r

rahele

@قند عسل · ۶ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

پ
پ مثل..... ۱۳ سال پیش
جوک

نشسته بودیم تو قطار داشتیم بیرونو نگا میکردیم...(رفته بودیم مشهد همه تونم دعا کردم:) )
1گله دیدیم که یه چوپون داشت.بعدش یکم با فاصله از اینا چنتا گله دیگه هم بود بعضاشون چوپون نداشتن.
مامانم:این گله ها عین همن صاحباشون چه جوری تشخیص میده کدوم مال کیه؟
بابام:چن ساله که دارن گله شونو. میشناسن دیگه کارشون همینه خب.
مامانم:مثلا حالا اگه یکی از گوسفندا جدا شه از گله چی؟بره قاطی اون یکیا!
بابام درحالیکه به ما اشاره میکنه:حرفی میزنیا خانوم! مثلا وقتی اینا میرن قاطی مردم میشن ینی دیگه شما نمیشناسیشون؟!!!
من:((((
گوسفندا::)))))))
چوپان دروغگو@-@
من ساده تا اون روز فک میکردم فقط یه سر راهی ام...

پ
پــــارلا ۱۳ سال پیش
جوک

----;{@ پــ مثل پــــارلا @};---
مهمون اومده خونمون...
منم دارم تو اشپزخونه چایی میریزم...یهو شلوغ میشه خونه و مامی میاد کمکم....
دیدین رو چایی آب جوشو با فاصله بریزی روش حباب جمع میشه؟من به اون میگم تف!!!
مامان چاییارو میریزه و میده دستم که ببرم...میگیم مامان تف کردی که رو اینا! اونم میگه:آره خواستم زود سرد شه بخورن زودتر برن(به شوخی)
جم میکنم حباباشو و میبرم...
در کمال تعجب هیشکی چایی نمیخوره..و میرن..
بعد از بابام میپرسم بابایی واسه چی داشتی میومدی آشپزخونه و برگشتی یکم پیش؟
میگه:کی؟من؟ من که آشپزخونه نیومدم.ریحانه بود اومد(یکی از گودزیلاهای فامیل)
بعدشم نمیدونم چی در گوش مامانش گفت اونم به بغل دستیش گفت و داشتن پچ پچ میکردن خلاصه.
گرفتید قضیه رو؟!!!
فقط صداشو درنیارید که مام بابام نفهمیدن...وگرنه مسئول عواقبش شماییدو تو قیامت باس جواب بدید :دی
بچه فامیل ابلهه داریم ما؟تف چایی رو خنک میکنه؟!!!!!

پ
پسته:-) ۱۳ سال پیش
جوک

فامیله اومده یه اس ام اس تبریک فرستاده
نکرده اس ام اسو تا آخر بخونه حداقل اون "ایرانسل" از آخرش پاک کنه بعد بفرسته.
تازه موندم که نگا نکرده به شماره ام که خودم ایرانسل دارم و حتما این اس ام اس واسه خودمم اومده؟!
فامیله داریم ما؟! ملت فامیلشون شاعرمیشه کتابشو میاره عیدی هدیه میده.
بعد میرن کلی هزینه میکنن تحقیق میکنن که چرا آمار خودکشی بین جوونا انقد زیاد شده!!!
خو جای من بودی چیکار میکردی خودت ؟!

پ
پسته:-) ۱۳ سال پیش
جوک

:-)
مهمون اومده خونمون..نشستن دارن میحرفن.
منم دارم با دقت گوش میدم...
که بابام از آشپزخونه میاد و بر میگرده به پسر داییم میگه:پسرم حواساتون جمع باشه ها..این دختره رو میبینی کارش فقط شده اینکه سوتی بگیره از ملت بره تو 4جوک بنویسه!!
پسر داییم میگه 4جوک چیه؟
بابام که میخواد بیاد نزدیکتر و جواب بده پاش گیر میکنه به کناره فرش و میخوره زمین.....
میگن خدا روزی رسونه،همینه ...بفرما بابا جون!
اینه عاقبت کسی که بخواد مانع گردش روزگار واسه دلخوشی ما و از بین بردن سوژه واسه 4جوک شه.برو از خدا بترس!!!
:-)))))

ق
قند عسل ۱۳ سال پیش
جوک

:-)
دقت کردین آدم که اینجا پستارو میخونه قبل تصمیم واسه لایکیدن کاملا ناخودآگاه یه نگاهی هم به تعداد لایکا میندازه؟!
البته خودمو نمیگما. نه دااش ما از اون خونواده هاش نیستیم...
اتفاقا من همه رو لایک میکنم مخصوصا اونایی که پست اولی ان یا لایکشون کمه.
بالاخره اونام دل دارن و دلشون واسه 4جوک میتپه.
بععله عزیزم یه همچین قلب مهربونی دارم من...

ق
قند عسل ۱۳ سال پیش
جوک

:-)
من نمیدونم چرا روزایی که مامانم خیلی با من با محبت رفتار میکنه و مهربونتر میشه،
و حتی گاهی به صورت کاملا خودجوش میاد بهم پول میده که بیا عزیزم لازمت میشه،
کنتاکت داره با روزایی که من از صب مث یه موجودی داشتم تو خونه براش کار میکردم؟!!
سوالم اینه که این کنتاکت کاملا اتفاقی و تصادفیه عایا؟؟؟!!!!

ق
قند عسل ۱۳ سال پیش
جوک

:-)
2ساعته جلو آینه واستادم و دارم دماغمو بررسی میکنم.قبل عمل و بعد عملشو...
به مامانم میگم چرا پول نمیدید منم عمل کنم؟
برگشته میگه اگه همه چیت مث آدم بود و همین یه دماغت مشکل داشت همین فردا میبردمت عمل!!!
که اگه آدم بودی عیب و ایراد رو دماغ خوشگلی که خدا بهت داده نمیداشتی!!!
منم بهم برخورد ولی بین خودمون بمونه چون گفت دماغ خوشگلت،من کوتا اومدم و خون بپا نکردم بخاطر توهینش:-)))

ق
قند عسل ۱۳ سال پیش
پیام

:-)
عاقا همه چیز زندگی که مادیات نیس..پسته نیس... پراید نیس..
دو روز پیش اولین پستمو تو 4جوک گذاشتمو
منتظر تاییدش بودم.
یکم پیش اومدم پای 4جوک...یکم از مطالبو خونم که یهو مامانم صدام زد....
رفتم و برگشتم که ادامه بدم خوندن از جایی که مونده بود...که بعععله!دیدم همون اولین مطلب مال خودم بوده که تایید شده.
ااانقذذذذه خوشحال شدم که نگو.................:-)))
لذتش از روندن یه پراید پر پسته هم بیشتر بود برام...!!!
(بزن لایکو به سلامتی اونایی که بی بهونه شادن بسلامتی اهالی 4جوک و دست اندر کاراش)

ق
قند عسل ۱۳ سال پیش
جوک

:-)
هر وقت به مخاطب خاصم میگم میخوام خودکشی کنم از دست تو و از عشقت،باور نمیکنه حرفمو و نیم درصدم جدی نمیگیره.
حالا بماند که منم جدی نمیگم اصلا
اما بهم برمیخوره و
یکی از فانتزیام اینه که اینکارو بکنم بعد ببینم چه حالی میشه دیگه وقتی از پا افتاد و از کار و زندگی دس کشید و داغون و خراب شد معتاد شد و اونم خواست خودکشی کنه، از سمت افق برگردم(همه فقط میرن سمت افق.فک کنم من اولین کسی هستم که میتونه از اون سمت برگرده!) و بهش بگم من زنده ام ولی دیگه تا تو باشی و من حرفی میزنم بخوای جدی نگیری.
مخاطب خاصه ما داریم آخه؟!!!

ق
قند عسل ۱۳ سال پیش
جوک

:-)
گودزیلا نی نی ما (بچه خواهرم) هلاک کامپیوتره اما فقط بلده خاموش روشن بکندش و هی دکمه های کیبوردو بزنه.انقد بهش گفتم دس نزن و زده که آخرسر دیگه جدی شدم و برگشتم بهش گفتم به لپ تاپ من دس نزن خراب میشه و اونم که گودزیلا!گفته مال منه و هی من گفتم مال منه و اون گفته....
منتها چون بچه اس و تخیلاتش در حد هایپره دیگه خودشم باورش شده حرفش.
یکم پیش اومده تو اتاق و دیده پای لپتاپم با صدای بلند میگه خاله چرا بی اجازه لف تاب!!! منو برداشتیییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و قصه شرو شده باز.........
ولی با همه گودزیلا بودنش عاشقشم.

ق
قند عسل ۱۳ سال پیش
جوک

سلام:)
این اولین پست منه.خوش اومدم:)
چن روز پیش یه اس ام اسی اومده بود برام با این مضمون:"ما دیشب پسته خوردیم" شاید برای شما هم اتفاق بیافتد.
اینو فرستادم واسه دوستم.جدی گرفت و الان دیگه گیر داده که واسه منم بیار
حالا من نمیدونم باید چیکار کنم؟یکی راهنماییم کنه از کجا بیارم واسش ببرم؟

ق
قند عسل ۱۳ سال پیش
پیام

ما یه گودزیلا نوه داریم.2 سال و نیمشه. دو ترمه میره کلاس نقاشی.و البته همینجوری و الکی نمیره.ازش تست گرفتن و استعدادش تایید شده و ثبت نامش کردن.
فقط کاش میشد ببینیدش که چطور تو یه دستش شیشه شیره و تو اون یکی دستش مداد رنگیه و نقاشی میکشه.ینی انقد نی نیه!
با این اوضاع دیروز داشتن با داداشم نقاشی میکشیدن و برگشته تو جمع به پسر 25 ساله گفته که تو هیچی بلد نیستی!ینی اساسی بهش ضربه روحی واردکرد.
من الان تو فکر آینده مون با این گودزیلام که چه ها به سرمون خواهد اومد....