چن روزه میرم بدنسازی بجای آهنگای ترنس, ابراهیم تاتلیس میذارن تو باشگاه همش فک میکنم بجای عضله سیبیلام داره در میاد
@ghati · ۵۸ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۴ رأی)
چن روزه میرم بدنسازی بجای آهنگای ترنس, ابراهیم تاتلیس میذارن تو باشگاه همش فک میکنم بجای عضله سیبیلام داره در میاد
صبحي رفتم الکتريکي محلمون، گفتم زنگ خونمون خرابه!
گفت: باشه ميام درست ميکنم!
هر چي منتظر موندم ديدم نيومد!
زنگ زدم بهش، بهم ميگه: آقا من اومدم ولي هر چي زنگ زدم کسي درو وا نکرد که!!!:| خدایا زنگ در خونه ما بدرک اگه راه داره اینو شفا بده
پسرعموم اینا خونه مون بودن...بعد این پسرش 3-2 سالشه
از پله افتاد زانوش یه کوچولو زخم شد و خون اومد!
باباش بغلش کرد گفت:
الان بوسش میکنم خوب میشه!
بوسش کرد و گفت: دیدی خوب شد؟
بچه ش با گریه گفت: گه خوردی! کوو؟؟؟
اونوقت من بچه بودم سرم میخورد یه جا ضربه مغزی میشد�
مامانم میگفت بیا بوس کنم خوب شه!
منم میدوئیدم میرفتم اون بوس میکرد و سر من عینِ اسکلا خوب میشد
ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﯾﻪ ﺑﺎ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ 700 ﺍﭘﺮﺍﺗﻮﺭ ﺍﯾﺮﺍﻧﺴﻞ
ﮐﻠﯽ ﭘﺸﺖ ﺧﻂ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﻮﻧﺪﻡ ﺗﺎ ﺑﻌﺪ ﯾﻪ ﺭﺑﻊ ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻩ
ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ ﻣﻨﻢ ﺣﻮﺍﺳﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﮔﻮﺷﯽ ﻧﺒﻮﺩ ﻫﻞ ﺷﺪﻡ
ﮔﻔﺘﻢ : ﺳﻼﻡ ﻣﻨﺰﻝ ﺍﯾﺮﺍﻧﺴﻞ؟
بعدش زود گوشی رو قطع کردم و دیگه زنگ نزدم :|
بچه ها من میخوام یه جنایت خیلی بزرگ رو شرح بد�
.
.
.
.
.
روی این مایع ظرف شویی ها که مینویسن از بین برنده چربی ها همش دوروغه
من هم اونا رو خوردم هم مالیدم رو شیکمم چربیام از بین نرفت
... به نظر شما امیدی هست برامن؟؟؟؟؟؟؟عایا؟؟؟؟؟؟؟
ﺳﯿﺴتﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﯾﻪ ﮐﻪ ...
.
.
.
.
ﺷﺒﺎ ﺑﺮﺍ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﺎﺯﻭ ﺑﺴﺘﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺭﻩ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ
(ﮔﻼﺏ ﺑﻪ ﺭﻭﺗﻮﻥ ) ﺻﺪﺍ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻧﺸﻪ؛ ﺩﺭﻭ ﻧﻤﯽ ﺑﻨﺪﯾﻢ !!!!...
ﺩﯾﺸﺐ ﻧﺼﻒ ﺷﺐ ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﻏﺮﻕ ﺩﺭ ﻓﮑﺮ ﻭ
ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﻭﻣﺪ ﺷﺎﺷﯿﺪ ﺭﻭ ﻣﻨﻮ
ﺭﻓﺖ !!!...
ﻻﻣﺼﺐ ﭼﺸﺎﺷﻢ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩ !!!..
از خونه زنگ زدم فست فود غذا بيارن طرف ميگه بفرستم واستون؟؟
ميگم پ نه پ آپلود كن لينكشو بده دانلود ميكنم!!!
چگونه در کارهای منزل به زنمان کمک کنیم؟
1- در خوردن غذا با او همکاری کنید.
2-کانال های تلویزیون را شما عوض کنید.
3-موقعی که همسرتان مشغول تمیز کردن زمین و جارو کردن است، پایتان را بلند کنید که زیر پایتان را نیز جارو بکشد.
4-وقتی همسرتان در آشپزخانه مشغول پخت غذاست، گاهی به آشپزخانه سرزده و با ناخونک زدن به غذا، به او در پخت غذای خوشمزه تر و لذیذتر مشاوره دهید.
5-با آواز خواندن در حمام موجبات شادی دلبندتان را فراهم آورید.
6-با آروغ زدن پس از غذا، همسرتان را از حالت رمانتیک درآورید تا محیط خانه برای وی یکنواخت و خسته کننده نشود!
ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﻪ دختر خاله م ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺮﻭ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ "ﻋﻤﻪ ﯼ ﻋﻄﺎﺭ" ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺑﻨﻮﯾﺲ، ﮐﻞ
ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺭﻭ ﺑﺴﯿﺞ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ"ﻋﻤﻪ ﯼ ﻋﻄﺎﺭ"ﻣﻄﻠﺐ ﺟﻤﻊ ﮐﻨﻦ، ﺁﺧﺮﺷﻢ ﺑﻪ
ﻫﯿﭻ ﺟﺎ ﻧﺮﺳﯿﺪﯾﻢ! ﺍﺻﻼ ﻫﯿﭻ ﻣﻨﺒﻌﯽ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﭘﺪﺭﯼ ﻋﻄﺎﺭ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽﺷﺪ.
خاله م ﺭﻓﺘﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑﯿﺪﺍد ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺗﺤﻘﯿﻘﯽ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﯿﺪﯾﻦ!
ﻋﻤﻪ ﯼ ﻋﻄﺎﺭ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺩﺭﺩ ﺑﭽﻪ ﻣﯽﺧﻮﺭﻩ ﺁﺧﻪ!؟ ﻣﺪﯾﺮ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻮﺿﻮﻉ
ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺍﺻﻼ"ﻋﻤﻪ ﯼ ﻋﻄﺎﺭ"ﻧﺒﻮﺩﻩ"ﺍﺋﻤﻪ ﯼ ﺍﻃﻬﺎﺭ"ﺑﻮﺩه
من به احترامِ مادر استادم که چهار روزه مُرده؛
نرفتم دانشگاه،ولی استادِ بیشعور اومده که هیچی؛
کلاس رو هم برگذار کرده هیچی؛ درسم داده ..!
اولین باری که از سر کلاس دانشگاه منو انداختن بیرون
واسه این بود که ماژیک نمینوشت
استاد گفت :
چرا این نمینویسه ؟
.
.
.
منم گفتم دکمه شو بزن ...
استاد دو ثانیه به ماژیک نگاه کرد
بعد دیگه هیچی من خودم رفتم بیرون....
سرکلاس موازنه بودیم استادمون پای تخته مطالبی رو نوشت.بعدبه ما گفت همه رو بنویسید فقط این 2تا واکنش رو ننویسید.داشتیم مینوشتیم یکی ازبچه هاگفت:ببخشید اون 2تاواکنش روهم بنویسیم؟
استاد :نه جانم منکه گفتم ننویسید.
یکم بعدتر،یکی دیگه ازبچه ها: ببخشید اون 2تاواکنش رو بنویسیم یاننویسیم؟ استاد :گفتم که نه نه نه.
یکم بعدترتر،یکی دیگه ازبچه ها:آخرشم نفهمیدیم اون دوتاواکنش رو بنویسیم یا ننویسیم!!!
استاد:چرانمیفهمید شماها. بعدم رفت اون 2تاواکنش رو باحرص تمام پاک کرد.
بلافاصله یکی دیگه ازبچه ها:ببخشید اون 2تا واکنشی که الآن پاک کردید رو باید مینوشتیم یا نه؟!؟!؟!؟!؟
که یهو کلاس منفجر شد .
ﻣﺎﺩﺭم اینا ﺍﻭﻣﺪﻥ ﺩﻧﺒﺎﻟﻢ ﻓﺮﻭﺩﮔﺎﻩ
ﻭﻗﺖ ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ ﮐﻤﺮﻡ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﻪ , ﺗﻮ ﺑﺸﯿﻦ ﭘﺸﺖ ﻓﺮﻣﻮﻥ
ﻧﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍﻩ ﺑﭽﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺩﺍﯾﯽ ﺍﻭﻥ ﺁﺩﻡ ﺁﻫﻨﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻧﺸﻮﻧﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺧﺮﯾﺪﯼ ﺑﺮﺍﻡ ؟
ﻣﻨﻢ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﻭﻧﻮ ﺑﺮﺍﺵ ﻧﺨﺮﻡ ﭼﻮﻥ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺑﺪﺁﻣﻮﺯﯼ ﺩﺍﺭﻩ, ﮔﻔﺘﻢ
" ﻧﻪ ﺩﺍﯾﯽ ﺟﺎﻥ , ﺧﯿﻠﯽ ﮔﺮﻭﻥ ﺑﻮﺩ ,ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺑﯿﺎﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺮﯾﻢ ﯾﻪ ﮐﻮﭼﯿﮑﺘﺮﺷﻮ ﺑﺨﺮﯾﻢ "
ﺭﻓﺖ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺵ ﻭ ﺻﺪﺍﺵ ﺩﺭ ﻧﯿﻮﻣﺪ
ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻋﻮﺍﺭﺿﯽ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﺩﯾﺪﻡ ﻣﺎﺷﯿﻨﺎﺭﻭ ﻧﮕﻪ ﻣﯿﺪﺍﺭﻥ ﻭ ﻣﺎﻝ ﻣﺎ ﺭﻭ ﻫﻢ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻦ , ﺗﺎ ﻣﻦ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﻢ ﺑﭽﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﮔﻔﺖ
" ﺟﻨﺎﺏ ﺳﺮﻭﺍﻥ ﮐﻤﺮﺑﻨﺪ ﻧﺒﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ , ﺗﺎ ﺷﻤﺎ ﺭﻭ ﺩﯾﺪ ﮐﻤﺮ ﺑﻨﺪ ﺑﺴﺖ, ﺳﺮﻋﺘﺸﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎﻻ ﺑﻮﺩ , ﻫﺮ ﭼﯽ ﮔﻔﺘﻢ ﻣﺮﺍﻋﺎﺕ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩ, ﺳﺒﻘﺖ ﻏﯿﺮ ﻣﺠﺎﺯﻡ ﺩﺍﺷﺖ , ﻣﻦ ﺍﺯ ﻫﻤﮑﺎﺭﺍﯼ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﻫﺴﺘﻢ , ﻫﻤﯿﺎﺭ ﭘﻠﯿﺴﻢ "
ﻣﺎﻣﻮﺭﻡ ﮐﻠﯽ ﺧﻮﺷﺶ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﺑﺎ ﮐﻠﯽ ﭼﮏ ﻭ ﭼﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺎ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯿﮕﻪ ﻭ ﺍﯾﻨﺎ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦ 80 ﺗﻮﻣﻦ ﺟﺮﯾﻤﻪ ﻧﻮﺷﺖ!
ﺳﻮﺍﺭ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺷﺪﯾﻢ ﺑﭽﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﻣﯿﮕﻪ
"ﮐﻞ ﺍﻭﻥ ﭘﻮﻟﯽ ﮐﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺁﺩﻡ ﺁﻫﻨﯽ ﻣﻦ ﻧﺪﺍﺩﯼ ﮐﻮﻓﺘﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺧﺴﯿﺲ"
سر کلاس یکی از بچه ها اومد خودشو معرفی کنه گفت :
لعیا هستم ۲۲ ساله از تهران....
بعد از کمی سکوت من گفتم حالا نقاشیتو نشون بده عمو استاد ببینه!!!!!
هیچی دیگه استادمون داشت میز رو گاز میگرفت
ﻣﮑﺎﻟﻤﺎﺕ ﻣﻦ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻮﻡ :
- ﺍﻟﻮ ﺳﻼﻡ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ
+ ﺳﻼﻡ ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ
- ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺍﺯ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﺑﺮﻕ ﻣﺰﺍﺣﻤﺘﻮﻥ ﻣﯿﺸﻢ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﮕﻢ
ﻣﯿﺨﻮﺍﯾﻢ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﺑﺮﻗﻮ ﺑﺸﻮﺭﯾﻢ ﻟﻄﻒ ﮐﻨﯿﺪ ﯾﺨﭽﺎﻟﺘﻮﻧﻮ ﺍﺯ ﺑﺮﻕ
ﺑﮑﺸﯿﺪ ﮐﻪ ﻧﺴﻮﺯﻩ !
+ ﺍﻻﻧﻤﯿﺨﻮﺍﯾﺪ ﺑﺸﻮﺭﯾﺪ؟
- ﺁﺭﻩ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ﻣﻤﻨﻮﻥ ﻣﯿﺸﻢ
+ ﺑﺎﺷﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ﻫﻤﻪ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺑﺮﻕ ﻣﯿﮑﺸﯿﻢ
- ﻣﺮﺳﯽ ﺍﮔﻪ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﭘﯿﺶ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺗﻤﺎﺱ
ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ:
از سر کار داشتم بر میگشتم خونه که وسط راه لاستیک ماشین پنچر شد .
پیاده شدم و با بدبختی جک و بزن و لاستیک زاپاس رو بنداز که یه دخترِ جلو ماشینم پارک کرد!
پیاده شد گفت : آقاااا ، میشه لاستیک من رو هم عوض کنی ؟! بلد نیستم ..پنچر شده ..!
دیدم چاره ای نیست ، دلم سوخت و شروع کردم به عوض کردن لاستیک ماشینش که
همون لحظه یه خانم با 206 اومد بغلم و گفت ببخشید آقا ، بالانس هم انجام میدید ...!!
انقدر شاکی شدم الکی گفتم :بله انجام میدم .!! لاستیکی 5000 تومن .
یه قیافه ای گرفت و گفت: وااااااا!! پنج هزار تومااااااااااااااااااااااااان ؟! چه خبره آقا ؟!
ما مشتری خودتون هستیمااا ، همیشه پیش خودت میام .!!
ﻳﻪ ﺑﺎﺭﻡ ﻳﺎﺩﻣﻪ ﻛﻪ ﺳﺮ ﻛﻼﺱ ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺍﻭﻣﺪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭘﺮﺳﻴﺪ
ﺑﮕﻮ ﺑﺒﻴﻨﻢ ﺑﻴﺎ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﭼﻲ ﻣﻴﺸﻪ؟
ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ:ﻛﺎﻡ ﻫﻴﻴﺮ
ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻣﺪ ﻣﻨﻮ ﺿﺎﻳﻊ ﻛﻨﻪ ﮔﻔﺖ:
ﺣﺎﻻ ﺑﮕﻮ ﺑﻴﻨﻢ ﺑﺮﻭ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﭼﻲ ﻣﻴﺸﻪ؟؟
ﺁﻗﺎ ﻣﻨﻢ ﻛﻪ ﺑﻠﺪ ﻧﺒﻮﺩﻡ ﻳﻬﻮ ﮔﻔﺘﻢ
.
.
.
ﺧﻮﺏ ﻣﻴﺮﻳﻢ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﻣﻴﮕﻴﻢ ﻛﺎﻡ ﻫﻴﻴﺮ
ﻫﻴﭽﻲ ﺩﻳﮕﻪ ﻛﻼﺱ ﺭﻑ ﺭﻭ ﻫﻮ
ترم اول سر تربیت بدنی1 ، بعدِ 1 ساعت شلنگ تخته انداختن استادِ گفت دراز بکشید چشماتونو ببندید به چیزای خوب فکر کنید ، چی میاد جلو چشمتون؟؟؟؟؟؟
گفتم عمه ت
خودش ترکید از خنده !!!!!!
روانی 10 دور مجبورم کرد دورِ زمین بدوم
ﺁﻳﺎ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﻴﺪ ﭼﻨﺪ ﻧﻮﻉ ﻋﻨﻜﺒﻮﺕ ﺩﺍﺭﻳﻢ؟؟؟
ﻳﻚ ﻧﻮﻉ ﻋﻨﻜﺒﻮﺗﻬﺎﻳﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺗﺎر ﻣﻴﺰﻧﻨﺪ
ﺑﻘﻴﻪ ﺑﻠﺪ ﻧﻴﺴﺘﻦ ﺗﺎﺭ ﺑﺰﻧﻦ ﭘﻴﺎﻧﻮ ﻣﻴﺰﻧﻨﺪ
ﻳﻜﺴﺮﻱ ﻫﻢ ﺳﺎﺯ ﺑﻠﺪ ﻧﻴﺴﺘﻦ ﻣﻴﺮﻗﺼﻨﺪ
یه فامیل داریم 40 سالشه !
بعدش این کامپیوتر که خریده بود میخواس سی دی رایت کردن یاد بگیره به بابام گفته بود برام مراحلشو رو یه کاغذ بنویس یادم نره .
بابام نوشته بود :
1 - ابتدا به سمت کامپیوتر میرویم !