سلام به همه دوستان
یه مشکلی تو زندگی من و امیرطاها به وجود اومده دعا کنید حل بشه
کارم شده شب و روز گریه کردن .
فقط دعا کنید
@نگین،طاها · ۴۰ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۳ رأی)
سلام به همه دوستان
یه مشکلی تو زندگی من و امیرطاها به وجود اومده دعا کنید حل بشه
کارم شده شب و روز گریه کردن .
فقط دعا کنید
تو که میدونستی من طاقت دوریت ندارم
میتونستم وقت گریه سر را روی شونهات بذار�
چرا رفتی چرا رفتی ؟؟؟؟
دلم تنگه دیدنته ...
داد میزنه تو سینه ....
همش بهونه میگیره .....
میخواد تو رو ببینه ......
تقدیم به امیرطاهای عزیز�
امیرم آغوشتو با دنیا عوض نمیکنم ، از بس که آغوش تو گرما داره ...
امیرم برای این که به زندگیم نفس دادی ازت متشکرم ( به قول بچه های 4 جو متچکرم)
دوست دارم امیرم (روزت مبارک)
روز مرد بر تمام آقایان 4 جوک مبارک
شادی جان
خواهر گلم همین که طرف مقابلت اون قدر مرد بوده و نزاشته از اولش با دروغ وارد زندگیت بشه خودش قوت قلبی برای تو می تونه باشه . پس به خدا توکل کن و بهش اعتماد کن . مثبت فکر کن ، کمترین شکی رو بهش نداشته باش .
موفق باشید
جواب صندلی داغ
(ببخشید من صبح جفت پستامو گذاشتم مجبور شدیم از پست نگین جواب بدیم)
heart beat
امیرطاها و نگین جون�
هرکدوم جداگانه جواب بدید لطفا
اولین باری که فهمیدید عاشق طرف مقابلطون شدید کی بود و چه حسی داشتید؟؟؟؟
ج امیرطاها : منو نگین فامیل هستیم (دختر عمه ، پسردایی) ، علاقه من نسبت به نگین از وقتی خیلی شروع شد که فهمیدم همه این سال ها به خاطر من حجابش رو حفظ میکرده . به خاطر من خیلی کار هارو نمیکرده . خوب خیلی خوشحال شدم .
ج نگین : من از حدود 13 سالگی به امیر علاقه داشتم . یعنی ازش خوشم میومد همیشه دوست داشتم اگه کسی قراره شوهرم بشه اون امیر باشه . که خدارو شکر شد . (امیر پرو نشیااااا)
چیزی که اگه خدایی نکرده زبونم لال فراموشی بگیرید از یاد نمیبرید؟؟؟؟
جواب امیر طاها : من هیچ وقت نگینم رو از یاد نمیبرم . اون همه کس منه .
جواب نگین : خوبی های امیرطاها رو . تو این چند وقته خیلی به من محبت کرده . هیچ وقت فراموش نمیکنم .--------------------------------------------------
بهار :
آبجی بهار خاله و عمه بچه ی ما سها چند تا معنی میده . که خیلی زیاد هستند . ولی شما هم یک اسم معرفی کن تا شاید نظرمون عوض شد .
---------------------------------
مهسا 1375
اختلاف سنی تون چقدره؟
ج : من امیرطاها متولد سال 21 آذر 1367 و نگین متولد 14 آبان 1369 هستند . حدود 2 سال
اگه دقیقا از خودصبح روز عروسیتون به مدت یک هفته،هیچ گونه کت و شلوار و لباس عروسی تو دنیا،به جز یه کت و شلوار سبز خیاری واس امیرطاها و یه لباس عروس زرد قناری واس نگین وجود نداشته باشه،اون روز با اون لباسا عروسی رو برگزار میکنین؟یا میذارین واس هفته بعد؟
ج : عمرا برگزار نمیکنیم . شده من با شلوار کردی برم تو عروسی و نگین با دامن گل گلی با اون لباسا نمیریم . خخخخخخخخخ
---------------------------------------
بچه ها خوهشا تا روز سه شنبه هرچی سوال دارید بپرسید که نظم صندلی داغ ( سندلی داخ ) بهم نخوره .
مجبور شدم از اکانت نگین پست بزارم . البته خودش می دونه .
جواب دوستان رو هم خود نگین گفت من فقط تایپ کردم ...
یا علی
جواب سوالات بچه ها
سندلی سرد (داق) ببخشید صندلی داغ
----------------------------------------------------------------------
yildiz
نگين جون چه خبر از مادر شوهرت؟؟؟ دوسش داري؟؟؟(راستشو بگوااا) اذيتت نميكنه؟؟؟؟
ج : مادر شوهرم ماهه .البته من مادر شوهرم زن دایی من هم میشه . کلا اخلاق مادر شوهرم خیلی خوبه ساکت ، و در عین حال مهربون . به هیچ وجه اذیتم نمیکنه همیشه هم طرفداری منو می کنه .
خواهر شوهر داري؟؟؟ اگه داري چند تاس؟؟؟؟ اذيتشون كه نميكني؟؟؟؟
ج : آره دو تا خواهر شوهر دارم . جفتشون از امیر بزرگترن . یکیشون متاهل که دو تا بچه داره . خیلی ماهه . خوب دخترداییمه دیگه . ولی اون یکی خواهر شوهرم برای ادامه تحصیل رفته خارج از کشور . دارو سازی میخونه تو کانادا . اون هم خیلی مهربونه . در کل بین ما هیچ مشکلی نیست .
----------------------------------------------------------------
یخ فروش جهن�
اولین فیلمی که مشترک دیدین؟
رسوائی . رفتیم سینما.
نگین جان خیلی خصوصی بگو واسه روز مرد جوراب چه رنگی گرفتی؟
آبی . هه هه . نه جوراب نخریدم یه چیز خیلی خوب خریدم . بعدا امیر بهتون میگه .
------------------------------------------------------------
چکاوک
بهترين هديه ای ک به همديگه دادين چی بوده؟؟ این سوالو مشترک از پست من جواب میدیم .
بهترین هدیه ای که به هم دادیم قلب هامون بود .
---------------------------------
El Jefecito
وجود خدا رو تا چ اندازه تو زندگی مشترکتون ملاک قرار دادید؟
برای شروع هر کاری باید به خدا توکل داشت . وجود خدا تو هر زندگی باعث برکت افتادن تو اون زندگی میشه .
ورزش میکنید؟چقدر ب ورزش کردن علاقه دارید؟
بله . من ایروبیک میرم و عاشق والیبال هستم .
--------------------------------------------------------------
ایستکلی(معشوقه)
آزی نگین جون زندگی کناره اونیکه عشقته چقدر حال میده؟(آروم بگو داداشی نشنوه)خخخخخخخخخخخخ شوخی کردما
خوب حسی که شاید نشه تعریفش کرد فقط باید تو اون شرایط باشه . شبا سرتو رو دستای کسی بزاری که چند سال منتظرش بودی . فوق العادس .
ویه سوال مشترک:حرف آخرو تو خونه کی میزنه؟:)))))))))
امیر میزنه . من هر چی بگم اون میگه چشمممممم . نه شوخی کردم تو رابطه ما منطق حرف آخر رو می زنه عزیز�
جواب صندلی سرد (داغ)
-------------------------------------------------------------------------------
پیرهن صورتی
اولین سوتی که امیر طه پیش نگین دادی چی بوده و برعکس؟
اولین باری که قرار بود امیر بیاد دانشگاه دنبالم ، من از ساعت 8 کلاس داشتم تا ساعت 5 . بعد از این که کلاسم تموم شد یادم رفته بودم که با امیر عقد کردم و قراره بیاد دنبالم خودم تنهایی رفتم خونه . بعد امیر زنگ زد و کلی خجالت کشیدم .
اولین جمله ی بعد از اینکه خطبه عقدو خوندن بهم گفتین؟
جمله ای نگفتیم همدیگرو نگاه کردیم و با چشم هامون ابراز علاقه کردیم به هم دیگه
دوست دارین ماشین عروستون چی باشه؟
ماشین امیرطاها پژو 206
-------------------------------------------------------------------------
fatemeh(Iman)
چه احساسی داره دو نفری نشستین رو صندلی داغ؟
امیر چاقه جا نمیشه من تنهایی نشستم
این شما رو یاد چی میندازه: جناق؟
چه حالی میده من همیشه می برم و بیگاری از امیر می کشم .
------------------------------------------------------------------------
Mahsa_namakabrud
نگین : امیرطاها ؟
آقای من ، نفس من ، عمر من ، زندگی من ، شیشه عمر من ....
-----------------------------------------------------------------------
جی جی وروجک :
تا حالا شده سر پست دعوا کنین یا مثلا حسودی ک مال کی بهتره؟؟؟
یکی دو تا از پستای امیر خیلی قشنگ بود . واقعا بهش حسودی کردم .
امیر خان تو کارای خونم کمک میکنین؟؟
آره شوهرم خیلی آقاس کمک می کنه .
جواب صندلی سرد(داغ)
داداش عباس به امیر بگو بلند شود من بشینم .
عباس : کشتید شما مارو امیر پاشو بزار آبجی بشینه
امیر:عباس نمیشه که همش اون بشینه (به زور عباس ، کیان ) بلند شد�
جواب عباس :
1- کیش
2- طاها قرمه سبزی خودم ماکارونی
3- دختر باشه سها پسر باشه شهاب
4- شب خواشتگاری به من گیر داده بود می گفت باید بچمون دختر باشه . یکی نیست بهش بگه مگه دست منه که بچمون چی باشه .
5- حس دوران نامزدی
------------------------------------------------------------------------------------
kiana 7773 :
دوست دارم همسر نازم از ته دلش گفت .
-----------------------------------------------------------------------------------
الان ساعت 9 و بیست و پنج دقیقه شب پنج شنبه مغازه شوهرم هستم . این پست رو ارسال کنیم با اجازتون بریم خونمون .
سلام بچه ها نگینم همسر امیرطاها
الان چند روزه نه جواب زنگمو میده نه جواب اس هامو
میرم پیشش خیلی باهام سرد برخورد می کنه . بهم گفته حق ندارم که به خانواده ها چیزی بگم .
میگه وقتی به من اعتماد نداری برای چی باید با هم ازدواج کنیم ؟ من فقط نگرانش بودم همین .
دلم نمیخواد عشقمو کسی ازم بگیره ترسیدم
من چند سال منتظرش موندم دلم پیششه ...
امیرطاها ببخشید ...
چند روزه پیش امیر طاها فهمید که من گوشیشو بدون اجازش چک می کنم خیلی ناراحت شد الآن چند روزه هیچ جوابی به من نمیده .
دلم براش تنگ شده .
میگه وقتی به من اعتماد نداری نباید با هم ازدواج کنیم .
من فقط نگرانش بودم همین ....
هیچ جور راضی نمیشه
تورو خدا بهش بگید برگرده طاقت ندارم ...
الان چند روزه که با امیر طاها دعوامون شده .اصلا جواب منم نمیده ، خیلی از دستم ناراحته
تورو خدا بهش بگید از دستم ناراحت نباشه .
دلم براش تنگ شده .
چند روزه صداش رو هم نشنیدم .
وای چقدر این جا خوبه.
ساعت 5 از دانشگاه رسیدم خونه تا اومدم بعد از خوردن یه لیوان اب اومدم پای کامپیوتر نشستم و سریع وارد سایت 4جوک شدم.
امیر بهم زنگ زد گفت که سایت آپ شه ، برو نگاه کن دوستات برات پست گذاشتن .
اومدم دیدم همه بهم خوش آمد گفتن .
من مثل شما هنوز بلد نیستم بنویسم ولی از همتون تشکر میکنم . خیلی خوشحال شدم .
چکاوک دوست عزیز آره اول اسم من و طاها و سها است گلم .
بازم ممنون که منو تو جمع خودتون راه دادید .
یکی نیست از من طرفداری کنه؟؟؟
شما به فکر آبجی تون نیستید ؟؟؟؟
این امیرطاها هر وقت میخواد بیاد دنبال من تا از دانشگاه برگردم خونه دیر میاد ...
منو تو گرما نگه میداره .
منم خسته و کفته باید منتظر آقا بمونم .
امروز من 20 دقیقه منتظرش بودم تا اومد .
نمیخواید بهش چیزی بگید....
سلام به همه دوستان
من نگین هستم همسر امیرطاها
این اولین پیامی که من بدون هماهنگی با همسرم میزارم .
امروز برای اولین بار اومدم قسمت پاتوق دوستان . خیلی برام جالب بود . چه محیط خوب و دوستانه ای .
امیدوارم هر روز جمعتون شلوغ تر بشه .
بچه ها میخوام یه خاطره تعریف کنم از روزی که امیر اومد خواستگاریم ، فقط بعدا سر به سرش نزارید گناه داره
شبی که اومدن خونه ما چون فامیل بودن ما برای شام دعوتشون کردیم.
بعد از خوردن شام منو امیر رفتیم تو حیاط تا با هم دیگه حرفای آخرمونو بزنیم .
بچه ها امیر همه چیز رو در مورد گذشتش به من گفته بود فقط من بهش گفتم از علایقش صحبت کنه .
امیر گفت نگین من ازت هیچی نمیخوام فقط وقتی بچه دار شدیم بچمون یه دختر خوشگل سفید تپل مپل باشه.من دختر بچه خیلی دوست دارم . تو رو خدا بچمون دختر باشه .
گفتم اگه پسر شد چی ؟ گفت نه دیگه باید دختر باشه من دختر دوست دارم .
بچه ها یکی نیست به این امیر بگه مگه دست منه که بچمون پسر بشه یا دختر؟؟؟
به من گیر داده باید بچمون دختر باشه .
شما یه چیزی بهش بگید ...
سلام خدمت همه دوستان.
خوشحالم از این که من رو تو جمع خودتون پذیرفتید .
اولش فکر میکردم زمان میبره تا بتونم باهاتون انس بگیرم ولی بعد از این که من رو تو جمعتون راه دادید اصلا احسان غربت نکردم .
از این که انقدر به من و امیر لطف دارید متشکرم.
امیدوارم برای تک تک شما روزای خوشی برسه .
من دقیقا نمیدونم که سایت آپ میشه به خاطر همین امیر من رو در جریان میزاره .
اتو این دو سه روز که مطلباتون رو خوندم دیدم خیلی هاتون نگران بودید که من صفحات گذشته رو بخونم .
دوستای عزیز نگران نباشید من به امیر قول دادم که کاری به گذشته نداشته باشم .
مطمئن باشید سر قولم هستم چون به امیرم اعتماد کامل دارم .
اره هیلدا خانم میاد غر میزنه که تو منو زن ذلیل کردی .
مواظب خودتون باشید
وای چه قدر اینجا همه با هم دیگه خوبن
خوشحالم که منم بین شما هستم ، خیلی فضای خوبیه .همه با هم قصه می خورن ، همه با هم شاد میشن ، با هم دیگه شوخی میکنن .
در کل فضای خیلی دوستانه ای .
من خونه اینترنت adsl دارم ولی چون نزدیک امتحاناتم هست خیلی نمیتونم براتون پیام بزارم ولی یا بیام سایت 4جوک ولی بعد از امتحاناتم همش پیش شما هستم
راستی یه نصیحت خواهرانه
درساتون خوب بخونید .
فکر کنم از همه قشر جوون این جا هست . اونایی که پشت کنکوری هستن (کارشناسی ، کاردانی) و همه اون دوستایی که نزدیک امتحانات مدرسه و دانشگاهشون هست به فکر درساشون هم باشم .
سلا�
من نگین هستم همسر امیرطاها.
متولد آبان 1368
امیرطاها خیلی از شما تعریف کرد . من خیلی دوست داشتم شما رو از نزدیک ببینم ولی امیر گفت این جا یک دنیای کاملا مجازی هست . و از طریق پست گذاشتن با هم حرفاتونو میزنید .
امیدوارم بتونیم دوستای خوبی برای هم باشیم .
دوستای من به این امیر نازک و نارنجی هم نگید زن ذلیل شبا هی میاد سر من غر میزنه . منو کشته .
امیدوارم منم به عنوان دوست یا خواهر قبول کنید .
دوستار شما نگین .