گاهی به خاطرش،
ماندن را تحمل کن..
رفتن از دست همه بر می آید!
@solitary.zz · ۱۰۴ امتیاز
★★☆☆☆ ۲ از ۵ (۵ رأی)
گاهی به خاطرش،
ماندن را تحمل کن..
رفتن از دست همه بر می آید!
تــو مـیدانــی چــ ـرا هــرچـه ایــن نگـ ــاه مـی بـ ـارد !
ایــن بغــض سبـکـ ـــ نمــی شــ ـود ؟؟!
چقـ ـدر گفتــ ـم ایــن همــه بـی نشـ ــان شـدن دلتنگـ ـــ تــرم مـی کنــد ؟؟
چقـ ـدر گفتــ ـم ایــن همــه زمــزمـه ی نبــ ـودن بـی تـــابــ ـــ تــرم مـی کنــد ؟؟
مــن گفتــ ـم امـــا تــو بــ ـاور نکـ ـردی
دلتنگـ ـــ تـــر شــ ـدم ....
بــی تـــابــ ـــ تـــر شـ ـدم ....
بــ ـاور کــن
کداميـــــــن آســـمان را وعده ميــــدهي؟؟؟.......
پرنـــــــده که پرواز نمــــي خواســــــت.....
او بـــــــــه دستاني که پرش مـــــــي داد عــاشـــــق بود...
نــــــــه مـــــــژده ای
نـــــــه مســــیحا نفســـی
و نــــه آمــــدنی!
ایــن شــــــد کــه بــه فــــال بی اعتــــــقادم!
نمی گوید بیا
نمیــــگویــد بمـــــان
نمیــگویـــد بـــرو حتی راحتـــم بگـــذار
می آید حـــرف های عاشــقــانه میشــنود
لبخنــد میزند و میرــود
کــارهرشـــب اوســـت!!!!
عادت دار�
هَـــر روز
جـــــایِ انگشــــــتانم را از روی شیشــــه یِ مانیتور پاک کن�
آخــــر
نوازش کردن عکـــــس هایَت
عادَت مَن است…
وقتي مردم از كسي تعريف مي كنند
كمتر كسي باور مي كند
ولي وقتي كه از كسي بدگويي مي كنند
همه باورشان مي شود
“عشق” یعنی :اختیار بدی که نابودت کند
اما
“اعتماد” کنی که این کار را نمی کند . . .
دلت که گرفت، دیگر منتِ زمین را نکش
راهِ آسمان باز است ، پر بکش . . .
دلتنگی هموون مکثی ِ
که رو اسمش می کنی،،
وقتی شماره های گوشیت رو میای پایین !!!!
ایـنـکـــه
میـان دسـتـانَـت
لـحـظـه ای* چـشـــم هــــایــــم را بـبـنــــدم…
و دنـیــــا بـــه سکـوت صـــدای*
نَـفَـس هــایَـت فــــرو رَوَد
نمیــــدانــــــی* …
چه هـیـجـــانــــی* ست
خسته که می شوم ، سرم را میان دستهایم می گیرم و آنقدر تکرارت می کنم که بالا بیاورم !
من انتقام زجرِ تمام لحظه های بی تو بودن را بالاخره از “خودم” خواهم گرفت....
عادت به روضه کرده دلم روضه خوان کجاست
صاحب عزای فاطمه، آن بی نشان کجاست
قربان اشک روز و شب چشم خسته ات
مولا فدای مادر پهلو شکســــته ات
التماس دعا
شهادت گل یاس در کویر ناسپاس بر عاشقان با احساس تسلیت باد.
این روزهای آخر عمرت بیا بخند
اصلا برای من نه برای خدا بخند
گفتی که گریه هات مرا میکشد علی
یا گریه میکنم سر سجاده یا بخند
گفتی بلند شو به سوی مسجدت برو
اینگونه که نمیروم اول شما بخند
باشد قبول رو زدن من قبول نیست
پس لا اقل به خاطر این بچه ها بخند
اصلا بنا شد اگر خنده ای کنی...
این سینه ات شکسته فقط بی صدا بخند
وقتی خداست منتظر خیر مقدمت
خوشحال باش گريه چرا؟غم چرا؟ بخند
سوگند به ایزد و به قرآن مجید
سوگند به حیدر و به زهرای شهید
نامردم اگر سیه بر این تن نکن�
گور پدر عید من و سال جدید
”
عجب خرابه ای به بار آورده
نگاه کن…
مدت هاست در تلاشند
مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند…
مهربان تر از من دیده ای؟
نشانم بده…!
کسی که بارها بسوزانیش و باز هم با عشق نگاهت کند
تمام خوبـــــی حس مالکیت اینه که
از کسی که دوسش داری بپرسی تــــــــــو مال کی هستی؟!
و اون بدون معطلی بگه:
فــــــــقط مـــــــــال تــــــــــــــــــــو....
از تــــو چه پنهان ،
گاهی آنقدر خواستنی می شوی
که شروع می کنم
به شمارش تــک تــک ثانیه ها
برای یک بار دیگر رسیدن ،
به تـــــــــــو
یخ آب میشود در روح من،
در اندیشههایم.
بهار،
حضور توست
بودنِ توست
برای دوست داشتنت نیاز به استخاره نبود
امــا برای با تو بودن و با تو ماندن
سَراپــا نیـــازمند استجابَت دعایم