پ
پ مثل..... ۱۳ سال پیش
جوک

نشسته بودیم تو قطار داشتیم بیرونو نگا میکردیم...(رفته بودیم مشهد همه تونم دعا کردم:) )
1گله دیدیم که یه چوپون داشت.بعدش یکم با فاصله از اینا چنتا گله دیگه هم بود بعضاشون چوپون نداشتن.
مامانم:این گله ها عین همن صاحباشون چه جوری تشخیص میده کدوم مال کیه؟
بابام:چن ساله که دارن گله شونو. میشناسن دیگه کارشون همینه خب.
مامانم:مثلا حالا اگه یکی از گوسفندا جدا شه از گله چی؟بره قاطی اون یکیا!
بابام درحالیکه به ما اشاره میکنه:حرفی میزنیا خانوم! مثلا وقتی اینا میرن قاطی مردم میشن ینی دیگه شما نمیشناسیشون؟!!!
من:((((
گوسفندا::)))))))
چوپان دروغگو@-@
من ساده تا اون روز فک میکردم فقط یه سر راهی ام...

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.