تا کلمات کیف کنند...
مست شوند...
بمیرند...
برو ای طبیب نادان،
به "خدا" سپار حالم...
چه کنی علاج جانی،
که به لب رسیده باشد....
چنان دلگیرم از دنیا که خود را هم نمی خواهم...
به این زخم دل خونین دگر مرحم نمی خواهم...
همه نامهربان هستند درین دنیای پر تصویر...
چنین شد حاصل عمرم که
جز "مرگم"دگر چیزی نمی خواهم...
اونایی که می گن جون مادرت لایک کن و به هر طریقی میخوان لایک زورکی بگیرن اینا همونایی هستن که با وجود اینکه بزرگ شدن و دانشگاه میرن ولی هنوزم ماماناشون تو کیفشون خوراکی میزاره...
می گویند خنده نمک زندگی ست...
کاش میدانستند وقتی می خندم این نمک بر زخم هایم چقدر سنگین تمام می شود...
یاد دوران بچه گی بخیر...
خوش به اون روزایی که
فکر می کردیم تنهایی یعنی
وقتی که کسی خونه نباشه...
نشستم با دلی غمگین کنار آرزوهایم...
میان این همه آدم دریغا من چه تنهایم...
دلم دریایی از اندوه دلم از غصه لبریز است...
جهان تو پر از شور و جهان من غم انگیز است....
همیشه وقتی پر از حرفی...
وقتی بغض می کنی...
وقتی داغونی...
وقتی دلت شکسته...
دقیقا همین وقتا اینقدر حرف داری که فقط میتونی بگی
بیخیال....
چه ساده بودم آن هنگام که می پنداشتم شکستن دل کسی ناگوار ترین حادثه عالم است.امروز که دلم شکست و آب از آّب تکان نخورد به سادگی خودم میخندم....
سلااااااااااام به همه
دقت کردین تا یه پستی رو میخواین بزارین صد دفه سبک سنگینش می کنین و همش تو این فکرین که تکراری نباشه و... دست آخرم پشیمون می شین و اون پست رو نمیزاین... دقیقا ...دقیقا همون روز می بینین یه نفر دیگه همون پست رو گذاشته و تایید شده و اصلا هم تکراری نبوده...این اتفاق برای شمام افتاده؟
بعضی وقتا سکوت می کنی چون اینقدر رنجیدی که نمی خوای حرف بزنی...
بعضی وقتا سکوت می کنی چون واقعا حرفی واسه گفتن نداری...
گاه سکوت یه اعترافه...
گاهی هم انتظار...
اما بیشتر وقتا سکوت واسه اینه که...
از کسی سخت رنجیدی...
خوبم...
باور کن...
اشک هایم را ریخته ام...
غصه هارا خورده ام...
نبودن هارا شمرده ام...
این روز ها که می گذرد،
خالی م...
خالی خالی،
خالی از خشم...
نفرت...
دلتنگی...
و حتی "عشق"
بی عصا به آب خواهم زد!
موسی اگر معجزه داشت من امید دارم...
چه شده؟
ای دل دیوانه هوایش کردی؟
با دوچشمان پر از اشک صدایش کردی؟
گفته بودم که دلش معدن بی معرفتی ست...
تو نشستی و دلت خوش به وفایش کردی؟
به یکی می گن با کوش جمله بساز.میگه شلوار من کوش؟می گن اینکه نشد کوش به معنای کوشش هست. میگه شلوار من کوشش؟ می گن بابا کوشش یعنی کار. میگه خوب از اول می گفتین، شلوار کار من کوشش؟
خاک تو سر اونی که میدونه با یه اس ام اس یا زنگش می تونه کل حالتو عوض کنه ...اما اینو ازت دریغ می کنه...!!!
کسی که از من گذشت برای من درگذشت.....
روحش شاد و یادش فراموش باد...
امشب بار دیگر دفترچه خاطراتم را ورق زدم...شب بار دیگر سکوتش را بر خانه دلم حاکم کرد... کنار پنجره نشته ام و می نگرم به روزهای با هم بودن... شاید آسمان خاطرات با هم بودن را به یادت آورد...پس کی خبرش را به تو می رساند؟
شاید هیچ وقت...
و می شکند دل من...
خدایا!
نادانی دیروزم شادی امروزم را گرفت...نادانی امروزم را بگیر تا شادی فردایم را از دست ندهم...آمین