روزگاری فانوس همدم خیلی ها بود! اما امروز به خورشید هم اعتمادی نیس!!!
@عاشق تاریکی · ۴ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
روزگاری فانوس همدم خیلی ها بود! اما امروز به خورشید هم اعتمادی نیس!!!
همیشه به یادت هستم...اماشاهدی ندارم...بجز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت را به تکه پنیری میفروشد...!!!!
دلم واسه اون روزایی تنگ شده که کسی رو دوس نداشتم!چه خوب بود اون بیخیالیها...
کمترین آرزویم برایت این است که باچشمان مهربانت هرگز نامهربانی روزگار را نبینی!!
میدونی بن بست زندگی کجاست؟جایی که نه حق خواستن داری نه توان فراموشی!!!
گله ازیار کنم یا زبد اقبالی خویش!به که گویم سخن سرد زبد حالی خویش!سخنم سردو نگاهم همه آغشته به غم!به کجا پر بکشم با غم تنهایی خویش!!!
نفسیم گلمه داها نازلی یاریم آتدی منی!چاغریب باشقاسینی اوزگلره ساتدی منی!من گئدنده یولوما باخمادی آغلاتدی منی!لعنت اولسون منه دنیا.کیمه خاطیر یاشادیم؟؟ ترجمه:نفسم دیگر بند بیا نازنین یارم تنهایم گذاشت!یکی دیگری راصدا میکندو من رو به غریبه ها فروغت!وقتی باهاش خداحافظی میگردم بهم نگاهم نکردو منو به گریه انداخت!لعنت به من دنیا به خاطر کی زنده ماندم؟؟
دیشب درخواب ناگهان خدا درگوشم گفت:تورا چه به عشق؟گفتم چرا؟گفت تودر خوابی و عشقت درآغوش دیگری!لبخندی زدم وگفتم خدایا این مخلوق آفریده توست:شایدتو خوابی وخبر از رسم دنیانداری!!
سلاام بچه ها من تازه عضوشدم.