مهم نبود برای من که تو با من چه میکنی
بیا ببین برای تو من با خودم چه میکن�
تو اسمون خاطرات ستاره پرپر میکن�
سالگرد تنهاییم رو با خیال تو سر میکن�
@++++ · ۵۱ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۹ رأی)
مهم نبود برای من که تو با من چه میکنی
بیا ببین برای تو من با خودم چه میکن�
تو اسمون خاطرات ستاره پرپر میکن�
سالگرد تنهاییم رو با خیال تو سر میکن�
درد درد درد
خیلی وقت باشه حتی یه نگاشم نکرده باشی
خب بااااااااااااااا معرفت
تو کاری کردی که من عوض ش�
کاری کردی که تنها ش�
کاری کردی که بی تو باش�
عیب نداره
قبول
من بی معرفتم من عوض شد�
زخم زبوناتم قبول
خداااااااااااااااااااااا
اونی که براش جونمم میداد�
بد کرد در حقم بد...
بازم میخوام که خوش باشه و خوشبخت
انقد که دیگه احساس تنهایی نکنه
یه لحظه ام دلش نگیره و
....یادم نیفته............................
راستش یه التماسی هست که نمیتونی بهش نگی:
دستااااااااااااااااااااااااااااااااامو محکمتر بگیر....
آره ما ادعای عشق داریم....
تنها شدنای عاشقا واسه همون حماقتاییه که اگه برگردن به عقب
بازم انجامش میدن....
خدایا
دلخوشیه هیچ کسو ازش نگیر...........
هر آدمی حق داره حقیقتو بفهمه...
ولی...............
خیلی چیزا هست که کاش آدم هیچ وقت نمیفهمید....
این روزا نه دلم میخواد چیزیو بدونم...نه سرازچیزی دربیارمو و بفهممش...
از کنار خیلی چیزا ساده رد میشم...نشون میدم که نشنیدم...که ندیدم...
راستش میترسم...
میترسم بازم دورم زده باشن....
یه وقتایی هست
خیلی بیشتر از همیشه بهش احتیاج داری...
خیلی خیلی بیشتر...
وقتی بازم نیست... بازم باید بمیری...
دلم تنگه واسه بهترین�
اونی که اگه بود الان....بازم هر کاریو باهم میکردی�
کنارهم....
ولی...
یه روزایی بود تازه که الان میفهمی اون روزا روزای خیلی بدی بوده...
روزایی که بازیچه بودی..
روزایی که براش همه کار کردیو اون....
روزایی که.....
نباید دیگه تکرار شه.........................ولی...
ولی آخه چرا بازم دلمون واسه اون روزای بد و اون آدم که..... تنگ میشه؟:((
خیلی درد داره خدایی..تا حالا عاشق روزای بده زندگیت بودی...؟
ازون جاهایی که احتمالشو میدم رد شه
یا شاید اون جا باشه....
چنان چشامو گرد میکنم تا شاید...ببینم اون دوتا چشم "جادویی" رو
اونی که از "رفیقش" زخم میخوره...یه زخم نخورده انگار معنی تموم زخمای دنیارو میدونه....
"خودش" میگفت خدا کنه چشممون نزنن حسودا
و ما تا آخر عمر کنار هم باشیم...
منم آرزوم همین بود...ولی...
زیر گنبد کبود
من وتو یه عالمه آدمای حسود
واسه خاطر همون حسوداس که الان
هستی ما شده یکی بود یکی نبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
خلاصه بگم:همیشه تو حسرت داشتن خواهر بودم...
اون که اومد...شد بهترین دوستم... مثه خواهرم بود حتی ازونم نزدیک تر..
اصلا خــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم بود...
"مطمئنم فقط خودش اگه حرفامو بخونه میتونه بفهمه که چی میگم"
ولی نیست...خیلی وقته که نیست...
حالا من نه آبجیمو ندارم نه خودمو....
... و از هرچی دوستیه بیزار.........:((
دلم لک زده واسه آب تمرهندی و ذغال لخته خوردن باهم دیگه
...هنوز مزش تو دهنمه...فشارم میفتاد ولی تا تهشو میخوردیم...
دستمو میگرفتی و مواظبم بودی...بعد تو دیگه نخوردم....
واسه اون لواشکا و ...
واسه اون املتی که تو درست میکردی برا�
که از صدتا چلو کبابم خوشمزه تر بود...
...:(
...
"خودش"میگفت:روزایی که نیستم اصلا نمیخنده
یعنی الان خیلی وقته نخندیدی؟
.... ... ..حتی...
دلم بودنشو میخواد
دلم هی اذیتم میکنه... هی بهم میگه:
"اگه الان بود
اس میداد:میای پیشم عشقم؟
توام تند تند حاضر میشدی و میرفتی پیشش
براش هرچی دوس داشت میخریدی...میشتید پیش ه�
هرچی تو دلتون بودو واسه هم میگفتید...همو بغل میکردیدو گریه میکردید
و بعد تو شروع میکردی به خندوندنش
به قول خودش وقتی باهم بودیم به جرز دیوارم میخندیدیم...
و......
بعدم ثانیه ها تند تند میگذشتن و وقت رفتنم میشد..
غم دنیااااااااا تو دلمون بود که من نرم....
آرزومون بود تا ابد پیش هم باشیم"
دلم خیلی بدی....اشکمو درنیار انقد
خب منم بودنشو میخوام...ولی...:(
میزنیم موضوع: تنهایی
به زور میخوان از تنهایی بیرونمون کنن و نوشته مونو نمیزارن تو تنهایی...
نمیدونن جای دیگه ای که میفرستن هم زیاد فرقی نداره با تنهایی=
دلتنگی...
تنهاها همیشه دلتنگن خب...
یکی اینجا تو این خونه همه شبهاشو بیداره
روزای عمرشم بی تو
به پای گریه میزاره
.....
یکی که بی تو افسرده ست نمی تونه که تنهاشه
دوستت داره
مگه میشه بهت بی اعتنا باشه:(