2روز رفتم خونه آبجیم موندم زنگ زدم به بابام میگم:
هرجوری هست زودی برمیگردمالهی پدر دور سرت بگردم!
ن گذاشته ن برداشته میگه:
بیاااااااااا دوری کنیم از هممممم!
خداییش پدر وابسته س دارم من؟
سوگلی عصبانی ~ _ ~ !
@(دخمله لوس) · ۳۹ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
2روز رفتم خونه آبجیم موندم زنگ زدم به بابام میگم:
هرجوری هست زودی برمیگردمالهی پدر دور سرت بگردم!
ن گذاشته ن برداشته میگه:
بیاااااااااا دوری کنیم از هممممم!
خداییش پدر وابسته س دارم من؟
سوگلی عصبانی ~ _ ~ !
قرارمان فقـط یـک "مانیتورِ" کـوچک بود !
اما اکنون قلبم را ببین..
که با هر " آف " شدنت ...
چگونه "بیقـرارِ آمدنـت" مـی شود...!!!
حآلَم بهَم میخوره
اَزینآیی که فِک میکنُن خیلی بآرِشونه
بآبآ اصن تو خَر، خوبه؟
از خَر بآرکِش تَر نَدآریم که ...
وااااییییییی لابستر حبیب داداشی جوونم) و آق abbas_m223 ترکوندین باوو، ساعت پنج صبه تقریبا و.من با گوشیم آنم،غش کرد ا خنده، جوری ک صدا خنده هامو فک کنم همسایه اینا هم شنیدن ش برسه ب خونوادم ^_^ ینی رفتم زیر پتو ک مثه صدا.خفه کنه اسلحه عمل کنه ولی فایده نداش. خواستم بگم ادامه بدین من ب عشقه شماها میام اینجاع اصن ^_^ عباس جون یه امضا رو یکی از اون شلوار کردیات بکن بم بده بدم ب عشقم جای اون شلوار تنگو چسبونش بپوشه :|
ایـن حـق ِ مسـلم ِ هـر دختری ِ کـه عـکس های 13 تا 18 سالگی شو بـسوزونه ^_^