تو خونه ى شمام يه كيف قديمى و داغون هست كه همه ى مدارك مهم و سندا رو توش ميذارين ؟! :))
لامصب تجزیه ناپذیره:|!!!!!!!!!
@گلبرگ مغرور · ۷۹ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۳ رأی)
تو خونه ى شمام يه كيف قديمى و داغون هست كه همه ى مدارك مهم و سندا رو توش ميذارين ؟! :))
لامصب تجزیه ناپذیره:|!!!!!!!!!
رفتم برای خواهر زادم(گودزیلا 4ساله)و خودم بستنی خریدم واسه اون هایپیرال واسه خودم عروسکی،تاآوردم نشست خورد منم تو آشپز خونه بودم، دیدم سریع بستنیشو خورد منم خورده بودم تموم شده بود داشتم آب میخوردم اومده میگه دایی بیا بستنیتو با هم بخوریم که گفتم خوردم تموم شد دیگه نزاشت جملم تموم بشه شروع کرد به فش دادن:کصافطت،گدا،بدبخت برو گمشو دیگه دوست ندارم...
من:|||||||||
من هنوز موندم ما همسن اینا بودیم دایی میگفت میندازمت تو انباری 1هفته کابوس دایی و انباری میدیدیم...
چند شب پیش این دختر همسایمون منو تو پارکینگ دیده بهم میگه : تو که سر و تَهت تو فیسبوکه یه فیسبوک برا ما بساز!
میگم تو از کجا میدونی ؟
میگه رفیقم تعریفتو کرده :| )فقط خدا کنه از ادبیاتم در پُستام چیزی بِش نگفته باشه(
میگم خوب به رفیقت که تعریف منو کرده بگو بسازه !!!
میگه نه نمیخوام جلوش کَم بیارم که بلد نیستم !!! :| ) ینی عجب موجوداتِ بدجنسی هستین شماها ناموسن (
... ما هم خَر کیف شدیم گفتیم باشه !
دیشب دیدمش میگه : ساختی ، گفتم : آره...
گفت : دستت درد نکنه ، فقط چجوری می تونم دوستامو دانلود کنم ، یا اونا دانلودم میکنن !!!!
:|
خدایا تو رو به همین ماه مبارکت قسمت میدم از عمر من کم کن به عقل این دختر بیگناه اضافه کن...
خدایا چرا من هنوز زنده ام عایا؟
خواهر زادم(همون گودزیلای خونوادرو میگم) 6 سالشه می گم من روزه ام ؛
دیدم سریع رفت از یخچال بستنی اورد ،جلو من نشست
زل زد تو چشام و شروع کرد با کلی سرو صدا به بستنی خوردن
می گم چرا اینجوری می کنی ؟؟
میگه دوست دارم زجر کشیدنتو ببینم!!!!!!!!!!