ا

امیر

@kingalone000 · ۴۸ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

ت
تنها ترین سردار ۱۳ سال پیش
پیام

بسمــــــــ ربـــــــــــ االمهدیــــــــــــ
**********************************
شاعر بنده حقیر ا م ی ر ـــدلتنگــــ ایوان ن ج ف
(دوستان که میخوان از شعر ها استفاده کنن مشکلی نداره فقط نام شاعرو ذکر کنید...ممنونم...)
امروز است که از عرش خبری می دهند
بر حضرت حسین شیر پسری می دهند
روز ولادتش آسمان را باید غرق نور کرد
شروع به خواندن داستان مرد صبور کرد
آن که غم خود را با دعا ساده می گفت
در ناله های شبانه بر سجاده می گفت
او که در عاشورا طعم یتیمی را کشید
در بقیع بود که طعم غریبی را کشید
در روز عاشورا بیماری توانش را گرفته بود
خون و تن بی سر پدرش امانش را گرفته بود
عمه خود را او بود که دلداری می دهد
با دعا به مردم درس دینداری می دهد
نامش گذارند علی تا مثل ابو تراب باشد
ادامه دهنده ی راه کربلا و ارباب باشد

ت
تنها ترین سردار ۱۳ سال پیش
پیام

بسمــــــــ ربــــــــــ المهدیــــــــــ
*******************************
شاعر بنده حقیر ا م ی ر ـــدلتنگ ایوان ن ج ف
(هر کدام از دوستان اگر خواست شعرارو کپی کنه مشکل نداره فقط ممنون میشم اسم شعار رو هم بنویسین....ممنون...)
روز ولادت حضرت عباس عشقبازی میکنی�
از روز اول عباس را مظهر جانبازی میکنی�
روز ولادتت دل را سوی تو کـج میکنی�
در کربلا زیر گنبدت نیت حج میکـــــنی�
چهره اش طعنه به خوب رویان عالم است
بارگاه و ضریحش همیشه در خیالم است
عباس که فرزند رشید حیدر است
همچو علی پهلوان و صفدر است
رجز خوانی اش همچو مولا علی است
روح پر فتوحش مملو از مردانگی است
جانبازان که از نام تو مدد میگیـــرند
دل می دهند و از عشق تو میمیرند
تویی از روز ازل یاور حسین بودی
دستگیر دست آدم و عالمین بودی
در روز ولادتت با تو پیمانی می کن�
از نو با خود تجدید ایمانی می کن�
ای بی دست کربلا دست مـــرا بگیر
ای دل تا ابد روضه ی عباس را بگیر

ت
تنها ترین سردار ۱۳ سال پیش
پیام

بسمــــــ ربــــــــ المهدیـــــــــ
*****************************
شاعر بنده حقیر ا م ی ر ـــدلتنگــــ ایوان ن ج ف
(دوستان اگر این اشعارو میخواین کپی کنید مشکل نداره فقط لطفا اسم شاعرو ذکر کنید...ممنون)
حسیـــــن آن که سرور اهل بهشت است
وجـــــودم از ازل با او هم سرشت است
حسین آن که برادری هم چو عباس دارد
مادری همچون فاطمه از آل یاس دارد
حـسـیــــن آن که عالم دیوانه ی اوست
فــطرس ملک مست میــخانه ی اوست
جز آل حیدر دگر شیـــعه اربــــاب ندارد
راه عــــــــشق اســت دگر سراب ندارد
روز ولادتش عالم را غرق نامش میکنی�
خود را مـست مــست از کــامش میکنی�
در ولادتـــــش بی سر و سامان حسینی�
دست به دامـــــان پسر ســـردار حنینــی�
جز اشــک و ســیــنــــــه زنی هیچ کاری نداری�
جز اشک و سینه زنی دگر توشه ی راهی نداریم
دست گــــــدایی ما فقط بر در کرم تو یاحسین
چشم مستم فقط عاشق دیدن حرم تو یاحسین

ت
تنها ترین سردار ۱۳ سال پیش
پیام

بسمـــــ ربــــــ المهدیــــــــ
**************************
شاعر بنده حقیر ا م ی ر ــدلتنگـــ ایوان ن ج ف
( دوستان عزیز اگر کسی میخواد شعرو کپی کنه مشکلی نداره فقط اسم شاعرو ذکر کنید ..ممنون..)
دلــــم شـکــسته و فقط بر در تو مسکینم
کنار حوض کوثر خواهم که پیش تو بنشین�
تویی که دعــای هــمـــه را اجابت میکنی
با دعای خود همــــــه را انــابـــت میکنی
چه کنم نــــظر به ایـــن خــانـــه زاد کنید
دلم را از قـــفــس این تـــــــن آزاد کنید
دلم که می گیرد عازم جمکرانت می شو�
روضه و نوحه سازم و بی سامانت می شو�
عصر جمعه کجای این دشـــــت هستی
چه شد که باز در راه برگـــشــت هستی
باز این دل بی سامان آمــــــــــاده نبود
باز کسی در شهر ۳۱۳ یـــار آزاده نبود
باز رفتی و دانستم که مارا لایق ندانستی
تو رفتی و دفتر این جمعه را هم بستی
این دعا بود که باز کــــــارســــاز نبود
یا دل من بود که با دلــت دمساز نبود
اشک و روضه و دعا باز باید شروع کرد
آه آه آه باز خورشید شنبه طلوع کرد

ت
تنها ترین سردار ۱۳ سال پیش
پیام

بسمــــــ ربـــــــــ المهدیـــــــــ
*****************************
شاعر بنده حقیر ا م ی ر ــدلتنگـــ ایوان ن ج ف
(دوستان اگه کسی میخواد شعرارو کپی کنی مشکل نداره فقط ممنون میشم اگه با اسم شاعرش باشه..ممنون)
یارب چه می شد مرا پاکــــــــــم کنی
به عرش رسانی و خاکــــــــــم کــنی
کاش غلام خـــــــوبـــــانــــــت شو�
شاگرد کلاس پـــــــاکــــــانـــت شو�
خسته ام از تو خواهم یک خم شراب
میخواهم از عشقت تا ابد شوم خراب
گناه میکنیم و از تو خجالت نمی کشی�
از تو کرم می رسدو باز آدم نمی شوی�
تو مرا میخوانی و من دلـــم پیش دگر
تو مرا اجابت میکنی و دستم پیش دگر
هزاران گناه کردم و دلـــــم خسته نشد
هزاران خطا کردم و در لطفت بسته نشد
یا رب ای که با محبت تـــر از پـــــدری
عشق تو والا تر از عشق مــــــــادری
می خواهم از تو که رهایـــــم نکنی
خسته ام از گناه بی پنـــاهــم نکنی

ت
تنها ترین سردار ۱۳ سال پیش
پیام

بسمـــــــ ربـــــــــ المهدیـــــــــ
******************************
(شاعربنده حقیر ا م ی ر ــدلتنگـــ ایوان ن ج ف)
(دوستان اگه میخواین شعرارو کپی کنید با ذکر منبع مشکلی نداره..ممنونم)
الســـــلام عـلـــیک یا فاطمه الزهرا
السلام علیــک ای بانــوی خوبــیــــها
میخواهم در میکده پیاله دستم دهید
هو یاعلی گویم و جام الستــم دهیــد
میخواهم در این کلاس راهــم دهید
درس عشق و مرام و وفـایـــم دهید
میخواهم از گـــنــاه رهــایـــم دهید
از روح خود مرا صــفــایـــــــم دهید
میخواهم از برایتان یک میثم تمار باش�
سرباز کویتان باشم و همچو عمار باش�
میخواهم در کلاستان سرافراز شو�
در رکاب مهدی موعودتان جانباز شو�
میخواهم که با نامتان عشقبازی کن�
شمشیر گیرم و برایتان سربازی کنم

ت
تنها ترین سردار ۱۳ سال پیش
پیام

بسمـــــــ ربـــــــــ المهدیـــــــــ
******************************
(شاعربنده حقیر ا م ی ر ــدلتنگـــ ایوان ن ج ف)
(دوستان اگه میخواین شعرارو کپی کنید با ذکر منبع و شاعر مشکلی نداره..ممنونم)
سالهاست که دل به آل مهدی بستی�
ما منتظران صوت اناالمهدی هستی�
کاش لحظه ها از ذکر تو سرشار شود
کاش الفرج های ظهور تو بسیار شود
کاش میشد مارا صدایمان کنید
از قفس تن مارا جدایمان کنید
کاش میشد راهی جمکرانمان کنید
آنجا از محبت خود مارا خرابمان کنید
کاش میشد ببوسم خاک پای تو
دل می بستم به موی زیبای تو
کاش به غلامی قبول می کردی مارا
در این آشفته بازار می خریدی مارا
کاش میشد دعا هایمان مستجاب می شد
برای سربازی این دلمان انتخاب می شد
کاش لحظه ی دیدار ؛همین جمعه برسد
نغمه ی انالمهدی زیبای تو در ندبه برسد

ت
تنها ترین سردار ۱۳ سال پیش
پیام

بسمـــــــ ربـــــــ المهدیـــــــــ
‏*‏***********************
اوست که در نینوا علمداری کرده است
مشق شمشیر و وفـــاداری کرده است
اوست که امان نـــــــــامه را پـــــــاره کرد
لشکر حرامیان را بــــیــــــچـــــــــاره کرد
اوست که وقتـــــــی بر لـــــــب آب رسید
در دلش لب طــــفـــل بـــــــی تاب رسید
اوست که وقتی از عــــــــالـــــــم دلگیر�
فقط از نــــام و اسم او مدد میــگــیــــر�
اوست که حافظ زینب و حــــرم اســــــــت
داســـتانش سراسر لطف و کـــــرم است
از جلوه اش ماه پیش او قدم خم میکـــند
در میکده اش جبرئیل می فراهم میکند
این شعر سیاه مشق کلاس حیدر است
این تک یل هاشمی عبــــاس حیدر است
اذن دخول حـــــــــــــرم حــسین است عباس
باب الحوائج عالـــــــــمین است عــــباس
‏)‏ شعر از بنده حقیر)(ا م ی ر ــدلتنگـــ ایوان ن ج ف)

ت
تنها ترین سردار ۱۳ سال پیش
پیام

بسمـــــــ ربـــــــ المهدیــــــــ
‏*‏********************
این شعر رو در جواب شعر نیا نیا گل نرگس سرود�
امیدوارم که خوشتون بیاد
‏(ا م ی ر ــدلتنگــــ ایوان ن ج ف)
بیا بیا گل نرگس شیعه برای تو نشسته
چشم خیسم منتظر سیمای تو نشسته
بیا بیا گل نرگس بیا میـــان عـــاشقـــــان
هزار آینه منتــظر خال زیبای تو نشسـته
بیا بیا گل نرگس تورا قسم به خاک بقیع
که تیغ شمشیرم منتظر کربلای تو نشسته
بیا بیا گل نرگس به جـــــان مادرت سوگند
دیریست این جان منتظر لوای تو نشسته
بیا بیا گل نرگس بـــدان و آگـــــه بــــاش
که سجده گهم منتظر جای پای تو نشسته
بیا بیا گل نرگس که چون علی نمانی تنها
به فجر صبح ظهورت جهان به پای تو نشسته
بیا بیا گل نرگس به فجر صبح روز جمعه
ندبه عشق است و منتظر صدای تو نشسته
بیا بیا گل نرگس که پرچــــــــمت بالاست
ردای خلافت امیرم منتظر شانه های تو نشسته
بیا بیا گل نرگس به جان تشنـــه ی عشق
دعا دعای ظهورست و دلم به هوای تو نشسته
بیا بیا گل نرگس بیا به دعـــوت مــــــــا
هزار اشجع الناس به پای تو نشسته

ت
تنها ترین سردار ۱۳ سال پیش
پیام

سلام دوستان
این شعر هایی که اینجا میزارم خودم گفت�
از هیچ جا هم کپی نشده
فقط یه دل نوشته است
‏*‏***************************
اینجا، هر که برای خود دلبـــری دارد
دل ماهم برای خود ســــروری دارد
سرورم مسافر غریب جـــاده هاست
دوازدهمین نسل غریب مصطفاست
آن مرد که روضه خوان بـقـیـع است
برای ما بیچارگان تنها او شفیع است
وقتی که برایش شــعــر مـیــگویـــ�
تمام لــغـت نامــه هـــارا مــی جوی�
اما نمی دانم معنی انتظارش چیست
پس اشک مدام و ندبه هایش چیست
یعنی میان این همه روضــه و دعـــا
۳۱۳ یار خود را مــهــدی نکرده پیــدا
با گنــــــــاه ،به دور خود ابــر میگیری�
از خورشــیـــد عالم خبــــــر نمیگیری�
او مــنــتـــظــر است و مـــــــا نیستی�
او مـــــهـــدی است و مـــــــا کیستیم؟
مهدی منـــتــظر است که یارش شوی�
گوش به فرمان و علــــمدارش شویم

ت
تنها ترین سردار ۱۳ سال پیش
پیام

۲
‏*‏*************
از نو جمعه رسید و باز دلگیر�
از نو است که ختم الفرج میگیر�
مشکل اشک و دعا نیست که اثر ندارد
دل من است که از حال او خبر ندارد
از ذکر مدام اوست که جان میگیر�
ورنه بی لطف و کرم او که میمیر�
الهی از فراق مهدی دگر تاب ندارند
دیریست که منتظرانش خواب ندارند
اوست که حتما سحری می آید
ای عاشقان از او خبری می آید
می آید و میگیرد انتقام خون مادر را
می آید و می آورد حیدر و آل حیدر را
آن روز می رسد که فاطمیه می شود مکان
آن روز می رسد که مهدیه می شود زمان