****خاطره اي كه ازش مونده****
از لواشك و پاستيل خيلي خوشش ميومد....
هروقت ميرفتم پپيشش كلي لواشك و پاستيل واسش ميخردم.....
بعد 1روزه همشونو ميخورد.....اخرشم معده درد ميگرفت....منم كلي
ناراحت ميشدم از درد معدش.....
اينقد خداخدا ميكردم تا حالش خوب شه.....وقتي حالش خوب ميشد به خودم ميگفتم ديگه واسش نميخرم....ولي بازم وقتي ميخواستم برم پيشش دلم نمي اومد واسش نخرم و خوشحالش نكنم....
لايك=اهاي كسي كه جاي منو گرفتي براش لواشك و پاستيل ميخري....