یه پسر عمو دارم از همون بدو تولد دست گودزیلا رو از پشت بسته بود . عاغا این موقعی که 2 سالش بود یه خواهر خدا بش داده بود این گودزیلای ما هم نمیدونم به چه عنگیزه ای می رفت این زبون بسته ی قنداقی رو با گردنش از زمین بلند می کرد می بردش که نشون مهمونایی بده که می رفتن بهشون تبریک بگن . خلاصه این کوچولو به تعداد افراد فامیل حلقاویز می شد . مامانش هم می گفت چون خواهرشو دوست داره میخواد به همه نشونش بده . تازه بماند این دختر عمومم که الان بزرگ شده 5 سالشه گودزیلایی شده برا خودش ... نننگو خپ