n
no love ۱۳ سال پیش
پیام

****خاطره اي كه ازش مونده****
از لواشك و پاستيل خيلي خوشش ميومد....
هروقت ميرفتم پپيشش كلي لواشك و پاستيل واسش ميخردم.....
بعد 1روزه همشونو ميخورد.....اخرشم معده درد ميگرفت....منم كلي
ناراحت ميشدم از درد معدش.....
اينقد خداخدا ميكردم تا حالش خوب شه.....وقتي حالش خوب ميشد به خودم ميگفتم ديگه واسش نميخرم....ولي بازم وقتي ميخواستم برم پيشش دلم نمي اومد واسش نخرم و خوشحالش نكنم....
لايك=اهاي كسي كه جاي منو گرفتي براش لواشك و پاستيل ميخري....

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.