****خاطره اي كه ازش مونده****
هر وقت ميرفتم پيشش چشم تو چشمش مينشستم....اخه چشاشو خيلي دوست داشتم.....
با اينكه كنارش بودم....بازم دلم واسش تنگ ميشد....خيلي حرفه پيش عشقت باشيو دلت واسش تندتند بزنه و تو چشاش نگاه كنيو دلتنگش بشي....
وقتي بهش ميگفتم دلم واست تنگه....ميگفت تو ديونه ايي بخدا پسر....با اينكه پيشمي دلتنگمي؟....
منم ميگفتم ....اره من ديوونم ....اونم ديوونه تو.....بعد چشام تو چشاش خيره ميشد....يهويي چشام پر اشك ميشد....رو لبم خنده بود اما چشام خيس بود.....
بعد با دستاش اشكاي دور چشامو پاك ميكردو ميگفت....قربون اقاي ديونم برم....
منم كلي ذوق ميكردم....
اون موقع كه بود اين همه دلتنگش بودم.....واي به حال الانم....
لايك=چه دل ديوونه ايي دارم من......