دختر خالمو رو اذیت کردم.خیلی رفتم رو اعصابش
بهم گفت جفت پا میزنم تو صورتتا
منم بهش گفتم پاندای کونفوکار
نمیدونم چرا الان قهره.حرف بدی زدم آیا؟
پاندا که خوبه.خخخخخخخخخخخخ
@سید · ۷۶ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
دختر خالمو رو اذیت کردم.خیلی رفتم رو اعصابش
بهم گفت جفت پا میزنم تو صورتتا
منم بهش گفتم پاندای کونفوکار
نمیدونم چرا الان قهره.حرف بدی زدم آیا؟
پاندا که خوبه.خخخخخخخخخخخخ
سر کلاس نشسته بودیم اما تعداد دانشجو ها کم بود.استاد گفت حال ندارم حضور و غیاب کنم خودتون اسماتونو بگید.بعد به یه دختره گفت خانم شما بگو اسمت چیه.دختره هم گفت اسم من النازه
یعنی استاد و میگی داشت دیوارو گاز میزد.اینقدر خندید که خودش کلاسو کنسل کرد
خدا خیر بده به دختره با یه کارش هم باعث شد ازش سوتی بگیریم هم کلاس کنسل شد
امسال عیدی هوای کسایی که پدر مادراشونو از دست دادن بیشتر داشته باشیم.واقعا سخته
خدا سایه پدر مادرا رو همیشه رو سر بچه هاشون حفظ کنه
رفتم خونه عمم.دختر عمم 4 سالشه.به پدر میشه باباجووووووووون
باباشم با کلی ذوق و شوق میگه جونم عزیز�
میگه بابا من شوهر میخوام!!!!!
هیچی دیگه شوهر عمم رفته تو کما هنوز به هوش نیومده
.
.
.
.
والا ما بچه بودیم پامونو جلو بزرگتر دراز نمی کردیم این گودزیلاها دیگه کین:|
دختره هر روز با یه پسری تو دانشگاه دوست میشه بعد دخترای دیگه میگن فلانی خیلی خجالتیه
موندم این چه خجالتی بودنه:|
رفته بودیم خونه یکی از فامیلامون مهمونی.دیدید تو یه جمع همه دارن حرف میزنن بعد یهو جمع ساکت میشه؟!
این فامیلمون اومد جلو بهم دست داد اومد بگه سلام گفت بسم الله الرحمن الرحیم. دقیقا همون وقتی بود که همه ساکت شده بودن
یعنی کل جمع ترکید.بیچاره سرخ شد یه چند دقیقه ای نشست بعدش پا شد رفت اتاقش.فقط موقع شام و موقع خدافظی دیدمش.روش نشد دیگه بیاد بیچاره
یه بار سر کلاس استاد داشت یه بحث خیلی مهم و پایه ای روی تخته درس میداد که یکی از دخترای کلاس دسته ی صندلیشو کند. همه دخترا میخندیدن. جالبه اون دسته ی کنده شده رو به هم دست به دست میکردن همه میدیدن و میخندیدن
صدای خنده ها اینقدر بلند شد که استاد برگشت ببینه چه خبره
ما پیش خودمون فکر میکردیم الان استاد دو سه نفر از دخترا رو حذف کنه
میدونید چی شد؟!!
استاد برگشت گفت بیچاره دسته صندلی از دست شما دخترا چی میکشه. بعدشم خود استاد هر هر خندید و روشو کرد سمته تخته درسو ادامه داد
یعنی اینقدر از دست استاد حرصم گرفت میخواستم برم حذف کنم درسشو حیف که درسش پیش نیاز بود
استاد ما داریم!!!
<p>
جشم تولد پسر عموم بود.من نشسته بودم اونم یکی دو متری ازم فاصله داشت من براش یه شوکول پرتاب کردم اون پرید با دهنش گرفت همه گفتن شانسی بوده و از این حرفا بعد پسر عموم برا اینکه ثابت کنه شانسی نبوده گقت یکی دیگه براش بندازم تو پرانتز بگم پسر عموم پاش جوراب بود و کف خونه هم سرامیک بود بعد من یه شوکول دیگه براش پرتاب کردم این بیچاره رفت بگیره یهو یه پاش رفت هوا با کمر خورد تو سرامیک.
خلاصه بعدش جشن تولد تعطیل شد بردیمش تو اتاق دراز بکشه خدایی کمر براش نموند.
اما برا همه حتی خود پسر عموم اثبات شد که دفعه اول شانسی تونسته شوکولو بگیره.</p>
<p>
یه تحقیق پیچیده ثابت کرده:
دخترا مثل اسمارتیز میمونن
ظاهرشون قشنگه ها اما حقیقتا چیزه دیگه ای هستن.
گفتم که داداشای خوبم حواسشون باشه</p>
<p>
عمم اومده با کلی ذوق بهم میگه میدونی چی شده؟میگم نه؟ میگه امسال اولین سالیه که تولد پسر عمت با 13 آبان تو یه روزه.
من موندم به این فامیل چی بگم</p>
<p>
مامانم میگه میخوام سه شنبه افطاری بدم میگم نه مامان سه شنبه فوتبال داره میخوام بازی رو ببینم میگه نه اون سه شنبه ای که فوتبال داره اون سه شنبه ای که فرداش چهارشنبس
با این توجیه مامانم دچار ایراد فلسفی شدم</p>